English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
graduate study U تحصیلات دانشگاهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
graduate U فارغ التحصیل
graduate U استوانه مدرج
graduate U تقسیم بندی کردن
graduate U درجه بندی کردن
graduate U ترفیع دادن
graduate U مدرج یادرجه بندی کردن
graduate U تغییر تدریجی کردن
graduate U مرتب کردن
graduate U فارغ التحصیل شدن
graduate U درجه گرفتن
graduate U درجه دادن
graduate U بدرجات تقسیم
graduate U کردن
graduate U طبقه بندی کردن
graduate U پیمانه درجه دار
graduate collar U حلقه یا طوقه درجه بندی شده
graduate education U اموزش بعد از لیسانس
graduate student U دانشجوی بعد از لیسانس
graduate school U دفتریدرآمریکایشمالیکهبهافرادفارغالتحصیلآموزشمیدهدgovernment
graduate record examination U امتحان ورودی بعد ازلیسانس
graduate record examination U جی ار ای
study U محک زدن
study U تجزیه کردن
study U عیار گرفتن
to study up U خود را اماده امتحانات کردن
to study out U با بر رسی یا مطالعه پیداکردن
I have to study U من درس دارم به همین خاطر کم میمونم
self study U مطالعه پیش خود
s.for study U میل به تحصیل
s.for study U ذوق تحصیل
study U مطالعه کردن
study U بررسی کردن
study U تحقیق کردن
study U غور بررسی
study U موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
study U تحصیل کردن مطالعه کردن
study U درس خواندن خوانش
study U بررسی کردن
study U بررسی
study U تحقیق
study U طرح ازمایشی
study U ارزیابی کردن
study U سنجیدن
study U مطالعه
study U تحصیل
study U درس
staff study U بررسی ستادی
system study U مطالعه سیستم
study for bar U دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
threat study U بررسی امکانات رزمی دشمن
study habits U عادتهای مطالعه
time study U بررسی زمانی
to make a study of something U چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
to study for the bar U درس حقوق خواندن
to study for the bar U تحصیل حقوق کردن
to study persian U زبان فارسی تحصیل کردن
What is your branch of study? U رشته تحصیلیتان چیست ؟
brown study U عالم رویا و هپروت
to make a study of something U برای بدست اوردن چیزی کوشیدن
threat study U بررسی توسعه تهدید دشمن
case study U بررسی موردی
feasibility study U مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
feasibility study U مطالعه امکانپذیری
feasibility study U امکان سنجی
feasability study U مطالعات اجرایی
feasability study U مطالعه امکان اجرای چیزی مطالعه اقتصادی بودن امری
empirical study U بررسی تجربی
child study U کودک پژوهی
capability study U مطالعه امکان انجام کار
area study U بررسی منطقهای
area study U بررسی منطقه
application study U بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
application study U بررسی پذیرش اماد
case study U مورد پژوهی
feasibility study U مطالعه امکان سنجی
field study U بررسی میدانی
motion study U حرکت پژوهی
methodical study U بررسی روشمند
he applied him self to study U مشغول تحصیل شد
motion study U مطالعه ی حرکت
motion study U تحرک سنجی
my unwillingness to study U بی میلی من نسبت بتحصیل بیزازی من از تحصیل
pilot study U بررسی مقدماتی
he applied him self to study U دست بتحصیل زد
empirical study U بررسی ازمودی
time and motion study U بررسی زمان و حرکت
methods of economic study U روشهای مطالعه علم اقتصاد
time study man U وقت نگه دار
After dinner he likes to retire to his study. U پس از شام او [مرد] دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
symonds' picture study test U ازمون تفسیر تصاویرسایموندز
rozenzweig picture frustration study U ناکامی سنج مصورروزنزوایگ
allport vernon lindzey study of values U ارزش سنج الپورت- ورنون- لیندزی
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions U این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class. U اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com