Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
group pressure
U
فشار گروهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pressure group
U
گروه فشار
Other Matches
To bring pressure to bear . To exert pressure .
U
فشار خون دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure .
U
اعمال فشار کردن
out group
U
برون گروه
group
U
شیعه
group
U
حزب
group
U
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group
U
دسته بندی کردن
group
U
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
in group
U
گروه خودی
t group
U
گروه T
t group
U
گروه حساسیت اموزی
group
U
جمع اوری چندین چیز با هم
group
U
مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group
U
کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group
U
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group
U
جمع کردن چندین وسیله با هم
group
U
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group
U
نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
we group
U
گروه خودی
group
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
U
ناوگروه
group
U
دسته
group
U
گروه
group
U
انجمن
group
U
دسته دسته کردن
group
U
جمعیت گروه بندی کردن
group
U
جمع شدن
group
U
گروه رزمی
group interview
U
مصاحبه گروهی
group mark
U
نشان گروه
coordinated group
U
گروه کوئوردینانسی
group mark
U
علامت گروه
group index
U
اندیس گروه
group index
U
شاخص گروه
group identification
U
همانند سازی گروهی
group frequency
U
بسامد گروهی
group factors
U
عاملهای گروهی
group dynamics
U
پویش گروهی
group membership
U
عضویت گروهی
group norms
U
هنجارهای گروهی
group of targets
U
گروه اماجها
group theory
U
نظریه گروهها
group test
U
ازمون گروهی
group teaming
U
ریخته گری گروهی
group structure
U
ساخت گروهی
command group
U
گروه فرماندهی
commutative group
U
گروه جابجاپذیر
group separator
U
جداساز گروه
group selector
U
سلکتور گروهی
group rendezvous
U
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group printing
U
چاپ گروهی
control group
U
گروه گواه
group of targets
U
گروه هدفها
group dynamics
U
مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive
U
محرکه گروهی
group discussion
U
بحث گروهی
feeding group
U
قسمت خوراک دهنده
feeding group
U
گروه تغذیه کننده
experimental group
U
گروه ازمایشی
dead group
U
زمین بیروح
deactivating group
U
گروه کم کننده فعالیت
detail group
U
قسمت بیگاری
detail group
U
دسته ماموربیگاری
encounter group
U
گروه رویارویی
end group
U
گروه انتهایی
entering group
U
گروه وارد شونده
entry group
U
واجدین شرایط تخصصی شغلی
entry group
U
گروه واجد شرایط
formal group
U
گروه رسمی
functional group
U
گروه عاملی
group contracts
U
قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group contagion
U
سرایت گروهی
group consciousness
U
اگاهی گروهی
group casting
U
ریخته گری گروهی
group casting
U
ریخته گری
criterion group
U
گروه ملاک
dead group
U
زاویه بیروح
group captain
U
سرهنگ هوایی
group atmosphere
U
جو گروهی
group analysis
U
تحلیل گروه
group acceptance
U
پذیرش گروهی
gas group
U
گروه گاز
diastereotopic group
U
گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
group theory
U
نظریه گروهی
Group theory
U
نظریه گروه ها
[ریاضی]
group practice
U
گروهپزشکی
ginger group
U
افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group
U
گروه قیدی
user group
U
گروه کاربران
user group
U
گروه استفاده کننده
tractor group
U
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
thiocarbonyl group
U
گروه تیوکربونیل
task group
U
گروه ماموریت زمینی
task group
U
ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group
U
مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group
U
گروه تقارن
substituent group
U
گروه استخلافی
interest group
U
علایقگروهی
noun group
U
گروهکلمات
splinter group
U
گروهجداییطلب
management group
U
ائتلاف تجاری
management group
U
ائتلاف چند شرکت
extra-group
U
ناهمراه گروه
[پرنده شناسی]
finite group
U
گروه متناهی
[ریاضی]
cyclic group
U
گروه دوری
[ریاضی]
sporadic group
U
گروه نامنظم
[ریاضی]
business group
U
شرکت سهامی
[شرکت]
strength group
U
گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
standardization group
U
گروه معیاریابی
norm group
U
گروه هنجار
natural group
U
گروه طبیعی
minority group
U
گروه اقلیت
membership group
U
گروه عضویت
marginal group
U
گروه حاشیهای
local group
U
گروه محلی
leaving group
U
گروه ترک کننده
landing group
U
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
infinite group
U
گروه نامتناهی
hydrogxyl group
U
گروه هیدروکسیل
within group variance
U
پراکنش درون گروهی
open group
U
گروه باز
phosphoryl group
U
گروه فسفریل
pile group
U
دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
spelling group
U
حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
side group
U
گروه جانبی
shot group
U
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
selected group
U
گروه گزیده
salvage group
U
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
salvage group
U
گروه بازیابی وسایل
repeating group
U
الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
reference group
U
گروه مرجع
product group
U
کالاهی مشابه
primary group
U
گروه نخستین
point group
U
گروه نقطهای
group velocity
U
سرعت گروهی
alkyl group
U
گروه الکیل
between group variance
U
پراکنش میان گروهی
peer group
U
گروه همسالان
beach group
U
گروه خدمات ساحلی
battle group
U
گروه نبرد
battle group
U
واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
group therapy
U
گروه درمانی
abelian group
U
گروه ابلی
amino group
U
گروه امینی
acid group
U
گروه اسید
acid group
U
گروه اسیدی
blood group
U
گروه خون
boat group
U
ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
beach group
U
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
carbonyl group
U
گروه کربونیل
alkyl group
U
گروه الکیلی
bridging group
U
گروه پل شده
aiming group
U
دستگاه مثلث گیری
bridged group
U
گروه پل شده
age group
U
گروه سالخور
age group
U
گروه سنی
blood group
U
گروه خونی
blood group
U
تعیین کردن
acidic group
U
گروه اسید
closed group
U
گروه بسته
armor group
U
گروه زره تانک
army group
U
گروه ارتش
air group
U
گروه هوایی
carboxylic group
U
کروه کربوکسیلی
artillery group
U
گروه توپخانه
armor group
U
گروه زرهی
coacting group
U
گروه همکار
acidic group
U
گروه اسیدی
attack group
U
گروه تک
attack group
U
گروه تک به ساحل
air group
U
گروه هوایی یک ناو
aiming group
U
عوامل مثلث گیری
antisubmarine carrier group
U
ناو گروه هواپیمابر ضدزیردریایی
free amino group
U
گروه امینی ازاد
date time group
U
گروه ساعت و زمان
area coordination group
U
گروه هماهنگ کننده عملیات منطقه
fire support group
U
ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
age group competition
U
مسابقه برحسب گروه سنی
sensitivity training group
U
گروه حساسیت اموزی
activated methylene group
U
گروه متیلن فعال شده
group of battery plates
U
دسته صفحات باتری
group occulating light
U
چراغ ناپیوسته گروهی
lattice point group
U
گروه نقطهای شبکه
tac log group
U
گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
local group of galaxies
U
کهکشانهای گروه محلی
group teaming plate
U
صفحه ریخته گری گروهی
group flashing light
U
چشمک زن دستهای
special interest group
U
که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
special interest group
U
گروه
amphibious task group
U
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
activity group therapy
U
درمان با فعالیت گروهی
transformer connecting group
U
گروه اتصال ترانسفورماتور
amphibious control group
U
گروه کنترل اب خاکی
air transport group
U
گروه ترابری هوایی
Abelian group
[math.]
U
گروه جابجایی پذیر
[ریاضی]
close covering group
U
ناو گروه پشتیبانی نزدیک
Why dont you join our group. ?
U
چرا به جمع ما نمی آیی ؟
commutative group
[math.]
U
گروه آبلی
[ریاضی]
Abelian group
[math.]
U
گروه آبلی
[ریاضی]
carrier air group
U
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com