English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 188 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
foxer gear U صداساز
foxer gear U وسیله تولید صدا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
in gear U دایر
get in gear [get into gear] <idiom> U بعد از مدتی دوباره سررشته امور را به دست گرفتن.
in gear U اماده
out of gear U خراب
gear in U درگیر شدن
in gear U اماده حرکت
out of gear U ازدنده بیرون افتاده
out of gear U ازهم سواشده
to gear down U باعوض کردن دنده کندکردن
to gear up U باعوض کردن دنده تندکردن
to go out of gear U خراب شدن
to go out of gear U مختل شدن ازکارافتادن
gear in U درگیری دو چرخ دنده
gear U انتقال دادن
gear U ابزار وسایل لباس مخصوص
gear U کردن اماده کارکردن
gear U الات جامه
gear U پوشانیدن
gear U افزار
gear U ادوات
gear U اسباب لوازم
gear مجموع چرخهای دنده دار
gear چرخ دنده
gear دنده
gear U جعبه دنده
gear U پوشش دنده دار
planetary gear U دنده خورشیدی
planetary gear U جعبه دنده خورشیدی
planetary gear U چرخ دنده سیارهای
reduction gear U جعبه دنده تبدیل سرعت
reduction gear U جعبه دنده کاهنده سرعت
running gear U قسمت حرکت کننده ماشین
reduction gear U چرخ دنده کاهنده
rocker gear U تنظیم جاروبک
nose gear U قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
mess gear U وسایل نظافت نهارخوری
head gear U پوشش سر
head gear U روسری
head gear U کلاه تمرین بوکس
helical gear U چرخ دنده حلزونی
herringbone gear U چرخ دندانه جناغی
high gear U دنده قوی خودرو
hoisting gear U چرخ دنده بالابر
pull gear U چرخ دنده بالابر
spiral gear U چرخ دنده حلزونی
oil gear U جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
landing gear U چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
landing gear U عراده هواپیما وسایل فرود امدن
landing gear U ارابه فرود
loose gear U چرخ دندانه هرزگرد
low gear U دنده کندکن
mess gear U جعبه فروف سرباز یا مسافر
mess gear U وسایل غذاخوری
spur gear U چرخ دندانه دار
spur gear U دنده ملخی
worm gear U دنده حلزونی پیچ حلزونی
worm gear U چرخ دنده حلزونی
gear cable U کابلچرخدنده
gear housing U پوششچرخدنده
riot gear U نوعیلباسخاصپلیسضدآشوب
get one's rear in gear <idiom> U عجله کردن
high gear <idiom> U آخر سرعت
gear box U جعبه دنده گیرباکس
gear shift U دسته دنده اتومبیل
gear lever U دسته دنده اتومبیل
gear stick U دسته دنده اتومبیل
bathing gear U لوازم شنا [حمام]
bathing gear U لباس شنا [حمام]
gear wheels U چرخ دنده ها
worm gear U دنده مورب
worm gear U دنده مارپیچی
spur gear U دنده مهمیزی دنده خاردار
steering gear U دنده فرمان
steering gear U دنده سکان
steering gear U جعبه دنده فرمان
steering gear U جعبه فرمان
gear wheels U چرخ های دندانه دار
step up gear U چرخ دنده افزاینده
sun gear U چرخ دنده خورشیدی
switch gear U وسیله اتصال
synchromesh gear U گیربکس سنکرون
timing gear U چرخ دنده میل بادامک
training gear U گردونه در سمت
transmission gear U چرخ دنده انتقال
tumble gear U چرخ واسطه
tumble gear U چرخ دنده واسطه
valve gear U مکانیزمی که برای بحرکت دراوردن سوپاپهای موتورپیستونی
reverse gear U دنده معکوس
compasition gear U چرخ دنده مرکب
control gear U دستگاه کنترل
crown gear U چرخ دنده محدب
differential gear U دنده عقب اتومبیل
breathing gear U وسیله تنفسی
driving gear U چرخ دنده محرک
elevating gear U چرخ دندانه بالابر
elevator gear U گردونه در ارتفاع
exhaust gear U چرخ دندانه خروجی
external gear U تاج دندانه خارجی
fishing gear U اسباب ماهیگیری
flight gear U لباس پرواز
four gear drive U گیربکس چهار دنده
fuse gear U متعلقات فیوز
gear arrangment U نظم و ترتیب درگیری دو چرخ دنده
change gear U چرخ دندانه تبدیل
chaffing gear U وسایل ضد سایش
arrester gear U سیم نگهدارنده
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
arresting gear U قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
crank gear U چرخ دنده سر میل لنگ
back gear U یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
beach gear U وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
beaching gear U سرسره قایق
beaching gear U وسایل به ساحل کشیدن ناو
bell gear U چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
bevel gear U دنده مورب
bevel gear U دنده کرامویل
bevel gear U چرخ دنده مخروطی
bevel gear U چرخ دندانه مخروطی
breathing gear U ماسک تنفسی
chaffing gear U وسایل ضد ساییدگی
gear assembly U مجموعه چرخ دنده ها
gear blank U چرخ دنده کار نکرده
gear ratio U نسبت چره دنده ها
gear quadrant U ماهک جعبه دنده
gear guard U جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
gear pump U پمپ روغن دندهای
gear cutter U دنده تراش
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
gear pump U پمپ دندهای
gear friction U اصطکاک چرخ دنده
gear grinder U ماشین پرداخت چرخ دنده
gear level U تبدیل کردن
gear cutter U فرز
gear ratio U نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
gear cluster U مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
gear box U جعبه دنده
gear box U گیربکس
gear brake U ترمز سیستم انتقال
gear wheel U چرخ دنده
gear case U جعبه دنده
gear case U پوسته جعبه دنده
gear level U دسته دنده
gear wheel U چرخ دندانه دار
steering gear housing U بدنه جعبه فرمان
worm gear mechanism U مکانیزم چرخ دنده حلزونی
accessory gear box جعبه چرخدنده فرعی
front landing gear U ترمزجلوییفرود
gear lubricant oil U روغن گیربکس
hour angle gear U ساعتدندهدارگوشهای
main landing gear U ترمزاصلیفرود
nose landing gear U ترمزفروددماغه
gear transmission ratio U نسبت دنده گیربکس
The car is in the reverse gear. U اتو موبیل توی دنده عقب است
aircraft arresting gear U جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
fixed-gear bicycle U دوچرخه دنده ثابت [بدون چرخ آزاد]
back gear shaft U محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
bevel gear drive U جعبه دنده مخروطی
switch gear cabinet U قفسه کلیدها
switch gear cabinet U شالت شرانک
automobile gear transmission U گیربکس اتومبیل
low supercharger gear U دور کم سوپرشارژر درموتورهای پیستونی که معمولا بصورت اتوماتیک توسط یک فشارسنج کنترل میشود
magnetic gear shift U دسته دنده مغناطیسی
double helical gear U چرخ دندانه مارپیچی دوبل
eight speed gear drive U گیربکس هشت دنده
gear change box U گیربکس
starter gear ring U چرخ دنده استارتر
speed reduction gear U جعبه دنده کاهنده سرعت
change gear mechanism U مکانیزم چرخ دندانه تبدیل
gear friction losses U تلفات اصطکاکی جعبه دنده
bevel gear generator U ماشین رنده چرخ دنده مخروطی
gear change box U جعبه تعویض دنده
bevel gear grinder U دستگاه سنگ چرخ دندانه مخروطی
bevel gear hob U دستگاه فرز غلطکی چرخ دندانه مخروطی
bevel gear planer U دستگاه رنده چرخ دندانه مخروطی
internal gear pump U پمپ دوار با رتور دندانه دارداخلی
divided landing gear U ارابه فرود ثابت که هیچ محور افقی بین چرخهای ان وجود ندارد
bell type distributing gear U زنگ کوره بلند
air operated tipping gear U چرخ دندهای که با فشار هوابه کار میافتد
steering column gear change U اتصال چرخ دنده فرمان
helical tooth bevel gear U چرخ دنده مخروطی با دندانه حلزونی
variable speed gear drive U گیربکس قابل تنظیم
automatic gear cutting machine U ماشین فرز چرخ دندانه
hand brake gear housing U دستهترمزموتورکابین
magnetic anomaly detection gear U دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
After a few days out of the office it always takes me a while to get into gear when I come back. U بعد از چند روز دور بودن از دفتر همیشه مدتی زمان می برد تا پس از بازگشت دوباره سر رشته امور را به دست بیاورم.
fixie bicycle [fixie , one-gear bike without brakes] U دوچرخه تک دنده [با چرخ آزاد]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com