Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 183 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
flood stage
U
تراز بحرانی طغیان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flood way
U
سیل
flood
U
بیش از 1 نفر دریافت کننده توپ را بمنطقه دفاع حریف فرستادن
flood
U
طغیان
flood
U
طغیان کردن
flood
U
سیل گرفتن
flood
U
غرق کردن
flood
U
اشک
flood
U
رو د دریا
flood
U
طوفان
flood
U
سیل
flood discharge
U
بده طغیان
flood discharge
U
بده فزون ابی بده سیل
flood gate
U
ابگیره
flood gate
U
بندسیلگیر
flood oiling
U
روغنکاری گردشی
flood lubrication
U
روغنکاری سیلابی
flood plain
U
دشت سیلابی
flood protection
U
حفافت در مقابل طغیان
flood currents
U
پندام
flood currents
U
سیلاب
flood waters
{pl}
U
سیل
counter flood
U
اب گیری ضد انحراف ناو متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن ان
catastrophic flood
U
سیل بلاخیز
flood gate
U
سد دریچهای
flood control
U
سیل بندی
flood current
U
جریان مدی
flood currents
U
جریان سیلابی
flood waters
{pl}
U
طغیان آب
flood tide
U
مد
flood tide
U
اب مد
maximum flood
U
طغیان بیشینه
initial flood
U
پیش سیل
maximum flood
U
سیل بیشینه
subject to the flood
U
دستخوش سیل
flood risk
U
خطر سیل
flood walls
U
سیل بند
flood volume
U
حجم سیل
flood valve
U
شیر پر اب کن
flash flood
U
سیل برق اسا
daily flood peak
U
حداکثر سیل روزانه
anti flood valve
U
شیر اطمینان مانع طغیان
The flood swepot away the bridge.
U
سیل پل رابرد
daily flood peak
U
بیشینه روزانه سیل
maximum flood discharge
U
بده حداکثرطغیان
flood level mark
U
داغ سیلاب
maximum flood discharge
U
بده بیشینه طغیان
forced flood lubrication
U
روغنکاری تحت فشار
distributed flood ligh system
U
روشنائی کلی توسط پروژکتور
second stage
U
مرحلهدوم
stage
U
مقام
first stage
U
مرحلهاول
to go on the stage
U
بازیگرشدن
to go on the stage
U
اکترشدن
zero stage
U
طبقه معمولی اضافی که به جلوی کمپرسورخطی اضافه میشود
third stage
U
مرحلهسوم
not stage
U
مدار یا جزئی در یک سیستم لاجیک که وجود یا عدم وجودخروجی برعکس حالت ورودی و یا نقیض ان میباشد
behind the stage
<adj.>
<adv.>
U
خصوصی
[اصطلاح مجازی]
stage
U
اسکان دادن
stage
U
سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
stage
U
چوب بست
stage
U
مرحله
stage
U
مرحله دار شدن اشکوب
stage
U
در صحنه فاهرشدن
stage
U
طبقه
stage
U
پایه وهله
stage
U
منزل
stage
U
صحنه
stage
U
پرده گاه مرحله
stage
U
صحنه نمایش
behind the stage
<adj.>
<adv.>
U
محرمانه
[اصطلاح مجازی]
to go on stage
U
وارد صحنه
[نمایش]
شدن
stage
U
سکو
stage
U
درجه مرحله
at this stage
<adv.>
U
درحال حاضر
[عجالتا]
[اکنون ]
[فعلا]
stage
U
یکی از چند نقط ه در یک فرآیند
stage
U
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
stage
U
نیمکت اویزان
stage
U
مراحل مختلف یک موشک
stage
U
اشکوب
stage set
U
تعویض سن
termination stage
U
مرحله پایانی
this play does not stage well
U
این داستان خوب در نمایش در نمیاید
stage-struck
U
شیفتهی بازیگری
single stage
U
یک طبقهای
to put on the stage
U
بمعرض نمایش گذاشتن نمایش دادن
stage set
U
تنظیم صحنه برای ایفای نقش معینی از نمایش
stage race
U
مسابقه مرحلهای دوچرخه سواری
stage direction
U
کاگردانی
stage direction
U
مدیریت
stage craft
U
فن درست کردن نمایش
stage coach
U
دلیجان
single stage
U
یک طبقه
stage director
U
مدیر نمایش
stage fever
U
کرم بازیگری یا اکتری
stage payments
U
پرداختهای مرحلهای پرداختهای که در چند مرحله صورت میگیرد
turbine stage
U
طبقه توربین
at the rear of the stage
<adj.>
<adv.>
U
در پس پرده
mechanical stage
U
پایهمکانیکی
regulator first stage
U
صفحهنمایشنخستینرگلاتور
To appear on the scene (stage).
U
روی صحنه ظاهر شدن
stage clip
U
سطحنمایش
stage curtain
U
پردهنمایش
centre-stage
U
شرائطبسیار حساسو مهم
At that point
[stage]
, ...
U
وقتی که موقعش رسید...
speed stage
U
سطح سرعت
stage-struck
U
عاشق هنرپیشگی و صحنهی نمایش
at the rear of the stage
<adj.>
<adv.>
U
پشت پرده نمایش
[مخصوص اطاق رخت کن]
two stage experiment
U
ازمایش دو مرحلهای
two stage sampling
U
نمونه گیری دو مرحلهای
speed stage
U
مرحله سرعت
stage door
U
در عقب صحنه
stage doors
U
در عقب صحنه
stage whisper
U
نجوای روی صحنه
stage whispers
U
نجوای روی صحنه
landing stage
U
حملباقایق
stage manager
U
مدیر نمایش
anal stage
U
مرحله مقعدی
buffer stage
U
مرحله میانگیر
killer stage
U
صافی رنگ
converter stage
U
طبقه مبدل
developmental stage
U
مرحله تکوینی
developmental stage
U
مرحله پیشرفت
differential stage
U
مرحله تفاضلی
energy stage
U
لایه انرژی
first audio stage
U
مرحله صوتی نخست
stage-managed
U
اداره کردن
impluse stage
U
طبقه فشار مستقیم
initial stage
U
طبقه نخستین
stage fright
U
صحنه هراسی
stage fright
U
وحشت حاصله در اثر فهوردر صحنه نمایش
stage manager
U
کارگردان نمایش
stage managers
U
مدیر نمایش
stage managers
U
کارگردان نمایش
stage manage
U
اداره کردن
stage manage
U
کارگردانی کردن
stage-manage
U
اداره کردن
stage-manage
U
کارگردانی کردن
stage-managed
U
کارگردانی کردن
stage-manages
U
اداره کردن
stage-manages
U
کارگردانی کردن
stage-managing
U
اداره کردن
stage-managing
U
کارگردانی کردن
input stage
U
طبقه ورودی
input stage
U
طبقه اولیه
quick stage
U
ان مرحله ازابستنی که زن جنبش بچه رادرزهدان خودحس میکند
multi stage
U
چند طبقه
oedipal stage
U
مرحله ادیپی
oral stage
U
مرحله دهانی
multi stage
U
چند مرحلهای
modulator stage
U
طبقه مدولاسیون
mixer stage
U
طبقه مخلوط کننده
main stage
U
عرشه اصلی
output stage
U
مرحله خروجی
phallic stage
U
مرحله التی
main stage
U
طبقه اصلی
macro stage
U
مرحله کلان
larval stage
U
مرحله کرمی
multi stage experiment
U
ازمایش چند مرحلهای
multi stage press
U
پرس چند طبقه
multi stage production
U
تولید چند مرحلهای
multi stage sampling
U
نمونه گیری چند مرحلهای
frequency divider stage
U
طبقه مقسم فرکانس
push pull stage
U
طبقه پوش- پول
power output stage
U
طبقه خروجی
power amplifier stage
U
مرحله فزون ساز توان
multi stage amplifier
U
امپلی فایر چند طبقه
multi stage amplifier
U
تقویت کننده چند طبقه
low power stage
U
طبقه کم قدرت
high pressure stage
U
طبقه فشار قوی
mechanical stage control
U
کنترلپایهمکانیکی
two stage least squares method
U
برای تخمین پارامترها در اقتصادسنجی
two stage least squares method
U
روش حداقل مربعات دومرحلهای
To stage political demonstrations.
U
تظاهرات سیاسی برپاکردناسلااهل تظاهر نیستم
multi stage scaffolding
U
داربست چند طبقه
It was stage –managed . It was trumped up.
U
صحنه سازی بود
three stage least squares method
U
روش حداقل مربعات سه مرحلهای برای تخمین پارامترهای معادلات همزمانی در اقتصاد سنجی
anal retentive stage
U
مرحله مقعدی ضبطی
anal expulsive stage
U
مرحله مقعدی دفعی
intermediate frequency stage
U
طبقه ی فرکانس میانی
Stage party ( films , movies ) .
U
میهمانی ( فیلمهای ) مردانه
bed building stage of river
U
تراز سطح متوسط اب رودخانه
The stage was bare but for
[save for]
a couple of chairs.
U
صحنه نمایش به استثنای چند تا صندلی لخت بود.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com