Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
free electron model
U
الگوی الکترون ازاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
free electron
U
الکترون غیرپیوندی
free electron
U
الکترون ازاد
free electron gas
U
گاز الکترون ازاد
quasi free electron theory
U
نظریه الکترون شبه ازاد
model
U
الگو
s s model
U
الگوی محرک- محرک
model
U
نمونه قرار دادن
model
U
مطابق مدل معینی در اوردن
model
U
شکل دادن
model
U
طرح ریختن ساختن
s o r model
U
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
s r model
U
الگوی محرک- پاسخ
model
U
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
model
U
ساختن مدل کامپیوتری محصول جدید یا سیستم اقتصادی و..
model
U
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
model
U
گونه یک محصول
model
U
نوع یک محصول
model
U
طرح
s r s model
U
الگوی محرک- پاسخ- محرک
model
U
نمونه اصلی
model
U
قالب
model
U
نقشه
model
U
قالب طرح
model
U
سرمشق
model
U
قطعهای که برای به نمایش گذاشن به کار می رود
model
U
مدل سازی
new model
U
از نوطرح کردن
model
U
مدل
model
U
نمونه
cosmological model
U
مدل کیهان شناختی
data model
U
مدل داده
decision model
U
الگوی تصمیم گیری
deteministic model
U
مدل قطعی
dynamic model
U
الگوی پویا
corporate model
U
نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
dynamic model
U
مدل پویا
econometric model
U
الگوی اقتصادسنجی
economic model
U
الگوی اقتصادی
relational model
U
مدل رابطهای
random model
U
الگوی تصادفی
random model
U
مدل تصادفی
probabilistic model
U
مدل احتمالی
stochastic model
U
نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
electrical model
U
مدل الکتریکی
conjunctive model
U
الگوی عطفی
test model
U
نمونه ی ازمایش
stochastic model
U
الگوی تصادفی
tiny model
U
مدل حافظه خانواده پردازنده Intel که امکان وجود چندین کیلوبایت داده وکد را ایجاد میکند
two sector model
U
الگوی دو بخشی
validation of a model
U
اعتبار یک الگو
validation of a model
U
تحقق پذیری یک الگو
vintage model
U
الگوی زمانی
vintage model
U
الگوی مقطع زمانی
dressmaker's model
U
مانکنخیاطی
station model
U
مدلهواشناسی
bohr model
U
مدل بور
she was a model of besuty
U
نمونه زیبایی بود
conceptual model
U
شرح پایگاه داده ها یابرنامه به صورت دادهای وارد وموضوعات مربوط به آن
probabilistic model
U
الگوی تصادفی
probabilistic model
U
الگوی احتمالی
pilot model
U
نمونه ازمایشی
hierarchical model
U
مدل سلسله مراتبی
macro model
U
الگوی کلان
mathematical model
U
مدل ریاضی
mathematicl model
U
الگوی ریاضی
noncompetitive model
U
الگوی غیر رقابتی
mathematical model
U
الگوی ریاضی
neoclassical model
U
الگوی نئوکلاسیک
molecular model
U
الگوی مولکولی
model geometric
U
نمایش کامل سه بعدی یا دوبعدی صحیح هندسی از یک شکل
model building
U
الگوسازی
imageing model
U
روش یا مدل ارائه تصاویر
haavelmo model
U
الگوی هاولمو
huge model
U
مدل حافظه پردازنده Intel که به کد داده و برنامه اجازه ارسال بر حسب کیلوبایت میدهد.
pilot model
U
مدل ازمایشی
micro model
U
الگوی خرد
planning model
U
الگوی برنامه ریزی
large model
U
مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
normative model
U
الگوی هنجاری
model geometric
U
یک قسمت یا یک ناحیه جغرافیایی که روی یک سیستم گرافیکی کامپیوترطراحی و در یک پایگاه ذخیره شده است
pilot model
U
مدل یا قالب نمونه اولیه وسایل و ماشین الات یاقطعات
sales forecasting model
U
مدل پیش فروش
ISO/OSI model
U
INTERCONNECTION SYSTEM OPEN/ORGANIZATION STANDARDS INTERNATIONAL
ISO/OSI model
U
معماری چند لایه که نحوه کار کامپیوتر و شبکه را بیان میکند
leading edge model
U
IB سازگار است یک میکروکامپیوتر کم هزینه که با کامپیوتر شخصی
micro dynamic model
U
الگوی خرد پویا
stimulus response model
U
الگوی محرک- پاسخ
wire frame model
U
نمایش داده شده با خط وط و منحنی به جای مکانهای توپر یا داشتن فاهر جامد
file level model
U
نمونهای مربوط به تعریف ساختارهای داده برای کارایی بهینه برنامههای کاربردی یا بررسیهای پایگاه
balanced growth model
U
الگوی رشد متوازن
macro dynamic model
U
الگوی کلان پویا
budget forecasting model
U
مدل پیشگویی بودجهای
perspective spatial model
U
مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
stick and ball model
U
الگوی گلوله و میله
perspective spatial model
U
مدل برجسته بینی
tandy model 000hl
U
IBکامپیوتر شخصی سازگار باریزکامپیوتر XT
space filling molecular model
U
الگوی مولکولی فضا پر کن
stimulus organism response model
U
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
the math teacher-turned-model
U
آموزگار ریاضیی که مدل شده است.
Just check out the new sports car model!
U
نگاه بکن به مدل تازه خودروی کورسی !
electron could
U
ابر الکترونی
electron
U
ذره الکترومغناطیسی
electron
U
الکترون
electron density
U
چگالی الکترونها
electron mass
U
جرم الکترون
electron lens
U
عدسی الکترونی
electron density
U
چگالی الکترونی
electron lens
U
لنز الکترونی
electron microscope
U
ذره بین الکترونی
electron microscope
U
میکروسکپ الکترونی
electron multiplier
U
چند برابر کننده الکترونی افزاینده الکترونی
electron multiplier
U
افزاینده الکترون
electron orbit
U
مدار گردش الکترون
electron orbit
U
مسیرگردش الکترون
electron pair
U
زوج الکترون حفره
electron multiplier
U
فزون ساز الکترون
electron mirror
U
اینه الکترونی
electron optics
U
نورشناخت الکترونیک
electron microscope
U
میکروسکوپ الکترونی
electron jump
U
پرش الکترون
electron injector
U
الکترون افکن
electron flow
U
جریان الکترونی
electron exchange
U
تبادل الکترون
electron energy
U
انرژی الکترون
electron energy
U
کارمایه ی الکترون
electron emmission
U
انتشار الکترون
electron discharge
U
تخلیه الکترونها
electron disintegration
U
فرو ریزش الکترونی
electron distribution
U
پخش الکترون
electron donor
U
دهنده الکترون
electron donor
U
الکترون ده
electron emitter
U
منبع الکترون
electron flow
U
فلوی الکترون
electron emission
U
صدور الکترون
electron diffraction
U
پراش الکترونی
electron impact
U
تصادم الکترونها
electron impact
U
برخورد الکترونها
electron hole
U
حفره الکترونی
electron diffraction
U
خمیدگی الکترون
electron gun
U
بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
electron gun
U
تفنگ الکترونی
electron gun
U
لوله پرتاب الکترون
electron gas
U
گاز الکترونی
electron focusing
U
تمرکز الکترون
electron flow
U
سیلان الکترون ها
electron drift
U
رانش الکترون
electron pair
U
زوج الکترون
initiating electron
U
الکترون اغازگر
unpaired electron
U
الکترون جفت نشده
unshared electron
U
الکترونهای غیر مشترک الکترونهای ازاد
valence electron
U
الکترون والانس
valence electron
U
الکترون رسانایی
valence electron
U
الکترون فرفیت
electron wave
U
موج الکترونی
electron volt
U
الکترون ولت
electron vibrations
U
نوسان الکترونها
secondary electron
U
الکترون ثانوی
primary electron
U
الکترون اولیه
positive electron
U
پوزیترون
inner shell electron
U
الکترون درونی
lone electron
U
الکترون تنها
mass of the electron
U
جرم الکترون
nonbonding electron
U
الکترون ناپیوندی
nuclear electron
U
الکترون هسته
odd electron
U
الکترون منفرد
one electron atom
U
اتم تک الکترونی
photo electron
U
الکترون نوری
photo electron
U
فوتو الکترون
electron vibrations
U
ارتعاش الکترونها
electron velocity
U
سرعت الکترونها
electron spin
U
تنیدگی الکترون
electron shower
U
رگبار الکترونی
electron shell
U
پوسته الکترون
electron sheath
U
پوسته الکترونی
electron recoil
U
بازگشت الکترون
electron ray
U
اشعه الکترونی
electron physics
U
فیزیک الکترونها
electron physics
U
فیزیک الکترونی
electron particle
U
ذره الکترونی
electron spin
U
اسپین الکترون
electron telescope
U
تلسکوپ الکترونی
electron theory
U
نظریه الکترونی
electron tube
U
لوله الکترون
electron tube
U
لامپ الکترونی
electron transition
U
عبور الکترون
electron transition
U
انتقال الکترون
electron trajectory
U
مسیر الکترون
electron theory
U
تئوری الکترونی
electron theory
U
نظریه الکترونها
electron pairing
U
زوج شدن الکترون
electron deceleration
U
کندی حرکت الکترون
conduction electron
U
الکترون رسانش
electron avalanche
U
بهمن الکترونی
electron beam
U
پرتوی الکترونی
electron beam
U
اشعه الکترونی
electron beam
U
شعاع الکترون
electron beam
U
پرتو الکترون
electron beam
U
اشعه الکترون
electron beam
U
باریکه الکترون
electron beam
U
رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com