English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
full wave rectifier U یکسوکننده تمام موجی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
half wave rectifier U یکسوکننده نیم موجی
half wave rectifier U یکسوکننده نیم موج
half wave rectifier U یکسوسازیکراهه یکسوساز نیم موج
full wave U تمام موج
rectifier U دوقطبی الکتریکی [فیزیک] [مهندسی]
rectifier U دیود [فیزیک] [مهندسی]
rectifier U یکسو کننده
rectifier U یکسوساز راستگر
rectifier U اصلاح کننده
rectifier U وسیله اصلاح
rectifier U اسباب تقطیر
rectifier U یکسوساز
rectifier U یکسو ساز
rectifier U یکسوکننده
rectifier U راستگر
rectifier U یکسوساز [فیزیک] [مهندسی]
arc rectifier U یکسوکننده قوسی
electronic rectifier U یکسوکننده الکترونی
electronic rectifier U یکسوساز الکترونی
field rectifier U یکسوساز میدان
vibrating rectifier U یکسوکننده لرزشی
three phase rectifier U یکسو ساز سه فازه
silicon rectifier U یکسو کننده سیلیسیمی
grid rectifier U یکسوساز شبکه
selenium rectifier U یکسوکننده سلنیمی
selenium rectifier U یکسو کنندهء سلنیومی
electrolytic rectifier U یکسوسازی الکترولیتی
electrolytic rectifier U یکسوکننده الکترولیتی
arc rectifier U یکسو کننده جیوهای
bridge rectifier U یکسو کننده پلوار
bridge rectifier U یکسوکننده بریج
contact rectifier U یکسوکننده مجاورتی
controlled rectifier U یکسوکننده تنظیم پذیر
crystal rectifier U دیود
crystal rectifier U دو قطبی بلورین
direction rectifier U یکسوکننده سمتی
commutating rectifier U یکسوکننده جابجاگری
rectifier meter U سنجه با یکسوکننده
rectifier efficiency U بازده یکسوکننده
measuring rectifier U یکسوکننده سنجش
metal rectifier U یکسوساز خشک
vapor rectifier U یکسو کننده جیوهای
pool rectifier U یکسوکننده مایعی
plate rectifier U یکسوسازاندی
linear rectifier U یکسوکننده خطی
pool rectifier U لامپ مایع
meter rectifier U یکسوساز دستگاه اندازه گیری
ideal rectifier U یکسوکننده ایده ال
multiphase rectifier U یکسوساز چند فازه
pendulum rectifier U یکسوساز اونگی
plate rectifier U یکسوساز صفحه
ignition rectifier U یکسوساز بخار جیوهای باالکترودهای اتش زنه
crystal video rectifier U یکسوکننده بلورین ویدئو
aluminium cell rectifier U یکسوکننده با پیل الومینیمی
point contact rectifier U یکسو کننده نقطهای
copper oxide rectifier U یکسوکننده مس- اکسید
argon bulb rectifier U یکسو کننده ارگنی
constant potential rectifier U یکسو کننده با ولت ثابت
battery charging rectifier U باتری پر کن
burnout of a crystal rectifier U سوختن یکسوکننده دیودی
dry plate rectifier U یکسو ساز خشک
dry disc rectifier U یکسو ساز خشک
mercury arc rectifier U یکسوکننده جیوهای
mercury vapor rectifier U یکسوساز بخار جیوه
single phase rectifier U یکسوکننده یک فازه
surface contact rectifier U یکسوکننده سطحی
alternating current rectifier U یکسوکننده
hot chathode rectifier U یکسوکننده با کاتد گرم
gas filled rectifier U یکسوکننده گازی
welded contact rectifier U یکسو کننده نقطهای جوش شده
grid current rectifier U اشکارساز شبکه
grid current rectifier U یکسوکننده جریان شبکه
high inverse voltage rectifier U یکسوکننده با برگشت قوی
mercury vapor rectifier tube U یکسو کننده جیوهای
wave off U فرود همراه با سایش
To wave at someone. U به کسی دست تکان دادن
the wave U دریا
wave off U به زمین ساییده شدن هواپیما
to wave away U باشاره دست بیرون کردن
wave U فر موی سر دست تکان دادن
wave U موجی بودن موج زدن
new wave U نیوویو
wave U هیجان
wave U موج زدن
wave U خیزاب
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U موج
wave U موج رادیویی
micro wave U کهموج
transverse wave U موج عرضی
to wave farewell U باجنباندن دست بدرودگفتن دست خداحافظی تکان دادن
transversal wave U موج عرضی
wander wave U امواج سیار
wander wave U موج سیار
transient wave U موج سیار
wave train U قطار موج
transient wave U امواج سیار
the wave heaves U خیزاب بلندمیشودومیافتد
to wave one's handkerchief U دستمال جیب خود را [برای کسی] تکان دادن
sky wave U موج یونکرهای
sky wave U امواج اسمانی
square wave U موج مربعی
square wave U موج مربع
square wave U باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
standing wave U موج ایستاده
standing wave U موج ساکن
standing wave U موج نوساندار هوا که در اوج خلبان از ان استفاده میکند
square wave U موج چهار گوش
stationary wave U موج ایستاده
stationary wave U موج ساکن
sky wave U موج فضایی
wave drag U پسای موج
wave front U جبهه امواج رادیویی
wave equation U معادله موج
wave form U شکل موج
wave form U شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
wave frequency U بسامد موج
wave front U جبهه موج
wave function U تابع موجی
wave guide U هادی برای تابشهای الکترومگنتیک
wave guide U موجبر
wave kick U حرکت روی جلوی تخته موج با ضربه زدن یا کشیدن یک پادر موج
wave velocity U سرعت موج
wave speed U سرعت موج
traveling wave U موج رونده
travelling wave U موج سیار
ultrashort wave U موج خیلی کوتاه
velocity of a wave U سرعت پخش موج
tidal wave U موج کشند
WAVE file U روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
wave amplitude U دامنه موج
wave band U دسته امواج رادیو
wave band U باند موج
wave bands U باندهای موج
wave celerity U سرعت موج
wave length U طول موج
longitudinal wave U موج طولی
hertzian wave U امواج هرتز hertz
helicopter wave U گروه پرواز هلیکوپترها برای یک عملیات
helicopter wave U موج هلیکوپترها
harmonic wave U موج هماهنگ
gun wave U موج ضربت دهانه لوله
gun wave U موج دهانه لوله توپ
ground wave U موج زمینی
sound wave U موج صوتی
hertzian wave U موج هرتسی
hertzian wave U موج رادیویی
hybrid wave U موج مرکب
light wave U موج نوری
mach wave U انتن سرعت سنج هواپیما
mach wave U موج ضربهای
matter wave U موج مادی
ionospheric wave U موج فضایی
ionospheric wave U موج یونکرهای
interference wave U موج انترفرنس
interference wave U موج مزاحم
infrasonic wave U موج مادون صوت
indirect wave U موج غیرمستقیم
impluse wave U موج ضربهای
micro wave U خرده موج
modulated wave U موج تحمیل شده
medium wave U موج متوسط
sawtooth wave U موج دنده ارهای
sawtooth wave U جریان دندان ارهای
scheduled wave U امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
shear wave U موج برشی
shell wave U صدای زوزه گلوله
sine wave U موج سینوسی
long wave U موج بلند
radio wave U موج رادیویی
radio wave U امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
muzzle wave U موج ضربتی دهانه لوله توپ
muzzle wave U موج پرتاب گلوله
non sinusoidal wave U موج غیر سینوسی
numbered wave U امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
permanent wave U فرششماهه
plane wave U موج صفحهای
plane wave U موج مسطح
sound wave U صوت
pressure wave U موج فشار
progressive wave U موج پخش شونده
sinusoidal wave U موج سینوسی
carrier wave U موج حامل
density wave U موج چگالی
all wave receiver U رادیوی تمام موج
damped wave U موجی که دامنه ان رفته رفته کاهش میابد
damped wave U موج میرنده
cosine wave U موج کسینوسی
continuous wave U امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
translation wave U موجبرگردان
beta wave U موج بتا
diffracted wave U موج پراشیده
all wave antenna U انتن تمام موج
short-wave U موج کوتاه
shock wave U موج ضربه
acoustic wave U موج صوتی
electric wave U موج الکتریکی
acoustic wave U صوت
shock wave U موج ضربهای
blast wave U موج انفجار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com