Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
half reaction
U
نیم واکنش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
half cell reaction
U
واکنش نیم سلول
Other Matches
reaction
U
انفعال عکس العمل
reaction
U
عکس العمل
reaction
U
واکنشی
reaction
U
انعکاس
reaction
U
واکنش
reaction
U
پرتو
overall reaction
U
واکنش کل
circular reaction
U
واکنش چرخشی
aldol reaction
U
تراکم الدولی
chemical reaction
U
واکنش شیمیایی
cannizzaro reaction
U
واکنش کانیزارو
shortening reaction
U
واکنش کوتاه سازی
second order reaction
U
واکنش مرتبه دوم
shortening reaction
U
واکنش مختصر واکنش کوتاه کننده
bimolecular reaction
U
واکنش دو مولکولی
balanced reaction
U
واکنش موازنه شده
reaction turbin
U
توربین فشار زیاد
acid reaction
U
واکنش اسیدی
reaction turbin
U
توربین عکس العملی
reaction timer
U
زمان سنج واکنش
reaction time
U
زمان اماده شدن یکان برای عکس العمل به دستورات
reaction time
U
زمان عکس العمل
reaction time
U
زمان واکنش
reaction turbine
U
توربین عکس العملی
addition reaction
U
واکنش افزایشی
backward reaction
U
واکنش برگشت
avoidance reaction
U
واکنش اجتنابی
armature reaction
U
عکس العمل ارمیچر
armature reaction
U
واکنش ارمیچر
antarafacial reaction
U
واکنش دوزخی
aldol reaction
U
واکنش الدولی
alarm reaction
U
واکنش هشدار
reformatsky reaction
U
واکنش رفرماتسکی
reaction threshold
U
استانه واکنش
side reaction
U
واکنش جانبی
cleavage reaction
U
واکنش گسسته شدن
electrocyclic reaction
U
واکنش الکتروسیکلی
elementary reaction
U
جزء واکنش
elimination reaction
U
واکنش حذفی
emergency reaction
U
واکنش اضطرار
endothermic reaction
U
واکنش گرماگیر
exchanger reaction
U
واکنش تبادلی
exothermic reaction
U
واکنش گرماده
favorskii reaction
U
واکنش فاروسکی
first order reaction
U
واکنش مرتبه یک
forward reaction
U
واکنش رفت
third order reaction
U
واکنش مرتبه سه
fugue reaction
U
واکنش گریز
grief reaction
U
واکنش سوگ
thermonuclear reaction
U
واکنش گرما- هستهای
transfer reaction
U
واکنش انتقالی
substitution reaction
U
واکنش استخلافی
concentred reaction
U
واکنش همزمان
condensation reaction
U
واکنش تراکمی
false reaction
U
واکنش کاذب
consecutive reaction
U
واکنش پی در پی
suprafacial reaction
U
واکنش تک رخی
conversion reaction
U
واکنش تبدیلی
wassermann reaction
U
ازمایش سرم خون برای تشخیص وجودمیکروب سیفیلیس در بدن
cross reaction
U
سطح مقطع
cycloaddition reaction
U
واکنش حلقه زایی
deferred reaction
U
واکنش معوق
delayed reaction
U
واکنش درنگیده
unimolecular reaction
U
واکنش تک مولکولی
growth reaction
U
واکنش رشد
reaction progress
U
پیشرفت واکنش
haloform reaction
U
واکنش هالوفرم
nuclear reaction
U
واکنش هستهای
adverse reaction
U
نتیجه جانبی
adverse reaction
U
اثر فرعی
metabolic reaction
U
واکنش سوخت و سازی
displacement reaction
U
واکنش جانشینی
adverse reaction
U
اثر جانبی
redox reaction
U
واکنش اکسایش- کاهش
adverse reaction
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
polyadiition reaction
U
واکنش چند افزایشی
precipitation reaction
U
واکنش رسوب دهنده
nuclear reaction
U
فرایند هستهای
neutralization reaction
U
واکنش خنثی شدن
heat of reaction
U
گرمای واکنش
heterogeneous reaction
U
واکنش ناهمگن
homogeneous reaction
U
واکنش همگن
insertion reaction
U
واکنش جایگیری
instantaneous reaction
U
واکنش انی
instantaneous reaction
U
واکنش فوری
intermediate reaction
U
واکنش واسطه
intermolecular reaction
U
واکنش بین مولکولی
irreversible reaction
U
واکنش برگشت ناپذیر
mass reaction
U
واکنش کلی
net reaction
U
واکنش نتیجه
quenching reaction
U
واکنش فرونشانی
rate of reaction
U
سرعت واکنش
reaction force
U
نیروی عکس العمل
reaction formation
U
واکنش وارونه
witting reaction
U
واکنش ویتیگ
reaction graph
U
گراف واکنش
chain reaction
U
واکنش زنجیری یاهستهای
chain reaction
U
واکنش زنجیری
chain reaction
U
واکنش زنجیرهای
reaction key
کلید واکنش
reaction of support
U
عکس العمل تکیه گاه
reaction potential
U
پتانسیل واکنش
reversible reaction
U
واکنشبرگشتپذیر
reaction direction
U
جهتواکنش
reaction equation
U
معادله عکس العمل
reaction equation
U
معادله واکنش
reaction engine
U
موتور عکس العملی
reaction chamber
U
محفظه فعل و انفعال
reaction chamber
U
اطاق واکنش
reaction coordinates
U
مختصات واکنش
reaction curve
U
منحنی واکنش
reaction products
U
فراوردههای واکنش
reaction curve
U
منحنی عکس العمل
reaction drills
U
تمرینهای واکنشی
load reaction brake
U
ترمز فشار باد
hand to mouth reaction
U
واکنش دست به دهان بردن
pseudo first order reaction
U
واکنش شبه مرتبه یک
ring clossure reaction
U
واکنش حلقه بندی
symmetry allowed reaction
U
واکنش مجاز از لحاظ تقارن
ring opening reaction
U
واکنش حلقه گشا
michael addition reaction
U
واکنش افزایشی مایکل
step reaction polymerization
U
بسپارش مرحلهای
oxidation reduction reaction
U
واکنش اکسایش- کاهش
roasting reaction method
U
روش واکنش تشویهای
markovnikoff addition reaction
U
واکنش افزایشی مارکونیکوف
olefin metathesis reaction
U
واکنش مبادله اولفینی
reaction rate of constant
U
ثابت سرعت واکنش
advancement degree of reaction
U
درجه پیشرفت واکنش
average reaction rate
U
سرعت متوسط واکنش
wolf kishner reaction
U
واکنش ولف- کیشنر
cis addition reaction
U
واکنش افزایشی سیس
average reaction rate
U
مقدار متوسط واکنش
coefficient of subgrade reaction
U
ضریب عکس العمل
modulus of subgrade reaction
U
ضریب عکس العمل
controlled thermonuclear reaction
U
جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
acute stress reaction
U
واکنش حاد فشار روانی
acid catalyzed reaction
U
واکنش کاتالیزور شده با اسید
reaction
[answer, commentary]
U
رای
reaction
[answer, commentary]
U
پاسخ
reaction
[answer, commentary]
U
نظر
oxidative addition reaction
U
واکنش افزایشی اکسایشی
effective reaction potential
U
حد موثر نیرومندی واکنش
absolute reaction rate
U
سرعت واکنش مطلق
addition elimination reaction
U
واکنش افزایشی- حذفی
law of additivity of reaction heat
U
قانون جمع پذیری گرمای واکنش
free radical chain reaction
U
واکنش زنجیری رادیکالی
half
U
نصف
half
U
سو
half
U
نصفه
one half of
U
نیمی از
one half of
U
یک نصف
one is half of two
U
یکی نیمی است از دو
one's better half
U
زن بطور کنایه
ones better half
U
زن
outside half
U
هافبک کناری
half
U
نیمه نخست
i thank you be half of
U
از طرف ... تشکر می کنم
half way
U
نیمه راه
half
U
طرف
first half
U
نیمه نخست
half
U
یکی از دو بخش معادل
half
U
شریک ناقص
half
U
نیمی
half in half out
U
دو پشتک به عقب با نیم وارو
half
U
دیسک درایویی که مقابل آن نیمی از حالت استاندارد باشد.
half
U
مودمی که در هر لحظه در یک حالت کار میکند.
half
U
بطور ناقص
half
U
ارسال داده در یک جهت در واحد زمان روی کانال یک سویه
half
U
کارتن با طول نصفه
half
U
جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
half
U
مجموعه بیتتها که نیمی از کلمه استاندارد را می گیرند ولی به عنوان واحد مجزا قابل دسترسی اند
half way
U
واقع در نیمه راه
half a d.
U
شش تا
second half
U
نیمه دوم
right half
U
نیمهراست
half
U
نیم
half and half
U
بالمناصفه
half and half
U
نوعی ابجو انگلیسی
half and half
U
نصفانصف
to go off half
U
بی اندیشه سخن گفتن وزیاددیدن
half
U
حرکت یا نمایش گرافیکی با نیمی از شدت معمولی
to go off half
U
بی گدارباب زدن
half a d.
U
نیم دو جین
he is half your weight
U
وزن او نصف وزن شما است
he did half swear
U
سخت سوگندیادکردن
half step
U
نیم گام
half thickness
U
ضخامت لازم برای نصف کردن نفوذ عناصر تراونده
half slip
U
زیر پیراهنی
half step
U
نیم قدم
half staff
U
نیم افراشته
half truth
U
حقیقت ناقص
half sovereign
U
سکه زر ده شیلینکی انگلیس
half sole
U
نیم تخت زدن
half sole
U
نیم تخت انداختن
half sole
U
نیم تخت
half width
U
نیم پهنا
half tide
U
حالت وسط جزر ومد
half timber
U
الوار کوتاه
half timber
U
ساخته شده از الوار کوتاه
half time
U
نیم وقت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com