Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
half wave rectifier
U
یکسوکننده نیم موجی
half wave rectifier
U
یکسوکننده نیم موج
half wave rectifier
U
یکسوسازیکراهه یکسوساز نیم موج
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
full wave rectifier
U
یکسوکننده تمام موجی
half wave dipole
U
انتن دو قطبی نیم موج
half wave potential
U
پتانسیل نیم موج
shorted half wave line
U
خط نیم موج بسته
open half wave line
U
خط نیم موج باز
rectifier
U
اصلاح کننده
rectifier
U
دیود
[فیزیک]
[مهندسی]
rectifier
U
یکسوکننده
rectifier
U
یکسو کننده
rectifier
U
یکسوساز
rectifier
U
اسباب تقطیر
rectifier
U
یکسوساز راستگر
rectifier
U
راستگر
rectifier
U
یکسو ساز
rectifier
U
وسیله اصلاح
rectifier
U
دوقطبی الکتریکی
[فیزیک]
[مهندسی]
rectifier
U
یکسوساز
[فیزیک]
[مهندسی]
pool rectifier
U
یکسوکننده مایعی
field rectifier
U
یکسوساز میدان
measuring rectifier
U
یکسوکننده سنجش
vapor rectifier
U
یکسو کننده جیوهای
metal rectifier
U
یکسوساز خشک
grid rectifier
U
یکسوساز شبکه
plate rectifier
U
یکسوسازاندی
meter rectifier
U
یکسوساز دستگاه اندازه گیری
plate rectifier
U
یکسوساز صفحه
multiphase rectifier
U
یکسوساز چند فازه
pool rectifier
U
لامپ مایع
pendulum rectifier
U
یکسوساز اونگی
vibrating rectifier
U
یکسوکننده لرزشی
three phase rectifier
U
یکسو ساز سه فازه
electronic rectifier
U
یکسوساز الکترونی
controlled rectifier
U
یکسوکننده تنظیم پذیر
rectifier meter
U
سنجه با یکسوکننده
contact rectifier
U
یکسوکننده مجاورتی
crystal rectifier
U
دو قطبی بلورین
selenium rectifier
U
یکسو کنندهء سلنیومی
selenium rectifier
U
یکسوکننده سلنیمی
bridge rectifier
U
یکسوکننده بریج
bridge rectifier
U
یکسو کننده پلوار
commutating rectifier
U
یکسوکننده جابجاگری
direction rectifier
U
یکسوکننده سمتی
arc rectifier
U
یکسو کننده جیوهای
arc rectifier
U
یکسوکننده قوسی
electrolytic rectifier
U
یکسوکننده الکترولیتی
electrolytic rectifier
U
یکسوسازی الکترولیتی
electronic rectifier
U
یکسوکننده الکترونی
rectifier efficiency
U
بازده یکسوکننده
ideal rectifier
U
یکسوکننده ایده ال
ignition rectifier
U
یکسوساز بخار جیوهای باالکترودهای اتش زنه
linear rectifier
U
یکسوکننده خطی
crystal rectifier
U
دیود
silicon rectifier
U
یکسو کننده سیلیسیمی
point contact rectifier
U
یکسو کننده نقطهای
grid current rectifier
U
یکسوکننده جریان شبکه
crystal video rectifier
U
یکسوکننده بلورین ویدئو
battery charging rectifier
U
باتری پر کن
grid current rectifier
U
اشکارساز شبکه
burnout of a crystal rectifier
U
سوختن یکسوکننده دیودی
single phase rectifier
U
یکسوکننده یک فازه
aluminium cell rectifier
U
یکسوکننده با پیل الومینیمی
dry disc rectifier
U
یکسو ساز خشک
gas filled rectifier
U
یکسوکننده گازی
constant potential rectifier
U
یکسو کننده با ولت ثابت
argon bulb rectifier
U
یکسو کننده ارگنی
mercury arc rectifier
U
یکسوکننده جیوهای
copper oxide rectifier
U
یکسوکننده مس- اکسید
alternating current rectifier
U
یکسوکننده
welded contact rectifier
U
یکسو کننده نقطهای جوش شده
hot chathode rectifier
U
یکسوکننده با کاتد گرم
surface contact rectifier
U
یکسوکننده سطحی
dry plate rectifier
U
یکسو ساز خشک
mercury vapor rectifier
U
یکسوساز بخار جیوه
mercury vapor rectifier tube
U
یکسو کننده جیوهای
high inverse voltage rectifier
U
یکسوکننده با برگشت قوی
wave
U
فر موی سر دست تکان دادن
To wave at someone.
U
به کسی دست تکان دادن
wave
U
موجی بودن موج زدن
wave
U
هیجان
wave
U
موج رادیویی
wave
U
موج زدن
wave
U
موج
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
خیزاب
to wave away
U
باشاره دست بیرون کردن
the wave
U
دریا
wave off
U
به زمین ساییده شدن هواپیما
new wave
U
نیوویو
wave off
U
فرود همراه با سایش
ionospheric wave
U
موج یونکرهای
permanent wave
U
فرششماهه
interference wave
U
موج انترفرنس
plane wave
U
موج صفحهای
numbered wave
U
امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
ionospheric wave
U
موج فضایی
modulated wave
U
موج تحمیل شده
wander wave
U
موج سیار
mach wave
U
موج ضربهای
mach wave
U
انتن سرعت سنج هواپیما
longitudinal wave
U
موج طولی
micro wave
U
کهموج
micro wave
U
خرده موج
light wave
U
موج نوری
muzzle wave
U
موج ضربتی دهانه لوله توپ
muzzle wave
U
موج پرتاب گلوله
plane wave
U
موج مسطح
interference wave
U
موج مزاحم
hertzian wave
U
موج هرتسی
radio wave
U
امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
progressive wave
U
موج پخش شونده
hertzian wave
U
امواج هرتز hertz
helicopter wave
U
گروه پرواز هلیکوپترها برای یک عملیات
pressure wave
U
موج فشار
hybrid wave
U
موج مرکب
hertzian wave
U
موج رادیویی
helicopter wave
U
موج هلیکوپترها
harmonic wave
U
موج هماهنگ
harmonic wave
U
موج هارمونیک
non sinusoidal wave
U
موج غیر سینوسی
wave pressure
U
فشار حاصل از موج
impluse wave
U
موج ضربهای
matter wave
U
موج مادی
indirect wave
U
موج غیرمستقیم
infrasonic wave
U
موج مادون صوت
radio wave
U
موج رادیویی
wave velocity
U
سرعت موج
wave kick
U
حرکت روی جلوی تخته موج با ضربه زدن یا کشیدن یک پادر موج
wave length
U
طول موج
wave mecanics
U
مکانیک موجی
wave motion
U
حرکت موجی
wave motion
U
حرکت موج
wave motion
U
انتشار موج
wave guide
U
موجبر
wave guide
U
هادی برای تابشهای الکترومگنتیک
wave drag
U
پسای موج
wave equation
U
معادله موج
wave form
U
شکل موج
wave form
U
شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
wave frequency
U
بسامد موج
wave front
U
جبهه امواج رادیویی
wave front
U
جبهه موج
wave function
U
تابع موجی
wave number
U
عدد موج
wind wave
U
خیز اب ناشی از باد
wind wave
U
موج باد
translation wave
U
موجبرگردان
wave base
U
سطحموج
wave clip
U
گیرهفر
wave height
U
ارتفاعموج
wave wall
U
دیوارموج
to wave one's handkerchief
U
دستمال جیب خود را
[برای کسی]
تکان دادن
wind wave
U
موج ناشی از باد
wave winding
U
سیم پیچ موجدار
wave of excitation
U
موج تهییج
wave parameter
U
پارامتر موج
wave period
U
زمان تناوب امواج دریا
wave propagation
U
انتشار موج
wave propagation
U
حرکت موج
wave radiation
U
تابش موج
wave trap
U
موج ربا
wave trough
U
نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
wave vector
U
بردار موج
sky wave
U
موج یونکرهای
wave speed
U
سرعت موج
sawtooth wave
U
موج دنده ارهای
square wave
U
موج چهار گوش
square wave
U
موج مربعی
square wave
U
موج مربع
square wave
U
باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
standing wave
U
موج ایستاده
standing wave
U
موج ساکن
standing wave
U
موج نوساندار هوا که در اوج خلبان از ان استفاده میکند
sky wave
U
امواج اسمانی
seismic wave
U
ارتعاشاتزمینلرزه
sawtooth wave
U
جریان دندان ارهای
scheduled wave
U
امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
shear wave
U
موج برشی
shell wave
U
صدای زوزه گلوله
sine wave
U
موج سینوسی
sinusoidal wave
U
موج سینوسی
sky wave
U
موج فضایی
stationary wave
U
موج ایستاده
traveling wave
U
موج رونده
travelling wave
U
موج سیار
ultrashort wave
U
موج خیلی کوتاه
velocity of a wave
U
سرعت پخش موج
WAVE file
U
روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
wave amplitude
U
دامنه موج
wave band
U
دسته امواج رادیو
wave band
U
باند موج
wave bands
U
باندهای موج
stationary wave
U
موج ساکن
the wave heaves
U
خیزاب بلندمیشودومیافتد
to wave farewell
U
باجنباندن دست بدرودگفتن دست خداحافظی تکان دادن
wave train
U
قطار موج
transient wave
U
موج سیار
transient wave
U
امواج سیار
wander wave
U
امواج سیار
transversal wave
U
موج عرضی
transverse wave
U
موج عرضی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com