Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
ground position
U
ایستگاه زمینی
ground position
U
نقطه تصویرزمینی هواپیمای در حال عکاسی
ground position
U
موقعیت زمینی
ground position
U
در خاک نشستن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
position
U
شغل رسمی
position
U
موقعیت
position
U
وضع
position
U
وضعیت موضع
position
U
شکل موقعیت
position
U
جا
position
U
محل
position
U
وضع چگونگی
position
U
نهش
position
U
شغل
position
U
مرتبه مقام
position
U
قراردادن امورات مربوط به وفایف
position
U
مستقرشدن یاکردن
position
U
مقام شغل سازمانی
position
U
حالت محل سازمانی
position
U
موضع
position
U
مقام
position
U
وضعیت
position
U
موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
position
U
منصب
position
U
مقام یافتن سمت
position
U
جایگاه
position
U
مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
y position
U
حالت- ایگرگ
an a for a position
U
درخواست دهنده برای کار
position
U
قراردادن یاگرفتن
to be in a position to do something
U
موقعیتش باشد که کاری را انجام بدهند
on position
U
وضعیت وصل
position
U
بردار مکان
[ریاضی]
position
U
نظریه
position
U
محل چیزی
t position
U
حالت یک اسکیت عمود براسکیت دیگر
position
U
قرار دادن چیزی در محل خاص
sign position
U
مکان علامت
sign position
U
موضوع علامت
set position
U
اماده در نقطه اغاز
selection of position
U
انتخاب موضع
screen position
U
مکان صفحه
rigging position
U
وضعیت هواپیما که دران محورعرضی و یک محورطولی اختیاری در یک صفحه افقی قرار دارند
rest position
U
وضعیت ساکن
rest position
U
موقعیت سکون
sign position
U
موقعیت علامت
forward position
U
موقعیت رو به جلو
switch position
U
موضع رابط دفاعی
supplementary position
U
موضع یدکی
supplementary position
U
موضع تکمیلی
steinitz position
U
پوزیسیون اشتاینیتسی
starting position
U
وضعیت راه اندازی
starting position
U
وضعیت صفر
switch position
U
موضع دفاعی بینابین
stag position
U
پاباز در هوا
squatting position
U
وضعیت چمباتمه در تیراندازی
sitting position
U
وضعیت نشسته
stag position
U
وضع پاهای باز
electrode position
U
رسوبگیری الکتروشیمیایی
firing position
U
موضع اتش وضعیت تیراندازی حالت تیراندازی
fist position
U
وضع و حالت مشت
This position is much too small for me .
U
این سمت برای من خیلی کوچک است
float into position
U
شناور شدن
float into position
U
غوطه ور شدن
unit position
U
مکان واحد
steering position
U
wheelhouse
free position
U
روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
firing position
U
موضع تیر
financial position
U
وضعیت مالی
endo position
U
موقعیت اندو
equilibrium position
U
وضع تعادل
estimated position
U
نقطه تخمینی
estimated position
U
نقطه براوردی
extreme position
U
وضعیت نهایی
extreme position
U
واقع درمنتهاالیه
fencing position
U
گارد شمشیرباز
final position
U
وضعیت نهایی
He has not enough experience for the position.
U
برای اینکار تجربه کافی ندارد
gearbox position
U
وضعیت جعبه دنده
tuck position
U
موفقیتجمعشده
wing position
U
وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
waltz position
U
رقص والس
waiting position
U
ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
validated position
U
شغل بلاتصدی سازمانی
to seek a position
U
نظر خواستن
to seek a position
U
مشورت کردن
to seek a position
U
جستجوی کاریامقامی کردن پی کاری گشتن
firing position
U
موقعیت احتراق
winning position
U
پوزیسیون برنده
lotus position
U
جاگیری لوتوسی
straight position
U
فرم مستقیم
position of the ligament
U
طرزقراگیریرباط
position marker
U
نشانگرموقعیت
pike position
U
وضعخمشدنبدنشکل7باپاها
leg position
U
مدلپا
document-to-be-sent position
U
موقعیتفرستادنمدارک
arm position
U
موقعیتبازو
lotus position
U
چمباتمه لوتوسی
validated position
U
محل سازمانی خالی
rest position
U
استراحتگاه
position buoy
U
بویه موقعیت
no wind position
U
محل نهایی هواپیما
no wind position
U
اخرین محل هواپیما
neutral position
U
وضعیت خنثی یا خلاص حالت خلاص یا بی باری
neutral position
U
وضعیت بی باری
neutral position
U
محل بی اثر
position light
U
علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
neotral position
U
وضع بدن عمود بر سطح مسیر
position of attention
U
حرکات و احترامات نظامی
position response
U
پاسخ مکانی
position warfare
U
جنگ موضعی
monopoly position
U
موقعیت انحصاری
position warfare
U
نبرد موضعی
meta position
U
محل متا
men of position
U
صاحبان مقام
measuring position
U
محل سنجش
occupation of position
U
اشغال موضع
occupation of position
U
اشغال موضع کردن
offhand position
U
حالت ایستاده در تیر اندازی
position area
U
منطقه مواضع
position angle
U
زاویه تراز
position angle
U
زاویه ارتفاع جسم
position buoy
U
بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
position control
U
پیچ مرکز گذار
pinning position
U
نزدیک به ضربه شدن
position correction
U
تصحیحات موضعی
position defense
U
دفاع موضعی
position defense
U
دفاع یا پدافندثابت
para position
U
محل پارا
ortho position
U
محل ارتو
position finding
U
موقعیت یابی
position habit
U
عادت مکانی
position indicator
U
شاخص نماها
ordinal position
U
جایگاه ترتیبی
post position
U
محل اسب در شروع
predicament position
U
بخطر افتادن
lucena position
U
پوزیسیون لوسنا در اخر بازی رخ و پیاده شطرنج
ideal position
U
وضعیت ایده ال
ideal position
U
پوزیسیون ارمانی شطرنج
ideal position
U
پوزیسیون ایده ال
holding position
U
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
punch position
U
موضع منگنه
punch position
U
محل منگنه
he is unworthy of his position
U
شایسته مقام خود نیست
ready position
U
حالت حاضر به تیر
ready position
U
حاضربه تیراندازی
ready position
U
وضعیت حاضربه حرکت هلیکوپتر
reclining position
U
حالت غنوده
referee's position
U
خاک شدن در کشتی
referee's position
U
اعلام کشتی در خاک از سوی داور
reference position
U
محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
repetition of position
U
تکرار وضعیت
idle position
U
وضعیت ساکن
idle position
U
حالت سکون
illegal position
U
پوزیسیون غیر قانونی شطرنج
primary position
U
موضع اصلی
primary position
U
موضع ابتدایی
print position
U
مکان چاپ
print position
U
موقعیت چاپ
line of position
U
خط موقعیت
layig up position
U
موضع یا اسکله مخصوص تهیه سرپل ساحلی
lattice position
U
محل شبکه
kneeling position
U
وضعیت به زانو
kilian position
U
وضع ایستادن دواسکیت بازرقصنده درکنار هم
key position
U
شغل حساس
key position
U
موضع حساس و مهم
in a stooping position
U
دولا
in a stooping position
U
خمیده
prone position
U
وضعیت درازکش
prone position
U
حالت درازکش
response position
U
مکان جواب
egg position
U
حالت تخم مرغی در مسابقات سرعت اسکی
battle position
U
موضع نبرد
bowsprit position
U
موقعیت دکل خوابیده
pole position
U
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
break off position
U
نقطه رهایی
break off position
U
نقطه قطع درگیری
position vector
U
بردار مکان
[ریاضی]
central position
U
قرارگاه مرکزی
alternate position
U
موضع یدکی
central position
U
وضعیت مرکزی
circle of position
U
دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
comma position
U
وضع بدن در پیچ زدن
commitment position
U
نقطه پرتاب بمب ضدزیردریایی
consolidation of position
U
تحکیم مواضع
consolidation of position
U
تکمیل ارایش مواضع
covered position
U
موضع پوشیده
blocking position
U
موضع سد کننده
bit position
U
موقعیت ذره
battle position
U
محل ناو در دریا
axial position
U
حالت محوری قرارگاه محوری
axial position
U
وضعیت محوری
attack position
U
موضع تک
assumed position
U
موضع فعلی موضع اشغال شده فعلی
assumed position
U
موضع فرضی
shooting position
U
حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
benzylic position
U
موقعیت بنزیلی
secondary position
U
موضع فرعی
secondary position
U
موضع یدکی
alternate position
U
موضع فرعی
all position welding
U
جوشکاری دو طرفه
air position
U
موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما
air position
U
وضعیت هوایی
pole position
U
جلوتر از همه در صف
[مسابقه]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com