Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gas bottle
U
بطری گاز
gas bottle
U
سیلندر گاز کپسول گاز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
feeding bottle
U
بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
feeding-bottle
U
بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
bottle feeding
U
تغذیه با بطری
bottle-feeding
U
تغذیه با بطری
bottle
U
بطری
bottle
U
شیشه
bottle
U
محتوی یک بطری
bottle
U
دربطری ریختن
absorption bottle
U
بطری جذب
beather bottle
U
خیک
beather bottle
U
مشک
black glass bottle
U
بطری
black glass bottle
U
بطلی
bottle brush
U
شیشه پاک کن
bottle companion
U
هم پیاله
bottle flower
U
گل دکمه
bottle holder
U
نوکر یا ملازم پهلوان مشت زن
bottle holder
U
پشت
bottle holder
U
یار
bottle holder
U
یاور
bottle neck
U
مهلکه
bottle neck
U
محل تراکم عبور ومرور
bottle neck
U
گیر در کار
bottle neck
U
مانع اشکال کار
bottle pocket billiard
U
بیلیارد کیسه دار با 2 گوی ومهره بطری مانند
bottle rack
U
جا بطری
bottle silt sampler
U
نمونه برداری با بطری
bottle top mold
U
انگشتانه
case bottle
U
چارپر
case bottle
U
شیشه چارپهلو
duplex weighting bottle
U
بطری دو دردار توزین
gas washing bottle
U
بطری گاز شویی
gourd bottle
U
قمقمهای که ازکدوی قلیانی بسازند
gourd bottle
U
قمقمه
ink bottle
U
مرکب دان
ink bottle
U
شیشه مرکب شیشه جوهر
ink bottle
U
دوات
leather bottle
U
مشک
nursing bottle
U
شیشه شیر بچه
nursing bottle
U
بطری شیربچه
oxygen bottle
U
محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
scent bottle
U
عطر دان
scent bottle
U
شیشه عطری
shake bottle
U
بطری حاوی گویهای کوچک نمره دار برای تعیین شماره بازیگر بیلیارد
stock bottle
U
شیشه ذخیره
the neck of a bottle
U
گردن بطری
wash bottle
U
بطری شستشوی
wash bottle
U
اب فشان
weighting bottle
U
فرف توزین
bottle opener
U
دربازکن
water bottle
U
غمغهآب
water bottle clip
U
گیرهنگهدارندهغمغمه
bottle bank
U
سطلآشغالمخصوصبطری
bottle green
U
سبزپررنگ
bottle-feed
U
بچهایکهشیرخشکرابهشیرمادرشترجیحمیدهد
bottle-opener
U
دربازکنبطری
hot-water bottle
U
کیسهآبگرم
The bottle is fI'lled up with water
U
بطری با آب پر شده است
To bottle up a sentiment.
U
احساسی رادر دل خود جمع کردن
To bottle up ones anger.
U
خشم خود را دردل نگاهداشتن
hit the bottle
<idiom>
U
الکل نوشیدن
bottle-dungeon
U
سیاه چال
case-bottle
U
شیشه چارپر
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com