Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 174 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gold standards
U
سیستم پشتوانه طلا
gold standards
U
حالتی که پشتوانه اسکناس یا پول کشوری طلا باشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
standards
U
کالای جانشین رزمی
standards
U
قسمت ساکن دستگاه
standards
U
نورم مقیاس
standards
U
یکسان معیار
standards
U
همگون یکنواخت یکجور
standards
U
همشکل
standards
U
همسان
standards
U
قانونی
standards
U
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards
U
نمونه قانونی
standards
U
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards
U
استانده
standards
U
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards
U
اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standards
U
عیار قانونی استاندارد مقرر
standards
U
طبیعی یا معمولی
standards
U
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standards
U
حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
standards
U
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standards
U
واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند
standards
U
خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standards
U
متن یا فرم یا پاراگراف چاپ شده طبیعی که چندین بار استفاده شود.
standards
U
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standards
U
معمولی
standards
U
سنجه
standards
U
استاندارد
standards
U
اولین مگا بایت حافظه در PC.
standards
U
متعارف
standards
U
معیار
standards
U
استاندارد همگون
standards
U
الگو
standards
U
قالب
standards
U
مقرر قانونی
standards
U
نمونه قبول شده معین
standards
U
متعارفی
standards
U
نشان پرچم
standards
U
مرسوم
standards
U
متداول
by international standards
U
در معیارهای بین المللی
double standards
U
معیارهای متناقض
standards of living
U
سطح زندگی
standards of living
U
استاندارد زندگی
standards of living
U
معیار زندگی
technical standards
U
معیارهای فنی استانداردهای فنی
standards enforcer
U
اجراکننده استانداردها
living standards
U
استانداردزندگی
British Standards Institute
U
سازمان انگلیسی که طراحی و امنیت استاندارهای انگلیس را بررسی میکند
international standards organization
U
سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
international standards organization
U
طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
[as]
compared to international standards
U
در معیارهای بین المللی
international standards organization
U
سازمان استانداردهای بین المللی
american national standards institute
U
موسسه ملی استانداردهای امریکا
american national standards institute
U
سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
Participation rates are low compared to international standards.
U
میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
By international standards Germany maintains a leading role.
U
در معیارهای بین المللی آلمان نقش پیشرو دارد.
best gold
U
تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
Gold
<adv.>
<noun>
U
رنگ طلائی
gold
U
سکه زر
gold
U
ثروت رنگ زرد طلایی
gold
U
Au :symb
gold
U
دایره مرکزی هدف
gold
U
چشم گاومیش
gold
U
جامه زری
gold
U
زر
gold
U
طلا
gold
U
اندود زرد نخ زری
gold
U
پول
gold parity
U
برابری طلا
ingot gold
U
شمش طلا
ingot of gold
U
شمش طلا
inlaid with gold
U
زرنشان
inlaid with gold
U
زرکوب
gold palm
U
نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
to dig gold
U
زردراوردن
gold parting
U
تصفیه طلا
gold thread
U
گلابتون زر
gold refinery
U
واحد تصفیه طلا
gold refining
U
تصفیه طلا
gold standard
U
نظام پایه طلا
gold standard
U
نظام پولی طلا
gold pool
U
صندوق مشترک طلا
gold standard
U
واحد طلا
gold solder
U
لحیم طلا
gold reserve
U
اندوخته طلا
gold standard
U
پایه طلا
gold leaf
U
ورقه طلای نازک
gold cloth
U
زربفت
heart of gold
<idiom>
U
شخصیت بخشنده داشتن
All that glitters is not gold .
<proverb>
U
هر چیزى که مى درخشد طلا نیست.
All is not gold that glitters.
<proverb>
U
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
to prospect for gold
U
جستجوی زردر محلی کردن برای جستجوی زر در جایی پی کردن
inlaid with gold
U
طلا کوب
gold fish
U
ماهی قرمز
as good as gold
<idiom>
U
مثل یک تکه جواهر
gold-rimmed
U
آنچهلبهوقالبطلاداشتهباشد
gold-plated
U
آبطلا دادهشده - طلااندودشده
gold dust
U
خاک طلادار
paper gold
U
طلای کاغذی
paper gold
U
منظور حق برداشت مخصوص است
red gold
U
زر
red gold
U
پول
the name of the unit of gold
U
دینار
to dig gold
U
زرکندن
white gold
U
الیاژی از طلا شبیه به پلاتین که از ترکیب نیکل یا سایرفلزات و طلا بدست می اید
gold dust
U
گرد طلا
gold washing
U
شستن طلائی
[نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
fool's gold
U
سولفور اهن
gold beating
U
زرکوبی
gold beating
U
زرورق سازی
gold beetle
U
سوسک طلایی
gold bug
U
سوسک طلایی
gold digger
U
جوینده طلا
gold medal
U
مدال طلا
gold cloth
U
زری
gold contacts
U
اتصالات الکتریکی
gold contacts
U
که با طلا پوشیده شده اند تا مقاومت الکتریکی را افزایش دهند
gold beater
U
زرورق ساز
gold bar
U
شمش طلا
gold amalgam
U
جیوه امیخته بازر
fool's gold
U
پیریت
gold fish
U
ماهی طلایی
gold medals
U
مدال طلا
dutch gold
U
زرورق بدل
gold tisane
U
زر بافت
gold tisane
U
زربفت
gold washer
U
خاکشو
gold washer
U
کسیکه خاک زرداررابرای زرجویی میشوید لاوک خاکشویی
gold carats f.
U
زرهیجده عیار
gold crisis
U
بحران طلا
gold palm
U
نوعی نشان جنگی
gold foil
U
زرورق کلفت
gold leaf
U
زرورق نازک
gold field
U
ناحیه زرخیز
gold filled
U
دارای روکش طلا
gold flow
U
جریان طلا
gold flow
U
انتقال طلا
gold foil
U
ورقه زر
gold fever
U
اتش حرص که درجویندگان زرافروخته میشود
gold fever
U
حرص زرجویی
gold market
U
بازار طلا
gold embroidery
U
زردوزی
gold mining
U
استخراج طلا
gold or silver
U
گلابتون
gold digger
U
زنی که با افسونهای زنانه مردان را تیغ میزند
gold import point
U
نقطه ورود طلا
gold worked steel
U
فولاد اصلاح شده
gold lace
[braids]
U
گلابتون
[نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
gold import point
U
طلای خالص به فروشنده میدهد
rolled gold bracelet
U
دست بند طلایی
[غلتیده ]
the streets are paved with gold
<idiom>
U
از در و دیوار شهر پول می بارد
gold oak leaf
U
برگ خرما
gold leaf electroscope
U
الکتروسکپ با برگههای طلا
gold and silver plant
U
حشیشه القمر
gold bullion standard
U
پایه طلای غیر مسکوک
silver inwrought with gold
U
سیمینهای که زردر ان کارکرده باشند
gold exchange standard
U
پایه ارز طلا
gold export point
U
قیمت کالای خارجی با ارزخریداری شده خودداری میکند
gold currency system
U
نظام پولی طلا
to alloy gold with copper
U
بارزدن
to alloy gold with copper
U
عیارزدن
gold backing system
U
نظام پایه طلا
gold bullion standard
U
پایه شمش طلا
gold import point
U
حالتی است که کشور خریداری کننده کالابه جای ارز یا پول
to alloy gold with copper
U
امیختن
gold backing system
U
نظام پشتوانه طلا
The gold market is booming .
U
بازار طلااینروزها گرم است
My gold ring is in pawn.
U
انگشتر طلایم درگرو است
international gold standard
U
پایه طلای بین المللی
the morning hour has gold in its mouth
<proverb>
U
سحرخیز باش تا کامروا باشی
full bodied gold coin
U
سکه طلای تمام عیار
What is good for the goose is good for the gander . One cant apply double standards .
U
یک بام ودو هوانمی شود
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed.
U
هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com