English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 132 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
guarantee fund U سپرده تضمینی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
guarantee U تکفل کردن متعهد له
guarantee U مضمون له
guarantee U جیرو کردن
guarantee U مضمون به
guarantee U وثیقه
guarantee U متن قانونی که صحت کار ماشین یا کیفیت خوب یک موضوع را تایید میکند
guarantee U وثیقه
guarantee U ضمانت
This is the only way to guarantee that ... U تنها راه برای تضمین این است که ...
guarantee U تضمین
guarantee U تامین کردن
guarantee U تامین تضمین کردن
guarantee U تعهد
guarantee U ضمانت
guarantee U ضامن
guarantee U وثیقه سپرده
guarantee U ضمانت کردن
guarantee U تعهدکردن
guarantee U عهده دار شدن
guarantee U ضمانت نامه تضمین کردن
guarantee U تضمین
guarantee U سپرده
guarantee U کفالت وثیقه
guarantee U ضامن متعهد
guarantee U شخص ضمانت شده
contract guarantee U ضمانتنامه قرارداد
contract guarantee U ضمانت قرارداد
contract of guarantee U ضمان عقدی
contract of guarantee U عقد ضمان
delayed guarantee U ضمان موجل
tender guarantee U ضمانت شرکت در مزایده یامناقصه
collective guarantee U مسئولیت دسته جمعی مسئولیت تضامنی
claim under a guarantee U مطالبه تحت ضمانتنامه
bill of guarantee U ضمانتنامه
bid guarantee U ضمانتنامه شرکت در مناقصه
bank guarantee U ضمانت نامه بانکی
bank guarantee U ضمانت بانکی
automatic guarantee U ضمان قهری
guarantee period U دوره ضمانت
guarantee period U مدت تضمین
to discharge a guarantee U ضمانتی را ازاد کردن
sight guarantee U ضمان حال
return of guarantee U عودت ضمانتنامه
return of a guarantee U عودت ضمانتنامه
repayment guarantee U ضمانت استرداد پیش پرداخت
sight guarantee U ضمان موجل
performance guarantee U ضمانت حسن انجام کار
payment under a guarantee U پرداخت تحت ضمانتنامه
mutual guarantee U guarantee
joint and several guarantee U ضمانت تضامنی
issue a guarantee U صدور ضمانتنامه
i guarantee his appearance U من ضمانت می کنم که حاضرشود
to guarantee a contract U اجرای قراردادی راضمانت کردن
guarantee a contract U اجرای قراردادی را ضمانت کردن
claim guarantee form U مطالبه پرداخت ضمانتنامه
good performance guarantee U ضمانت حسن انجام کار
fund U موجودی سرمایه
fund U ذخیره
fund U اعتبار
fund U موجودی دارائی
fund U تهیه وجه کردن
fund U پشتوانه
fund U سرمایه ثابت یاهمیشگی
fund U سرمایه گذاری کردن
fund U تنخواه قرضه دولتی سهام
fund U صندوق
fund U وجوه
fund U سرمایه
fund U وجه
fund U تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
fund U اعتبار مالی
fund U دارائی
point fund U پاداش پایان فصل
relief fund U وجوه اعانه
provident fund U وجوه احتیاطی
reserve fund U سرمایه احتیاطی
reserve fund U وجوه ذخیره
reserve fund U وجوه اندوخته
depositary for a fund U سپرده برای یک صندوق
provident fund U وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
benevolent fund U کمکبهانجمنخیریه
slush fund U بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
slush fund U پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
fund-raising U گردآوری اعانه
unemployment fund U صندوق تامین بیکاری
sustentation fund U اعانه برای روحانیون بی نوا
sinking fund U دخیره استهلاک دین
sinking fund U ذخیره مخصوص پرداخت دیون ملی و مملکتی
sinking fund U وجه استهلاکی
sinkin fund U وجوه استهلاکی
revolving fund U اعتبار در گردش
revolving fund U تنخواه گردان
mutual fund U شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
current fund U نقدینه
trust fund U وجوه سپرده
current fund U اموالی که سریعا "بتوان به پول تبدیل کرد
trust fund U سپرده امانی
consolidated fund U سرمایه ذخیره
contingency fund U وجوه احتیاطی
trust fund U سپرده
trust fund U وجه امانی
trust fund U سرمایه امانی
trust fund U وجوه متراکم شده
contingent fund U اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
trust fund U وجوه پس انداز شده
emergency fund U وجوه اضطراری
imprest fund U اعتبار مربوط به پرداخت مساعده
capital fund U وجوه سرمایه
loan fund U صندوق وام
imprest fund U اعتبار مساعده
aid fund U صندوق تعاون
fund holder U دارنده سهام قرضه دولتی
fund code U کد اعتبارات
blended fund U سرمایههای بهم منظم شده
pension fund U صندوق بازنشستگی
amortization fund U وجه استهلاک
army deposit fund U سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
international monetary fund U صندوق بین المللی پول
chaplain activities fund U اعتبارمسجد
chaplain activities fund U اعتبار امور مذهبی
personal deposit fund U اعتبارات مربوط به پس اندازافراد
exchanged stabilization fund U مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
exchanged stabilization fund U صندوق تثبیت ارز
european monetary fund U صندوق پولی اروپا
electronic fund transfer U ارسال الکترونیکی دارائی
deposit fund account U حساب تشکیل سرمایه
deposit fund account U اعتبار تشکیل سرمایه
army deposit fund U پس انداز انفرادی افراد
social insurance fund U صندوق بیمههای اجتماعی
craft revolving fund U حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
wage fund theory of wages U نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com