Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
flush socket
[پریز زیر کار]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
socket
[wall socket]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
socket
[wall socket]
پریز دیواری
flush
U
پاک کردن محتوای یک صفحه
flush
U
خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flush
U
ترازکردن
flush
U
سیفون توالت ابریزمستراح را باز کردن
flush
U
اب را بافشار ریختن
flush
U
چهره گلگون کردن
flush
U
بهیجان امدن
flush
U
بطورناگهانی غضبناک شدن
flush
U
تراز
flush
U
لبریز
flush
U
همسطح
flush
U
و آماده برای کار جدید یا پس از قط ع یک کار
flush
U
فراوانی
flush
U
باخر
flush
U
فایل یا بخشی از حافظه
flush
U
جریان
flush
U
شستن با جریان سریع جاری شدن سرخ شدن رویانیدن
flush
U
پرواز ناگهانی پرنده ازمخفیگاه
flush
U
هم سطح یا در یک امتداد
flush
U
همتراز
flush
U
پاک کردن هر دادهای در بافر
flush
U
قرمز کردن
flush with
U
هم سطح با
flush
U
آجر همتراز
flush
U
سنگ همتراز
flush
U
سرخ شدن
make flush
U
شستن با جریان سریع
royal flush
U
کارتهایدل
straight flush
U
کارتهایدلاعدادپشتهم
hot flush
U
سرخومتورم شدنپوست
flush formation
U
فرم بی بعد
flush decker
U
پل هوایی یک پارچه
flush-pointing
U
بندکشی همتراز
flush bushing
U
رابطهدولوله
flush tank
U
حوضچه شستشو
flush switch
U
کلید توی کار
flush formation
U
زیرگاه همتراز
flush deck
U
پل سرتاسری
flush bolt
U
پیچ خزینه روfluorite
flush kerb
U
لبه همکف لبه پوشیده
flush pipe
U
لوله ابفشان
flush pipe
U
لوله ریزش
flush receptacle
U
پریز توی کار
flush bolt
U
پیچ خزینه رو
flush shoulder
U
شانه همسطح
flush shoulder
U
شانه همکف
flush kerb
U
جدول همکف
mud flush rotary
U
حفاری اورانی
flush bead moulding
U
[تزئینات گچ بری دوتایی]
socket
خانه
socket
سرپیچ
socket
[محل اتصال کابل]
socket
کام
[سقف دهان]
socket
مادگی
socket
بست لوله
socket
محل اتصال برق
socket
[سرپیچ خانه]
socket
جا
socket
[در حدقه یا سرپیچ قرار دادن]
socket
U
دو راهی لوله
socket
کاسه
socket
گوده حدقه
socket
پریز
socket
بوشن
socket
جای شمع
socket
کاسه چشم
socket
پریز برق
socket
گوده
socket
کاسه بندگاه
socket
U
موف
socket
حفره
socket
[وسیله با سوراخ هایی که ورودی در آن نصب میشود]
socket
مفصل
socket
پایه
socket
سوکت
socket
[سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
network socket
پریز شبکه
[کامپیوتر]
network socket
سوکت شبکه
[کامپیوتر]
The socket is broken.
پریز برق شکسته است.
timer socket
[پریز زمان سنج]
three-pin socket
[سرپیچ سه سر]
socket bayonet
سرنیزه حفره دار
earth socket
پریز زمین
drill socket
[مخروطی سه نظام مته]
socket box
U
جعبه پریز
angle socket
سرپیچ عمودی
bell socket
تبدیلی
bulb socket
سرپیچ لامپ
utensil socket
[پریز دستگاه برقی]
probe socket
[سوکت پروب]
[الکرونیک و کامپیوتر]
power socket
پریز برق
socket coupler
پریز اتصال
plug socket
پریز
eye socket
[خانه چشم]
plug and socket
دوشاخه و پریز
eye socket
کاسه چشم
lamp socket
سرپیچ
input socket
ساکت ورودی
horn socket
[وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
fuse socket
پایه فیوز
fuse socket
سوکت فیوز
socket pipe
لوله مفصلی
wafer socket
[پریز صفحه ای]
wall socket
پریز دیواری
charging socket
حفره جا شارژر
wall socket
پریز روی دیوار
spade socket
[سوکت بیلی شکل]
socket putty
[بطانه دو راهی لوله]
connecting socket
[دوشاخه متصل کننده]
external socket
پریز بیرونی
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
keyless lamp socket
[سرپیچ بی کلید]
ball and socket joint
[مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
numeric coprossor socket
[پریز کمک پردازنده عددی]
spigot and socket joint
اتصال مفصلی
ball and socket joint
مفصل ساچمه ای
point
[wall socket]
[British]
پریز روی دیوار
point
[wall socket]
[British]
پریز دیواری
point
[wall socket]
[British]
پریز
[الکترونیک یا مهندسی برق]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com