Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gear friction
U
اصطکاک چرخ دنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
gear friction losses
U
تلفات اصطکاکی جعبه دنده
Other Matches
friction
U
اصطکاک
[فیزیک]
friction
U
مالش
friction
U
سایش
friction
U
اصطکاک
friction
U
مالش اختلاف
friction
U
حساسیت
coefficient of friction
U
ضریب اصطکاک
friction pile
U
شمع مالشی
friction pile
U
شمع اصطکاکی
friction surface
U
سطح اصطکاک ترمز
friction tape
U
نوار چسب
friction velocity
U
سرعت اصطکاکی
friction welding
U
جوشکاری مالشی
friction match
U
کبریتی که با اصطکاک ومالش روشن میشود
friction feed
U
تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
friction feed
U
مکانیزم چاپگر که در آن کاغذ با قرار دادن آن بین دوچرخ حرکت میکند
friction factor
U
ضریب اصطکاک
friction clutch
U
کلاچ اصطکاکی
fluid friction
U
اصطکاک روغنی
economic friction
U
اصطکاک اقتصادی
economic friction
U
موانع اقتصادی
coefficient of friction
U
ضریب مالش
friction coefficient
U
ضریب اصطکاک
static friction
U
اصطکاک ساکن
hydraulic friction
U
اصطکاک ابی
magnetic friction
U
مالش مغناطیسی
rolling friction
U
اصطکاک غلتشی
side friction
U
اصطکاک جانبی
skin friction
U
مقاومت پوسته
sliding friction
U
اصطکاک لغزشی
static friction
U
اصطکاک در استانه حرکت
tax friction
U
اصطکاک مالیاتی
tax friction
U
کاهش تولید ناشی از تغییر رفتاراقتصادی بمنظور کاهش بارمالیاتی
kinetic friction
U
اصطکاک جنبشی
internal friction
U
وشکسانی ویسکوزیته
internal friction
U
اصطکاک درونی
internal friction
U
سایش درونی
internal friction
U
مالش درونی سایش داخلی
internal friction
U
اصطکاک داخلی
internal friction
U
گرانروی
internal friction
U
چسبندگی
friction strip
U
نوارآتشزن
circular friction saw
U
اره کمانهای اصطکاکی
angle of friction
U
زاویه مالش
angle of friction
U
زاویه اصطکاک
anti friction bearing
U
یاطاقان غلطکی
friction horse power
U
توان تلف شده
friction loss in pipes
U
افت بار در لوله ها
anti-friction pad
U
لایهضداصطکاک
surface friction drag
U
پسای اصطکاک سطح
coefficient of internal friction
U
ضریب اصطکاک داخلی
friction for fittings and valves
U
اصطکاک در شیرها و بستها
magnetic friction clutch
U
کلاج مالشی مغناطیسی
brush friction loss
U
اتلاف مالشی زغال
angle of internal friction
U
زاویه اصطکاک داخلی
four column friction screw press
U
پرس اصطکاکی چهار ستونی
vincent friction screw press
U
پرس وینسنت
out of gear
U
ازهم سواشده
to gear up
U
باعوض کردن دنده تندکردن
gear
مجموع چرخهای دنده دار
to gear down
U
باعوض کردن دنده کندکردن
to go out of gear
U
خراب شدن
to go out of gear
U
مختل شدن ازکارافتادن
gear
U
اسباب لوازم
gear
U
کردن اماده کارکردن
gear
U
پوشش دنده دار
gear
U
الات جامه
gear
U
افزار
gear
U
ادوات
gear in
U
درگیر شدن
gear in
U
درگیری دو چرخ دنده
gear
U
پوشانیدن
out of gear
U
خراب
out of gear
U
ازدنده بیرون افتاده
gear
U
ابزار وسایل لباس مخصوص
in gear
U
اماده
gear
U
انتقال دادن
get in gear
[get into gear]
<idiom>
U
بعد از مدتی دوباره سررشته امور را به دست گرفتن.
in gear
U
دایر
in gear
U
اماده حرکت
gear
U
جعبه دنده
gear
دنده
gear
چرخ دنده
reduction gear
U
جعبه دنده کاهنده سرعت
reduction gear
U
چرخ دنده کاهنده
landing gear
U
عراده هواپیما وسایل فرود امدن
reduction gear
U
جعبه دنده تبدیل سرعت
rocker gear
U
تنظیم جاروبک
gear ratio
U
نسبت چره دنده ها
planetary gear
U
چرخ دنده سیارهای
oil gear
U
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
nose gear
U
قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
mess gear
U
وسایل نظافت نهارخوری
mess gear
U
وسایل غذاخوری
mess gear
U
جعبه فروف سرباز یا مسافر
low gear
U
دنده کندکن
loose gear
U
چرخ دندانه هرزگرد
landing gear
U
ارابه فرود
gear shift
U
دسته دنده اتومبیل
landing gear
U
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
planetary gear
U
جعبه دنده خورشیدی
planetary gear
U
دنده خورشیدی
running gear
U
قسمت حرکت کننده ماشین
high gear
<idiom>
U
آخر سرعت
get one's rear in gear
<idiom>
U
عجله کردن
riot gear
U
نوعیلباسخاصپلیسضدآشوب
gear housing
U
پوششچرخدنده
gear cable
U
کابلچرخدنده
gear pump
U
پمپ روغن دندهای
worm gear
U
چرخ دنده حلزونی
worm gear
U
دنده حلزونی پیچ حلزونی
gear box
U
جعبه دنده گیرباکس
gear lever
U
دسته دنده اتومبیل
gear wheels
U
چرخ دنده ها
bathing gear
U
لباس شنا
[حمام]
bathing gear
U
لوازم شنا
[حمام]
gear stick
U
دسته دنده اتومبیل
worm gear
U
دنده مورب
worm gear
U
دنده مارپیچی
steering gear
U
جعبه فرمان
steering gear
U
جعبه دنده فرمان
steering gear
U
دنده سکان
steering gear
U
دنده فرمان
spur gear
U
دنده مهمیزی دنده خاردار
spur gear
U
دنده ملخی
spur gear
U
چرخ دندانه دار
step up gear
U
چرخ دنده افزاینده
sun gear
U
چرخ دنده خورشیدی
valve gear
U
مکانیزمی که برای بحرکت دراوردن سوپاپهای موتورپیستونی
tumble gear
U
چرخ دنده واسطه
tumble gear
U
چرخ واسطه
transmission gear
U
چرخ دنده انتقال
training gear
U
گردونه در سمت
timing gear
U
چرخ دنده میل بادامک
synchromesh gear
U
گیربکس سنکرون
switch gear
U
وسیله اتصال
gear wheels
U
چرخ های دندانه دار
fuse gear
U
متعلقات فیوز
bevel gear
U
دنده مورب
four gear drive
U
گیربکس چهار دنده
foxer gear
U
صداساز
foxer gear
U
وسیله تولید صدا
bell gear
U
چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
beaching gear
U
وسایل به ساحل کشیدن ناو
beaching gear
U
سرسره قایق
beach gear
U
وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
back gear
U
یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
flight gear
U
لباس پرواز
arresting gear
U
قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
arrester gear
U
سیم نگهدارنده
gear arrangment
U
نظم و ترتیب درگیری دو چرخ دنده
gear assembly
U
مجموعه چرخ دنده ها
gear blank
U
چرخ دنده کار نکرده
gear box
U
جعبه دنده
fishing gear
U
اسباب ماهیگیری
external gear
U
تاج دندانه خارجی
exhaust gear
U
چرخ دندانه خروجی
breathing gear
U
ماسک تنفسی
breathing gear
U
وسیله تنفسی
chaffing gear
U
وسایل ضد ساییدگی
chaffing gear
U
وسایل ضد سایش
change gear
U
چرخ دندانه تبدیل
reverse gear
U
دنده معکوس
bevel gear
U
چرخ دندانه مخروطی
compasition gear
U
چرخ دنده مرکب
control gear
U
دستگاه کنترل
crank gear
U
چرخ دنده سر میل لنگ
crown gear
U
چرخ دنده محدب
differential gear
U
دنده عقب اتومبیل
driving gear
U
چرخ دنده محرک
bevel gear
U
چرخ دنده مخروطی
bevel gear
U
دنده کرامویل
elevating gear
U
چرخ دندانه بالابر
elevator gear
U
گردونه در ارتفاع
gear box
U
گیربکس
head gear
U
روسری
gear guard
U
جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
spiral gear
U
چرخ دنده حلزونی
gear level
U
دسته دنده
high gear
U
دنده قوی خودرو
gear pump
U
پمپ دندهای
gear quadrant
U
ماهک جعبه دنده
helical gear
U
چرخ دنده حلزونی
gear ratio
U
نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
head gear
U
کلاه تمرین بوکس
gear wheel
U
چرخ دندانه دار
gear wheel
U
چرخ دنده
head gear
U
پوشش سر
gear grinder
U
ماشین پرداخت چرخ دنده
gear level
U
تبدیل کردن
gear case
U
جعبه دنده
gear case
U
پوسته جعبه دنده
pull gear
U
چرخ دنده بالابر
hoisting gear
U
چرخ دنده بالابر
gear cluster
U
مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
gear cutter
U
فرز
gear brake
U
ترمز سیستم انتقال
gear cutting
دنده تراشی
[مهندسی]
gear cutter
U
دنده تراش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com