English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
free a voluntary U فاعل مختار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
voluntary U اختیاری
voluntary U داوطلبانه به خواست
voluntary U دواطلبانه
voluntary U عمدی افراز ملک با تراضی شرکا
voluntary <adj.> U داوطلبانه
voluntary U عمد
voluntary U ارادی
voluntary confession U اعتراف داوطلبانه
voluntary exercise U حرکات اختیاری
voluntary conveyance U انتقال اختیاری بلاعوض
voluntary confession U اقرارداوطلبانه
voluntary assignment U واگذاری اختیاری
voluntary assignment U انتقال ارادی
voluntary partition U افراز با رضایت یا سازش طرفین
voluntary act U فعل عمدی
voluntary partnership U شرکت اختیاری
voluntary training U اموزش داوطلبانه
voluntary waste U تعدی و تفریط در عین مستاجره یا ملک موردتصرف
voluntary settlement U صلح غیرمعوض
voluntary manslaughter U قتل غیر عمد با سوء نیت نسبی عبارت از حالتی است که قاتل در اثر غلبه هیجان و غلیان احساسات مرتکب قتلی شودکه در ان رکن عمد به طورکامل موجود نیست و در عین حال قتل غیر عمد هم محسوب نمیشود
voluntary settlement U صلح محاباتی
voluntary savings U پس اندازهای اختیاری
voluntary movement U حرکت ارادی
voluntary unemployment U بیکاری ارادی
free <adj.> U دست و دلباز
free in and out U بدون هزینه تخلیه و بارگیری
free for all U زدوخوردهمگانی
free for all U داد وبیداد
You are free to go now. U اکنون آزادید بروید.
free U رها
free will U طیب خاطر
free will U ازادی اراده
free will U اختیاری
free will U اختیار
free will U اراده ازاد
having free will U فاعل مختار
free-for-all U اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
free U بازیگر ازاد
free U مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
free U حرکت قایق در جلو باد
free U کمی محدودیت نوع اسلحه
free U ترخیص کردن میدانی
free U بطور مجانی ازادکردن
free U مجاز منفصل
free-for-all U مسابقه بین این اسبها
free U ازاد
free U مطلق
free U مستقل
free U اختیاری مختار
free U مجانی
free U رایگان سخاوتمندانه
free U روا
free U جایز
free U ازادکردن
i did that of my own free will U این کار را کردم
having free will U ازادکار
free U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
free U پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
free U موجود در دیسک یا حافظه
free U آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
free U حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
free U پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند
free U بخشودن
free U تحویل
free U فاقد
i did that of my own free will U به میل خود
guns free U توپها اتش باختیار
free zone U منطقه ازاد
free verse U شعر ازاد وبی نظم وقاعده شعر بی قافیه
free volume U حجم ازاد
free trader U بدون گمرک
free trader U تجارت ازاد
free tower U برج پرش ازاد
free tower U برج ازاد
free turbine U توربین ازاد
free throw U پرتاب بدون مانع برای یار
free throw U پاس بدون مانع
free throw U پرتاب ازاد
free throw U پنالتی
free thought U ازادی فکر لامذهب
free vortex U گرداب ازاد
free zone U منطقه ازاد تجاری
free WAIS U گونه غیرتجاری سرور جستجوی WAIS
mean free path U مسافت ازاد میانگین
mean free for scattering U مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
leave someone free to U مخیر گذاشتن کسی
free zone U منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
free world U کشورهای غیرکمونیست
free world U جهان ازاد
free with ones money U ولخرج
free wheeling U خلاصی
mean free path U مسافت ازاد متوسط
heart free U ازاد ازقید عشق
free wheeling U حالت خلاصی
free wheeling U بازی بدون نقشه قبلی
free wheel U حرکت بدون رکاب زدن
heart free U مبرا از عشق
free of cost U مجانی
free on truck U تحویل کالا روی کامیون
free oscillation U نوسان ازاد
free person U حر
free play U بازی ازاد
free play U ازاد
free play U لق
free play U بدون محدودیت
free position U روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
free radical U رادیکال ازاد
free recall U یاداوری ازاد
free redical U بنیان ازاد
free rocket U موشک ازاد
free on rail U تحویل کالا روی قطار
free on rail U قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
free of cost U مفت
free of duty U معاف از عوارض گمرکی
free of expense U مجانی
free of expense U بیخرج
free of particular average U معاف از خسارات جزئی
free of tax U بدون مالیات
free on boand U فوب
free on boand U تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
free on board U بدون هزینه حمل تا روی وسیله نقلیه
free on quay U تحویل دراسکله
free on quay U قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
free on rail U تحویل در راه اهن
free rocket U موشک غیر هدایت شونده
free rotation U چرخش ازاد
free safety U مدافع در منطقه ضعف
free stream U جریان ازاد
free support U تکیه گاه ازاد
free surface U سطح اب ازاد
free surface U مخازن ازاد اب
free surface U سطح ازاد
free swimming U شناور
free swimming U قادر به شنا
free thinker U کسیکه دارای فکر ازاد بوده
free thinker U وبه مذهب بی اعتنا است .
free thinkers U ازاد فکران
free thinkers U افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
free thinking U ازادی از قیود مذهب
free spool U چرخیدن ازاد قرقره ماهیگیری
free spokenness U ساده گویی
free sample U نمونه مجانی
free silver U مقدار نقره ازاد یک مسکوک
free skating U قسمت حرکات ازاد مسابقه اسکیت
free space U فضای ازاد
free space U فضای خالی
free spillweir U سرریز ازاد
free spoken U رک گو
free spoken U ساده گو
free spoken U بی پرده
free spoken U بی محابا
free spokenness U رک گویی
free thought U وارستگی از مذهب
obsolescence free U دستگاه متروک
free rider U آدم انگل
tax-free <adj.> U معاف از مالیات
tax-free <adj.> U بدون مالیات
Free Classicism U [سبک باستانری قرن نوزدهم انگلیس]
free from taxes <adj.> U بدون مالیات
free rider U آدم لاشخور
free rider U آدم مفت خور
barrier-free U بدون حائل
free from taxes <adj.> U معاف از مالیات
Free Gothic U احیای سبک گوتیک
Free style U [سبک قرن نوزده در احساس سبک کلاسیک و دومستیک]
Free Tudor U [سبکی که به شکل ستوندار سبک تئودور و الیزابت است.]
trouble-free <adj.> U بدون زحمت
problem-free <adj.> U بدون زحمت
parallax-free <adj.> U بدون اختلاف منظر
problem-free <adj.> U بدون دردسر
trouble-free <adj.> U بدون دردسر
free-handed, <adj.> U دست و دلباز
postage-free <adj.> U حمل رایگان
free shipping <adj.> U حمل رایگان
postage-free <adj.> U ارسال رایگان
free shipping <adj.> U ارسال رایگان
postage-free <adj.> U ارسال مجانی
free shipping <adj.> U ارسال مجانی
parallax-free <adj.> U بدون اختلاف در رویت
post free U بدون نیاز به تمبر زدن
free-range U آزادچر
free-range U خانگی
free-standing U خودایستا
free-standing U غیرمتصل
free-standing U مجزا
free-standing U مستقل
free-standing U آزاد
fat-free U بدونچربی
free house U مغازهایکهچندیننوعآبجومیفروشد
weapons free U جنگ افزار اتش به اختیار فرمان اتش به اختیار درپدافند هوایی
to set free U ازادکردن
the free list U صورت کالای بی گمرک
running free U خلاص کار کردن
running free U بادبانی با باد پاشنه
sailing free U باد ازاد
set free U ازاد کردن
setting free U عتق
setting free U ازاد کردن برده
stimulus free U محرک- نابسته
tax free U بخشوده از مالیات
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com