English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
focal distance U فاصله کانونی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
focal U مربوط به کانون عدسی
focal U کانونی
focal U مرکزی
focal U وابسته بکانون
focal U موضعی
focal U مهم
focal length U فاصله کانونی دوربین یاعدسی
focal length U طول کانونی
focal length U فاصله کانونی
focal epilepsy U صرع کانونی
first focal room U اولیناتاقمرکزی
focal line U خط مرکزی
focal plane U افق مار بر کانون عدسی
second focal room U دومیناتاقمرکزی
focal point U کانون توجه
focal point U علاقه - سرگرمی
focal surface U سطح کانون
focal spot U کانون
focal seizure U حمله صرعی موضعی
focal plane U افق کانونی
focal plane U صفحه کانونی
calibrated focal lenght U فاصله کانونی تنظیم شده
focal plane shutter U صفحهروم دریچهعدسی
image focal point U کانون تصویر
high focal plane buoy U ارتفاعکانونیپروانهراهنمایشناور
following distance U فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
X distance U سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
to keep one's distance U دوری جستن
to keep one's distance U اشنایی نکردن
to keep one's distance U کناره گیری کردن
out of distance U دور بودن شمشیرباز از حریف
mean distance U فاصله حداکثر وحداقل سیاره از قمر
known distance U فاصله معلوم
known distance U مسافت معلوم
in distance U نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن
distance U دورنگاهداشتن پشت سرگذاشتن
distance U برد سلاح
distance U مسافت
distance U تعدادکیلومترهای طی شده درشکار با اسب
distance U مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
distance U فاصله
distance U دوری
distance U بعد دورکردن
distance U بعد
distance U مسیر مسابقه
photo distance U مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
polar distance U فاصله قطبی
safe distance U فاصله بی خطر
safe distance U مسافت امن اطراف مین
shouting distance U فاصله صدا رس
offset distance U فاصله برون محوری
offset distance U مسافتی که نقطه صفر زمین از مرکز منطقه هدف دورباشد
road distance U مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
distance man U دونده استقامت
interocular distance U فاصله بین عدسیهای یک وسیله دیدبانی یا بین دوچشم
internuclear distance U فاصله بین هستهای
image distance U عرض تصویر
hyperfocal distance U مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
sight distance U مسافت دید
sight distance U فاصله دید
weaving distance U طول تقاطع
weaving distance U طول تلاقی مسافت همبری
zenith distance U فاصله ارتفاع نافر
zenith distance U ارتفاع راس القدم
middle distance U فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
distance post U قرارگاهمحلمسابقه
distance scale U مقیاسمسافت
distance travelled U مقدارطیشده
It can be seen from a distance of two kilometers . U از فاصله دو کیلومتری دیده می شود
It is some distance to the school . U تا مدرسه فاصله زیاد است
unit distance U با فاصله واحد
training distance U مسافت تمرین
signal distance U فاصله علامتی
skip distance U خیز موج
social distance U فاصله اجتماعی
supporting distance U مسافت پشتیبانی
supporting distance U بردپشتیبانی سلاحها
sight distance U طول دید
time distance U مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین
time distance U زمان عبور ستون
to step a distance U قدم کردن
distance between two points U فاصله دو نقطه [ریاضی] [فیزیک]
hyperfocal distance U نزدیک ترین فاصلهای که ازانجا میتوان عکس برداری واضح وروشن نمود
long distance U دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
distance angle U زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
distance line U طناب نگهدارنده ناوها
distance line U طناب تنظیم فاصله
long-distance U دارای مسافت دور
distance runner U دونده استقامت
distance medley U دو استقامت امدادی شامل 004 008 0021 و 0061متر
distance meter U بعد سنج
distance meter U فاصله سنج
distance protection U وسیله حفافت فاصله
distance between centers U طول دوران
distance receptor U گیرنده دوربرد
distance vision U دید دوربرد
distance wadding U لایی
distance wadding U بوش داخل پوکه فشنگ
countermining distance U فاصله مجاز بین دومین
linear distance U خط هوایی
air distance U مسافت هوایی
air distance U مسافت طی شده به وسیله هواپیما
anchorage distance U فاصله تکیه گاهی
bond distance U طول پیوند
buffer distance U حاشیه امنیت
buffer distance U محوطه امنیت
distance light U نورافکن
center distance U فاصله مرکزی
center distance U فاصله ازمرکز
code distance U فاصله رمز
coherence distance U فاصله همدوسی
countermining distance U فاصله ضد انفجار زنجیری مین
distance wadding U لایی جازم
long-distance U دارای مسافت زیاد
angular distance U فاصله زاویهای
long distance U ازراه دور تلفن کردن
long-distance U دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
frequency distance U فاصله فرکانس
long distance U دارای مسافت زیاد
long distance U از راه دور
long distance U با شعاع عمل زیاد طولانی
long distance U راه دور
long-distance U با شعاع عمل زیاد طولانی
long distance U دارای مسافت دور
ecological distance U فاصله بوم شناختی
long-distance U ازراه دور تلفن کردن
f. distance or length U فاصله کانونی
long-distance U از راه دور
haul distance U فاصله حمل
facing distance U مسافت بین نفرات در صف برای سهولت چرخش به اطراف
long-distance U راه دور
total stopping distance U طول ایست کامل
fixed distance marking U خطمقطعثابت
half-distance line U خطنیمفاصله
long distance cable U کابل ارتباطی
The bus stop is no distance at all . U ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
telephone modal distance U مسافت مکالمه تلفنی
to distance [dissociate] oneself from U دوری [قطع همکاری] کردن از
long distance line U خط ارتباطی
long distance reception U دریافت دور
economic haul distance U فاصله اقتصادی حمل
distance vector protocols U اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
social distance scale U مقیاس فاصله اجتماعی
stopping sight distance U فاصله دید برای ایست
limited distance modem U وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
critical anode distance U فاصله بحرانی اندی
overtaking sight distance U فاصله دیدپیش افتی
overtaking sight distance U فاصله دیدبرای پیشدستی
overtaking sight distance U مسافت دید برای سبقت گرفتن
overtaking sight distance U طول دید
hole center distance U فاصله مرکز سوراخ
stopping sight distance U فاصله دید ایست
direct distance dialing U شماره گیری فاصله مستقیم
vehicle stopping distance U مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
miss distance scorer U دستگاه تعیین میزان خطای تیردستگاه خطایاب
middle distance race U دو نیمه استقامت 008 تا0051 متر
long distance supply U تغذیه مسافت دور
bogardus social distance scale U مقیاس فاصله اجتماعی بوگاردوس
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com