Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 46 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
greek church
U
کلیسای خاور
greek church
U
کلیسای شرقی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
it is all greek to me
U
ازان سودرنمیاورم
Greek
U
یونانی
greek cross
U
صلیب یا چلیپای یونانی بدین شکل +
greek fire
U
ماده اتشگیری که یونانیان استانبول ساخته بودندوزیراب میسوخت
greek gift
U
هدیه یونانی
greek gift
U
قربانی فیل شطرنج درخانه اچ 7
greek text
U
متن یونانی
I could pass for a Greek .
U
می توانم خودم رایونانی جابزنم
he is of greek origin
U
اصلا یونانی است
he is of greek origin
U
اصلش یونانی است
he has small greek
U
کمی یونانی میداند
Greek bread
U
نانیونانی
greek catholic
U
عضوکلیسای کاتولیک رومی
greek catholic
U
عضو کلیسای شرقی
Greek architecture
U
معماری یونانی
Greek key
U
[آذین های پیچ در پیچ]
Greek Revival
U
[سبک احیای معماری یونانی که دقیقا کپی از نقش و نگارهای باستانی بود.]
church
U
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
the church e.
U
سازمان قانونی کلیسا
church
U
کلیسا
fortified church
U
[کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
Collegiate church
U
کلیسای وقف ایتام
ante-church
U
پیش ناو کلیسا
ambulatory church
U
[کلیسایی که حرم و نمازخانه آن با رواق جدا شده است.]
hall-church
U
[کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
double church
U
کلیسا دو طبقه
Episcopal Church
U
کلیسائیدرآمریکاواسکاتلند
cross-church
U
کلیسای صلیبی
Coptic Church
U
کلیسای بومی مصر و اتیوپی
High Church
U
فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
church goer
U
کلیسارو
church warden
U
متصدی دارایی کلیسا
established church
U
کلیسای قانونی و شرعی
facing the church
U
روبروی کلیسا
church text
U
یکجورحروف سیاه قلم که بیشتربرای نوشتن لوحههای گورستان بکارمی رود
the church militant
U
قاطبه مسیحیان جهان
the church militant
U
همه کسانی که در راه دین مسیحی می جنگند
the orthodox church
U
کلیسای خاور
the orthodox church
U
کلیسای ارتودوکس
Church of England
U
کلیسای انگلستان
Coptic Church
U
کلیسای قبطی
as poor as a church mouse
U
مثل گدای شب جمعه
[فقیر]
to be
[as]
poor as a church mouse
<idiom>
U
بیش از اندازه تنگدست بودن
The Catholic Church springs
[comes]
to mind as an obvious example.
U
کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com