Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
flap gate
U
دریچه یک طرفه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flap
U
فلپ
flap
U
دری وری گفتن
flap
U
پرزدن
flap
U
بال وپرزدن مرغ بهم زدن
flap
U
برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flap
U
اویخته وشل
flap
U
صدای چلپ
flap
U
ضربه
flap
U
باله هواپیما
flap
U
لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
flap
U
در پوش مستراح فرنگی
flap
U
slat
flap
U
قسمت اویخته هر شیئی
cowl flap
U
فلپهای پوشش موتور
flap eared
U
دالگوش
flap eared
U
اویخته گوش
flap angle
U
زاویه فلپ
body flap
U
زبانهبدنه
flap pocket
U
جیبلبهدار
kruger flap
U
فلپی در لبه حمله که بخشی از سطح تحتانی بال را تشکیل میدهد
dive flap
U
ترمز هوایی از نوع فلپ
gun flap
U
یقهشکاری
aft flap
آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
zapp flap
U
شکل ابتدائی فلپهای لبه فرار
flap valve
U
شیر یک طرفه
flip flap
U
یکجورترقه یا اتش بازی پشتک
mud flap
U
گلگیر
jet flap
U
فلپی که جریان هوا یاگازهای پر انرژی خارج شده در امتداد لبه فرار از روی ان عبور میکنند
front flap
U
زبانهجلویی
plain flap
U
فلپی که لایه فراربال را تشکیل میدهد
plain flap
U
فلپ ساده
tabbed flap
U
فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
table flap
U
قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
mid flap
U
فلپ میانی
flip flap
U
معلق
fly flap
U
مگس پران
fly flap
U
مگس ران
fuel tank flap
U
درباکبنزین
leading edge flap
U
لبهبرجستهباله
variable camber flap
U
فلپی که نیمرخ ان هنگام بیرون امدن تغییر میکند
trailing edge flap
U
لبهبرجستهپشتیباله
flap hydraulic jack
U
جکهیدولیکبالههواپیما
gill type flap
U
فلپی در پشت موتور برای کنترل جریان هوا
internally blown flap
U
فلپ بزرگی که جریان اصلی گازها به ان برخورد میکند
or gate
U
دریچه OR
gate
U
قسمت فنری قلاب کوهنوردی
nor gate
U
دریچه نقیض یا
down gate
U
راهگاه پایین دست
saw gate
U
چارچوب اره
nor gate
U
دریچه نایا
not and gate
U
دریچه نا- و
not gate
U
دریچه نا
take out gate
U
دریچه ابگیر ابیاری
not or gate
U
دریچه نا- یا
or gate
U
دریچه یا
not gate
U
دریچه نقیض
gate
U
دروازه
gate
U
گیت
gate
U
راه تغذیه لشعلث
gate
U
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate
U
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate
U
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate
U
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate
U
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate
U
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate
U
دروازه شروع اسکی
gate
U
محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
gate
U
در بزرگ
gate
U
مدخل دریجه سد
gate
U
وسایل ورود ورودیه
gate
U
دریچه تنظیم اب در مخزن سد
gate
U
فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate
U
فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
gate
U
دریچه
gate
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate
U
مدخل
and gate
U
مدار AND
and gate
U
دریچه و دریچه ضرب منطقی
Gate
U
ورودی به باند
and gate
U
دریچه و
gate
U
یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate
U
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gate
U
دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
gate
U
سوزن اتصال به یک FET
tainter gate
U
دریچه قطائی
lower gate
U
دروازهپائینی
spillway gate
U
درخروجآبسطحسد
nand gate
U
دریچه نقیض و
ring gate
U
دهانهحلقوی
He was approaching the gate.
U
او
[مرد]
به دروازه نزدیک شد.
crash the gate
<idiom>
U
بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
wicket gate
U
دهانهدریچه
nonequality gate
U
دریچه نابرابری
nand gate
U
دریچه ناو
upper gate
U
دروازهبالایی
gate-leg
U
پایهدروازهایشکل
xor gate
U
دریچه یای ضمنی
lich-gate
U
راهرو سرپوشیده
tainter gate
U
دریچه لولادار
threshold gate
U
دریچه استانهای
gate money
U
پولبلیطورودیه
pouring gate
U
دریچه ریزش
starting gate
U
دروازه شروع
sluice gate
U
دریچه
sluice gate
U
اب بند
sluice gate
U
ابگیره
roller gate
U
دریچه غلطان
railroad gate
U
درب ورودی راه اهن
proselte of the gate
U
کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
pouring gate
U
تغذیه قالب
waste gate
U
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
bifurcation gate
U
دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
equivalence gate
U
دریچه معادل
exclusive nor gate
U
دریچه نقیض یای انحصاری
exjunction gate
U
دریچه یای انحصاری
exclusive or gate
U
دریچه یای انحصاری
flood gate
U
ابگیره
flood gate
U
بندسیلگیر
flood gate
U
سد دریچهای
gate crasher
U
میهمان ناخوانده
gate electrode
U
الکترود دریچهای
gate hanger
U
التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
equality gate
U
برابر سازی
equal gate
U
دریچه برابری
elementary gate
U
دریچه ابتدایی
blind gate
U
دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
burst gate
U
لامپ پیام گذار
caterpillar gate
U
دریچه چرخ زنجیری
check gate
U
دریچه تنظیم
color gate
U
دریچه پیام رنگی
complement gate
U
دریچه متمم ساز
cow gate
U
چراگاه گاو
discharge gate
U
دریچه تخلیه
gate keeper
U
دروازه بان
elementary gate
U
دریچه مقدماتی
gate leaf
U
بدنه دریچه سد
gate meeting
U
انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
head gate
U
دریچه بالادست سد
inclusive or gate
U
دریچه یای شامل
indicator gate
U
دریچه شاخص
equivalence gate
U
دریچه هم ارزی
lich gate
U
راهرو
lich gate
U
سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
logic gate
U
دروازه منطقی
majority gate
U
دریجه اکثریت
head gate
U
دریچه فوقانی کانال
golden gate
U
پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
gate vessel
U
شناور درب حوض تعمیرات ناو
gate valve
U
شیر قطع جریان
gate tube
U
لامپ دریچهای
gate valve
U
شیر کشویی
gate transition
U
شیر فلکه تبدیل
gate post
U
تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
The crowd was pressing against the gate .
U
جمعیت به درورودی فشار می دادند
gate chamber wall
U
جایگاه حرکت دریچه
gate operating platform
U
سکوی مانور دریچه ها
gate operating deck
U
سکوی مانور دریچه ها
jet flow gate
U
فشاراین دریچه زیاداست
jet flow gate
U
دریچه با سرلوله
mitre gate recess
U
دریچهتنفسشمار
gate operating ring
U
حلقهورودیعملکننده
fixed roller gate
U
دریچه چرخ قرقرهای ثابت
gate-leg table
U
میزپایهدروازهای
fixed wheel gate
U
دریچه قرقرهای با محورثابت
master gate valve
U
مدخلدریچهاصلی
A creaking gate hang long.
<proverb>
U
یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
Fortune Knocks at least once at everymans gate.
<proverb>
U
خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
maximum gate trigger voltage
U
ولتاژ احتراق حداکثر
memory controller gate array
U
ارایه درگاه کنترل حافظه
bear tape shutter gate
U
دریچه شیروانی شکل
maximum gate trigger current
U
جریان احتراق حداکثر
insulated gate field effect transistor
U
ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com