Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
general purpose operating system
U
سیستم عامل همه منظوره
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
general purpose
U
همه منظوره
general purpose
U
بدرد هر کاری خورنده
general purpose
U
هر کاره
general purpose computer
U
کامپیوتر همه منظوره کامپیوتر چند منظوره
general purpose machine
U
دستگاه برای اهداف مختلف
general purpose program
U
برنامه همه منظوره
general purpose program
U
برنامه عام منظوره
general purpose register
U
ثبات همه منظوره
general purpose ship
U
ناو چند کاربردی
general purpose interface
U
میانگیر همه منظوره
general purpose interface bus
U
مسیر میانگیر همه منظوره
operating system
U
سیستم عامل
operating system/
U
سیستم عامل دو
host operating system
U
سیستم عامل میزبان
disk operating system
U
کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
tape operating system
U
سیستم عامل نوار
goest operating system
U
سیستم عامل مهمان
operating system monitor
U
مبصر سیستم عامل
disk operating system
U
سیستم عامل گردهای
network operating system
U
سیستم عامل شبکه
virtual storage operating system
U
سیستم عامل حافظه مجازی
multiple loading operating system
U
سیستم عامل بارکننده چندتایی
General manager . Director general .
U
مدیر کل
operating
U
عامل
self operating
U
خود کار
operating
U
عملیاتی
for this purpose
<adv.>
U
به این ترتیب
on purpose
U
عمدا"
purpose
U
مفهوم
purpose
U
غرض مقصود
purpose
U
غرض
for this purpose
<adv.>
U
بدین وسیله
all purpose
U
همه منظوره
that is a to our purpose
U
این مخالف منظورماست
that is i. to this purpose
U
برای این مقصود مناسب یاکافی نیست
to no purpose
U
بیخود
to no purpose
U
بی نتیجه
to no purpose
U
بیهوده
to what purpose
U
برای چه منظور
on purpose
<idiom>
U
عمری
to purpose something
U
هدف چیزی
[انجام کاری]
را داشتن
purpose
U
مفاد
purpose
U
عزم
purpose
U
منظور
purpose
U
هدف مقصود
for this purpose
<adv.>
U
با توجه به این
purpose
U
قصد
for this purpose
<adv.>
U
از این رو
purpose
U
عمد
he was in purpose to do it
U
در نظر داشت که ان کار رابکند
purpose
U
پیشنهاد
purpose
U
درنظر داشتن
purpose
U
غایت
purpose
U
هدف
purpose
U
نیت
purpose
U
قصد داشتن پیشنهادکردن
operating personnel
U
پرسنل فعال
operating personnel
U
افرادی که با یک دستگاه کار می کنند یا قسمتی را به کار می اندازند
operating point
U
نقطه کار
operating profit
U
سود عملیاتی
operating room
U
جایگاه عمل
operating room
U
اطاق عمل
operating strenght
U
پرسنل حاضر به خدمت پرسنل موجود یکان
operating rooms
U
جایگاه عمل
operating panel
U
تابلوی عملکرد
operating theatre
U
نمایشگاه عمل جراحی
operating speed
U
سرعت عملکرد کار
operating staff
U
کارمندان عملیاتی
operating staff
U
متصدیان
operating stand
U
اطاق هدایت
operating manual
U
دستورالعمل
operating manual
U
دستور کار
operating rooms
U
اطاق عمل
operating supplies
U
مواد کمکی
operating ratio
U
نرخ عملیاتی
operating ratio
U
نسبت عملیاتی
operating lever
U
اهرم عامل اهرم کولاس
operating signal
U
سیگنال دستگاه
operating signal
U
چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
operating slide
U
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
operating speed
U
سرعت عملیاتی
operating ratio
U
نسبت کارکرد موتور یا ناو
operating program
U
برنامه عملیات
operating temperature
U
دمای عملیاتی
operating systems
U
سیستم عامل
operating profit
U
سود ناخالص
operating temperature
U
درجه حرارت کار
operating program
U
برنامه اجرایی
operating voltage
U
ولتاژ کار
operating weight
U
وزن عملیاتی
operating theatres
U
نمایشگاه عمل جراحی
operating loss
U
زیان عملیاتی
field operating
U
فعال درصحرا رده صحرایی
operating cost
U
مخارج عملیاتی
operating cost
U
هزینه بهره برداری
operating cost
U
هزینه عملیاتی
operating conditions
U
رژیم
operating bridge
U
پل کارگاهی
operating condition
U
رژیم
operating capital
U
سرمایه در گردش
operating budget
U
بودجه بهره برداری
operating budget
U
بودجه عملیاتی
operating bridge
U
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
operating agency
U
قسمت اجرایی
operating agency
U
شعبه عامل
machine operating
U
عملکرد ماشین
field operating
U
عمل کننده در صحرا
operating expenses
U
مخارج عملیاتی
operating lever
U
اهرم عملکرد
operating lever
U
دستگیره عامل کولاس
operating lever
U
اهرم گرداننده
operating level
U
سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
operating level
U
سطح فعالیت
operating key
کلید گزینش
operating cord
U
نختنظیم
operating dam
U
سدعملیاتی
operating floor
U
عملیاتزمین
operating rod
U
میلهعملیات
operating instruction
U
دستور کار
operating force
U
نیروهای حاضر به کار نیروی فعال
operating instruction
U
مقررات کار
operating handle
U
دستگیره راه اندازی
operating handle
U
دستگیره کولاس
operating handle
U
دستگیره عامل
he speaks to the purpose
U
قصدی دارد
he speaks to the purpose
U
با منظورسخن میگوید
cross purpose
U
قصد مغایر
cross purpose
U
قصد متقابل
genbral purpose
U
عام منظوره
genbral purpose
U
همه منظوره
he speaks to the purpose
U
بیهوده نمیگوید
infirm of purpose
U
بی عزم
infirm of purpose
U
بی اراده
it subserves our purpose
U
مارادر رسیدن بمقصودکمک میکند
purpose made
U
کالای سفارشی
multi purpose
U
چند منظوره
of set purpose
U
عمدا"
all purpose machine
U
دستگاه برای اهداف مختلف انیورسال
all purpose canister
U
قوطی مواد منفجره همه منظوره
it subserves our purpose
U
بدرد کارمامیخورد
purpose-built
<adj.>
U
سودمند
purpose-built
<adj.>
U
هدفمند
To do something on purpose ( deliberately ).
U
از قصد کاری را کردن
purpose-built
<adj.>
U
شایسته
purpose-built
<adj.>
U
درست
purpose-built
<adj.>
U
کارکردی
what is the purpose of thislaw
U
مقصود از این قانون چیست
purpose-built
<adj.>
U
قابل استفاده
purpose-built
<adj.>
U
قابل اجرا
purpose-built
<adj.>
U
عملی
purpose-built
<adj.>
U
مناسب
purpose-built
U
تکمنظوره برایمنظوریخاص
serve one's purpose
<idiom>
U
مفیدبودن شخص برای کاری مشخص
purpose-built
<adj.>
U
اجرا شدنی
purpose-built
<adj.>
U
مفید
purpose-built
<adj.>
U
به درد بخور
purpose-built
<adj.>
U
بدرد خور
purpose made
U
کالاهای خاص
purpose of the dam
U
منظور از سد
purpose of the dam
U
هدف سد
purpose-built
<adj.>
U
دارای مزیت
purpose-built
<adj.>
U
باصرفه
single purpose
U
تک منظوره
special purpose
U
یک منظوره
special purpose
U
خاص منظوره
special purpose
U
تک منظوره
crypt operating instructions
U
دستورالعملهای انجام عملیات رمز دستورات کار با رمز
maximum operating voltage
U
ولتاژ کار حداکثر
deployment operating base
U
پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
aitcraft operating weight
U
وزن اصلی هواپیما
current operating allowance
U
سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
standing operating procedures
U
روش جاری مخابرات
gate operating deck
U
سکوی مانور دریچه ها
gate operating platform
U
سکوی مانور دریچه ها
fleet operating base
U
پایگاه عملیاتی ناوگان
standing operating procedures
U
روش جاری عملیاتی
shortest operating time
U
کوتاهترین زمان عملیات
gate operating ring
U
حلقهورودیعملکننده
dual purpose gun
U
توپ دو کاره
special purpose computer
U
کامپیوتر تک منظوره کامپیوتر با منظور خاص
multi purpose vehicle
U
وسیله نقلیه برای اهداف گوناگون
I intend going on purpose ( deliberately ) .
U
قصد سفردارم
multi purpose machine
U
ماشین چند کاره
It this case , the purpose has been defeated .
U
دراین مورد نقض غرض شده است
multi-purpose ladder
U
نردبانچندمنظوره
breechblock operating lever assembly
U
سطحبازکنندهگلنگدنتفنگ
alternate escort operating base
U
پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
special purpose programming language
U
زبان برنامه نویسی تک منظوره
I wI'll achieve my purpose (goals) quietly.
U
بی سروصدا منظورم راعملی خواهم کرد
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
U
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
I hope it serves ( answerew ) your purpose ( meets your view ) .
U
امید وارم نظرتان را تأمین کند
Unimog
[a range of multi-purpose auto four-wheel drive medium trucks]
U
یونیماک
[حمل و نقل]
general
U
سرتیپ سرکرده
general
U
استاندارد برای باس واسط بین کامپیوتر و یک قطعه آزمایشگاهی
general
U
کامپیوتری که قدرت پردازش آن روی برنامههای مختلفی اعمال میشود طبق دستورات نرم افزاری و سخت افزاری آن
in general
U
به طور کلی
general
U
سرتیپ
general
U
ژنرال ارتشبد
general
U
ژنرال امیر ارتش دادگاه عالی تیمسار
general
U
طبقه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com