English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hardware reset U باز راه اندازی سخت افزاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hardware U اهن الات
hardware U اهن الات ابزارالات
hardware U ابزار
hardware U واحدهای فیزیکی
hardware U قط عات
hardware U مدارهای مجتمع
hardware U دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد
hardware U دستگاههای اصلی
hardware U سخت ابزار
hardware U سخت افزار
reset U برگرداندن
reset U تبدیل کردن
reset to zero U صفرکردن
reset to zero U باز نشانش به صفر
reset U تغییر دادن
reset U برگرداندن یک وسیله به حالت اولیه
reset U عوض کردن
reset U یچی که برنامه رامتوقف میکندودستی دوباره تنظیم میکند
reset U دستوری که هر اجرای برنامهای رامتوقف میکندوکاربررابه صحفه نمایش یا BIOS برمی گرداند
reset U بازنشاندن
reset U راه اندازی مجدد
reset U صفرکردن داده
reset U برگرداندن سیستم به وضعیت اولیه برای اینکه برنامه یا فرایند مجددا شروع شوند
reset U تنظیم ثبات یا شمارنده دروضعیت اولیه اش
reset U سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
pseudo hardware U شبه سخت افزار
joiner's hardware U ابزار نجاری
hardware specialist U متخصص سخت افزار
hardware resources U منابع سخت افزاری
hardware platform U پایگاه سخت افزار
hardware monitor U مبصر سخت افزاری
common hardware U ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
common hardware U قطعات عمومی
hardware check U مقابله سخت افزاری
hardware configuration U پیکربندی سخت افزار
hardware dependent U وابستگی سخت افزاری
hardware key U کلید سخت افزاری
reset button U دکمه
bore reset U وسیله نگهدارنده کلینومتر پایه نصب کلینومتر در داخل لوله
system reset U راه اندازی مجدد سیستم
reset terminal U پایانه بازنشانی
reset key کلید آغازگر
reset key کلیدی روی یک صفحه کامپیوتر که معمولا برای برگرداندن قسمتهای یک کامپیوتر به حالت قبل از اجرا شدن برنامه بکار می رود
reset cycle U چرخه باز نشانی
hardware description language U زبان تشریع سخت افزاری
graphics input hardware U سخت افزار ورودی گرافیکی
counter reset button U دگمههایتحدیدشمارشگر
automatic reset circuit breaker U محافظت کننده مدر که باافزایش بیش از حد مجازمدار را قطع میکند
arresting system reset unit U متوقف کننده سیستم مهارهواپیما
aircraft arresting reset unit U وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com