Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
futures contract
U
قرارداد اینده
futures contract
U
قرارداد سلف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
futures
U
قرارداد معامله سهام یا کالا بمنظور تحویل در اینده
futures
U
قراردادهای اینده
futures
U
معاملات سلف
to deal in futures
U
معامله سلف کردن
futures market
U
بازار خرید و فروش سلف
deal in futures
U
معامله سلف کردن
futures goods
U
کالاهایی که در معامله سلف خرید و فروش می گردد کالاهای مورد معامله سلف
futures exchange
U
خرید اتی
dealing in futures
U
معامله سلف
to deal in futures
U
معامله پیش کردن
to deal in futures
U
کالایاسهام پیش فروختن
futures exchange
U
مبادله سلف
open-ended employment contract
[employment contract of unlimited duration]
U
قرارداد کار بدون مدت
contract
U
:قرارداد
according to the contract no. ...
U
طبق قرارداد شماره ...
all in contract
U
قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
to contract something from somebody
U
از کسی چیزی
[بیماری]
گرفتن
in contract
U
طبق قرارداد
all in contract
U
قراداد کلی
by contract
U
بطور مقاطعه
contract with
U
عقد کردن
contract
U
همکشیدن
contract
U
دچارشدن
contract
U
مقاطعه
contract
U
: پیمان بستن
contract
U
منقبض شدن
contract
U
کنترات پیمان .
contract
U
قرارداد
contract
U
پیمان
contract
U
قرردادبستن
contract
U
مقاطعه کاری کردن
contract
U
کنترات کردن منقبض کردن
contract
U
منقبض شدن مخفف کردن
contract
U
مخفف کردن مقاطعه کردن قرارداد بستن
contract
U
منقبض کردن
contract
U
پیمان مقاطعه عقد و پیمان بستن تعهد کردن مقاطعه کردن
contract
U
تعهد
contract
U
عقد
contract
U
قرارداد بستن
parties to the contract
U
طرفین معامله یاتعهد متعاهدین
parties to a contract
U
طرفین قرارداد
parties to the contract
U
متعاملین
parol contract
U
قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
parties to a contract
U
طرفین متعاهدین
parties to the contract
U
متعاقدین
provisions of a contract
U
شرایط قرار داد
privity of contract
U
مسئولیت طرفین قرارداد
privity of a contract
U
مسئوولیت طرفین قرارداد
privity in contract
U
انحصار نتیجه پیمانی به طرفین ان پیمان
privity of contract
U
رابطه متعاقدین
prime contract
U
قرارداد اصلی
performance of a contract
U
اجرای قرارداد
parties to the contract
U
طرفین عقد
provisions of a contract
U
مواد قرار داد
labor contract
U
قرارداد کار
law of contract
U
قانون قرارداد
lease contract
U
عقد اجاره
license contract
U
قرارداد اجازه استفاده
marriage contract
U
عقد نامه
marriage contract
U
عقد نکاح
lease contract
U
اجاره نامه
multilateral contract
U
قرارداد چند جانبه
negotiated contract
U
قرارداد بدون استعلام بها قرارداد پیش تنظیم
open contract
U
قرارداد باز
open contract
U
قرارداد غیر معین
operation of contract
U
نفوذ قرارداد
optional contract
U
عقد خیاری
optional contract
U
مجازی
optional contract
U
خیاری
optional contract
U
غیر واجب
quasi contract
U
شبه عقد
cottage contract
U
نوعی قرارداد بافت روستایی که کارفرما کاغذ شطرنجی، نخ های رنگ شده و طرح را آماده کرده و دستمزد بافنده پس از فروش به وی پرداخت می شود
unilateral contract
U
قرارداد یک جانبه
unconditional contract
U
عقد منجز
unauthorized contract
U
عقد فضولی
to guarantee a contract
U
اجرای قراردادی راضمانت کردن
to draw up a contract
U
قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
to come within the scope of a contract
U
در حیطه یک قرارداد بودن
to put to contract
U
بمناقصه گذاشتن
unilateral contract
U
پیمانی که تنها برای یکی از طرفین الزام اور باشد
unilateral contract
U
قراردادایقاعی
unilateral contract
U
تعهد یک جانبه ایقاع
Bilateral contract.
U
پیمان ( قرارداد ) دو جانبه
written contract
U
پیمان نامه
we demand p in our contract
U
ما صراحت ودقت در قراردادمی خواهیم
void contract
U
عقد باطل
value cost contract
U
پیمان بستن با قیمتهای پایه
validity of contract
U
صحت قرارداد
validity of a contract
U
اعتبار قرارداد
valid contract
U
عقد صحیح
the life of a contract
U
مدت یک قرارداد
the contract is still valid
U
خودباقی است
service contract
U
قرارداد خدمت
sales contract
U
قرارداد فروش
reward contract
U
عقد جعاله
revocable contract
U
عقد مجاز
revocable contract
U
عقد جایز
requirements of a contract
U
مقتضای عهد
quasi contract
U
عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
service contract
U
قرارداد انجام خدمت
service contract
U
قرارداد خدماتی
simple contract
U
قرارداد شفاهی
the contract is still valid
U
قراردادباعتبار
stipulation of a contract
U
مفاد قرارداد
social contract
U
اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
social contract
U
قرارداد اجتماعی
social contract
U
قرار داد اجتماعی
simple contract
U
عقد منعقد درسند عادی
quasi contract
U
شبه قرارداد
irrevocable contract
U
عقد لازم
contract of sale
U
قرارداد فروش
contract for supply
U
قرارداد جهت ارائه کالا
contract curve
U
منحنی قرارداد
contract curve
U
منحنی مبادله
contract control
U
کنترل دینامیکی
contract control
U
کنترل تغایر
contract clause
U
شرط متعارف در هر قرارداد
conditions of contract
U
شرایط قرارداد
contract guarantee
U
ضمانتنامه قرارداد
contract guarantee
U
ضمانت قرارداد
contract note
U
سند قرارداد
contract of reward
U
جعاله
contract of guarantee
U
عقد ضمان
contract of guarantee
U
ضمان عقدی
contract of farmletting
U
قرارداد مزارعه
contract of farmletting
U
مزارعه
contract of affreightment
U
قراردادحمل
contract of affreightment
U
قرارداد اجاره کشتی
contract note
U
سند مقاطعه توافق نامه
conditional contract
U
عقد معلق
conditional contract
U
عقد مشروط
conclusion of a contract
U
مبایعه
breach of contract
U
نقض مفادقرارداد
breach of contract
U
نقض قرارداد
bilateral contract
U
قرارداد دو جانبه
based on a contract
U
قراردادی
award a contract
U
قراردادی را واگذار کردن
avoidance of a contract
U
لغو یک قرارداد
assignment of contract
U
انتقال قرارداد
breach of contract
U
تخلف از قرارداد
completion of a contract
U
انجام یک قرارداد
conclusion of a contract
U
parties two between asale of
enter into a contract
U
منعقد کردن عقد
enter into a contract
U
عقد بستن
conclude a contract
U
منعقد کردن عقد
conclude a contract
U
عقد بستن
composition contract
U
قرارداد ارفاقی
completion of contract
U
امضای قرارداد
completion of a contract
U
انجام دادن قرارداد
assignment of contract
U
واگذاری قرارداد
contract record
U
سوابق نحوه پیشرفت قرارداد
cost plus contract
U
قرارداد براساس قیمت تمام شده به اضافه درصدی به عنوان سود
honour a contract
U
قرارداد را محترم شمردن
haulage contract
U
قرارداد حمل و نقل
discharge of contract
U
انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
dishonour a contract
U
قرارداد را محترم نشمردن
executed contract
U
قرارداد انتقال مالکیت درحالتی که کلیه حقوق متعلقه ان را نیز شامل شود
executory contract
U
عقد موجل
executory contract
U
قراردادی که درزمان اینده باید اجرا شود
forced contract
U
عقد مکره
formula of contract
U
صیغه عقد
gratuitous contract
U
عقد غیر معوض
frustration of contract
U
بی نتیجه ماندن قرارداد
fulfill a contract
U
قرارداد را اجرا کردن
perform a contract
U
قرارداد را اجرا کردن
guarantee a contract
U
اجرای قراردادی را ضمانت کردن
cost contract
U
قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
contract work
U
پیمانکاری
invalid contract
U
عقد فاسد
contract period
U
مدت قرارداد
contract period
U
دوره قرارداد
contract quantity
U
حجم قرارداد
frustrated contract
U
قراردادی که اجرای ان به دلیل دخالت وقایع غیر مترقبه غیر مممکن شده است قراردادعقیم شده
contract of sales
U
قرارداد فروش
contract of sale
U
عقد بیع
inoperative contract
U
عقد غیر نافذ
contract specification
U
مشخصات قرارداد
illegal contract
U
قرارداد غیر قانونی
contract termination
U
فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
contract scheduling
U
برنامه ریزی قرارداد
To conclude an agreement (contract).
U
قراردادی بستن
To annul
[abrogate]
a contract
قراردادی را باطل کردن
The party to the contract (agreement).
U
طرف قرارداد
This contract is of unlimited duration.
U
طول مدت این قرارداد نامحدود است.
In this contract , there are no loopholes for either party .
U
دراین قرار داد هیچ را ؟ فراری برای طرفین نیست
To be in the red . To contract a debt .
U
قرض بالاآوردن
No such a thing has been stipulated in the contract.
U
درقرارداد چنین چیزی قید نشده است
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
The contract has been draw up in eight articles .
U
این قرار داد درهشت ماده تنظیم شده است
The contract has a few years to run .
U
به انقضای قرار داد چند سال مانده
yellow dog contract
U
قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
contract escalation clause
U
ماده تعدیل قرارداد
sole distributor contract
U
قرارداد توزیع انحصاری
cost sharing contract
U
قرارداد اشتراک در هزینه ها
time the essence of the contract
U
مدت در حالی که از اصول اساسی عقد باشد
contract technical instructor
U
مربی فنی پیمانی
contract bonds and guarantees
U
ضمانتنامه ها و تضمیننامههای قرارداد
contract in set form
U
قرارداد تیپ
contract shipment number
U
شماره بارنامه مواد مربوط به قرارداد
open end contract
U
قرارداد باز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com