English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fragmental chip U خاک اره
fragmental chip U براده فلز
fragmental chip U خرده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fragmental U شکسته
fragmental U ریز شده ناقص
fragmental U پاره پاره جزء جزء
chip U وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chip U تعداد قط عات روی یک PCB یا یک وسیله
chip U وسیلهای که میتواند صدا تولید کند
chip U کامپیوتر کامل ساده شامل CPU حافظه و پورتهای ورودی / خروجی روی یک قطعه
chip U قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chip U قط عاتی که با هم کاری را انجام می دهند
chip in U contribute=
on chip U مدار ساخته شده روی یک قطعه
to chip off U وراوردن
to chip off U کندن
to chip off U ریختن ورقه شدن
chip in <idiom> U شریک شدن
chip U اتصال به یک قطعه که در صورت فهور یک سیگنال دیگر قادر به انجام عمل نیست
chip U کارت پلاستیکی به همراه یک وسیله حافظه یا ریز پردازنده روی آن که برای ارسال الکترونیکی یا مشخصات یک کاربر به کار می رود
chip U خرده چوب
chip U رنده کردن
chip U لپ پریده کردن یا شدن
chip U ژتن ریزه
chip U سیب زمینی سرخ کرده
chip U ورقه شدن
chip U ژتون
chip U مهرهای که دربازی نشان بردوباخت است
chip U پریدگی فلز زدگی فلز لب پریدگی
chip U تراشه
chip U خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
chip U پاس بلند قوسی
chip U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
memory chip U تراشه حافظه
music chip U مدار مجتمع قادر به تولید صوت موسیقی و tane
one chip computer U کامپیوتر یک تراشهای
microminiature chip U تراشه ریزمقیاس
potato chip U چیپز
potato chip U باریکه سیب زمینی سرخ کرده
to chip [to chop off] U لپ پریده شدن [کردن] [با ضربه جدا کردن] [تکه تکه یا ریز ریز کردن]
chip off the old block <idiom> U (هرچی گذاشته اون برداشته)رفتار مشابه به والدین داشتن
blue-chip U سهام مرغوب
chip shop U مغازهایکهدر آنموادخوراکیفروختهمیشود
chip of the old block U بچهای که نشانی ازپدرداردcontribute
bargaining chip U انگیزانه
blue-chip U ژتون ابی رنگ که ارزش زیادی دارد
blue chip U سهام مرغوب
bargaining chip U مزیت
bargaining chip U عامل کمک کننده به عقد قرارداد یا دستیابی به شرایط خوب
jumbo chip U مدار مجتمع که از مهر نیمه هادی استفاده میکند
chip spreader U جاده صاف کن
chip family U چند تراشه مربوط به هم
chip enable U تواناکننده تراشه
chip board U نئوپان
chip axe U تیشه
boiling chip U سنگ جوش
silicon chip U تراشه سیلیسی
silicon chip U تراشه سیلیکان
silicon chip U تراشه سیلیکن
blue chip U ژتون ابی رنگ که ارزش زیادی دارد
chip pocket U شیار دندانههای اره
chip seal U شن بخورد راه دادن
chip select U انتخاب تراشه
chip shot U ضربه کوتاه
computer on a chip U کامپیوتر روی یک تراشه
flow chip U براده پیوسته
discontinuous chip U براده گسسته
curly chip U براده پیچیده
continous chip U برادههای قیچی کاری
sixteen bit chip U تراشه 61 بیتی
thirty two bit chip U تراشه 23 بیتی
fish and chip shop U جائیکهغذاهاییمثل"ماهیسرخشده" "سوسیس"وغیرهمیفروشد
wood chip wagon U واگنتراشهچوب
blue chip personal computer U IB که در کشور کره توسط شرکت HYUNDAI ساخته میشودکامپیوترهای شخصی ارزان سازگار با
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com