Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fixed wing
U
هواپیمای بال ثابت
fixed wing
U
بال ثابت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fixed-wing
U
هواپیمای بال ثابت
fixed-wing
U
بال ثابت
fixed wing aircraft
U
هواپیما با بال ثابت
Other Matches
wing
U
طرف
right-wing
U
جناح راست
right wing
U
جناح راست
wing it
<idiom>
U
بدون آمادگی
under one's wing
<idiom>
U
تحت مراقبت کسی
take (someone) under one's wing
<idiom>
U
زیرپروبال شخص راگرفتن
off wing
U
محل بازیگر گوش
on the wing
U
پرواز کننده
to take wing
U
پرواز کردن
to take wing
U
پابفرارگذاشتن
right wing toward
U
میمنه
right wing toward
U
دست راست
right wing toward
U
پیشرو
wing and wing
U
حرکت با باز بودن کامل بادبانها
to take under one's wing
U
سرپرستی کردن
on the wing
U
سیار متحرک
on the wing
U
بالدار
to take under one's wing
U
حمایت کردن
wing
U
لنگه
wing
U
گروه هوایی
wing
U
پیمودن
wing
U
بالدار کردن پردارکردن
wing
U
پرواز پرش
wing
U
دسته حزبی
wing
U
شاخه شعبه
wing
U
پره زائده پره دار
wing
U
جناح
wing
U
بال مانند زائده حبابی
wing
U
گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
wing
U
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
wing
U
پره
wing
U
بال
wing
U
تیپ هوایی جناح
wing
U
بال شبیه به بال هواپیماوصل به اتومبیل برای کشش بیشتر
wing
U
گوش زمین
wing footed
U
تند
wing footed
U
سریع
upper wing
U
بال بالایی در هواپیمای دوباله
wing forward
U
فوروارد گوش
vent wing
U
پنجره گردان
wing threequarter
U
هریک از دو مدافع کنار زمین
wet wing
U
بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
wing covert
U
پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده
wing chair
U
مبل دارای پشتی و دستههای چوبی و سفت
wing box
U
ساختمان اصلی بالهای مدرن استرس اسکین
wing drag
U
پسای بال
wing drop
U
افت ناگهانی برا روی یک بال
wing footed
U
دارای پای پردار
wing area
U
مساحت بال
wind wing
U
پنجره کوچک تهویه اتومبیل
wing axis
U
محور بال
simple wing
U
طرح تهاجمی با خط نامتعادل
mid wing
U
بال وسط
low wing
U
بال پایین
king's wing
U
جناح شاه شطرنج
isoclinic wing
U
بالی که زاویه برخورد ان هنگام خم شدن در اثر نیرونیز ثابت میماند
inside wing
U
بال داخلی
highed wing
U
بال لولاشده
high wing
U
بال بالا
hard wing
U
بال صلب
parasol wing
U
بالی که هواپیما از ان اویزان میشود
queen's wing
U
جناح وزیر شطرنج
rhombus wing
U
بالی با سطح مقطع متقارن
sea wing
U
نرم تن دو کپه دریایی
rotary wing
U
هواپیمای بال گردان
rotary wing
U
بال گردان
right wing to ward
U
دست راست
right wing to ward
U
پیشرو
right wing of army
U
پهلوی راست میمنه
right wing of army
U
جناح یمین
right wing forward
U
پیشرو دست راست
front wing
U
گلگیر جلوی اتومبیل
wing forward
U
هریک از دومهاجم بیرون ردیف دوم یاسوم در تجمع
left wing
U
شخص دست چپی
wing commanders
U
سرهنگ دوم هوایی
wing defence
U
دفاعگوشه
wing attack
U
حملهگوشه
cantilever wing
U
بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
tapered wing
U
بالنوکتیز
straight wing
U
بالمستقیم
center wing
U
بال میانی
hind wing
U
بالعقبی
delta wing
U
بال دلتا
delta wing
U
بال مثلث
double wing
U
بازی هافبک در گوش
wing commander
U
سرهنگ دوم هوایی
wing membrane
U
اجزایبال
left wing
U
مربوط به جناح چپ
left-wing
U
شخص دست چپی
left-wing
U
مربوط به جناح چپ
cross-wing
U
[بال های پیوسته در تالار خانه های قرون وسطایی]
chimney-wing
U
بغله های شومینه
bat's-wing
U
[نوعی از نقش پنجره خورشیدی]
centrist wing
U
طرفدار جناح میانه رو
[سیاست]
wing vein
U
رگهبال
wing slat
U
نوکباله
wing rib
U
دندهبال
wing pallet
U
سطحپرهمانند
wing wall
U
دیواره جانبی
wing tunnel
U
تونل باد
wing reactions
U
واکنشهای بال
wing position
U
وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
wing photograph
U
نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
wing nut
U
مهره گوشه دار
wing nut
U
پیچ خروسکی
wing nut
U
خروسک
wing nut
U
پیچ و مهره دارای جاانگشتی
wing loading
U
نسبت وزن کل به مساحت یال
wing loading
U
وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
wing heavy
U
تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
wing halfback
U
هافبکهای کناری
wing root
U
ریشه بال
wing screw
U
پیچ گوشه دار
wing section
U
بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
wing tip
U
نوک کفش دارای قوس منحنی
wing tanks
U
تانکهای سوخت که داخل بال تعبیه شده یا بخشی از بال راتشکیل میدهد
wing strut
U
پایه بال
wing spread
U
فاصله بین دو سر بال
wing spar
U
عضو سازهای اصلی بال درامتداد خط واصل دو سر بال
wing skin
U
پوسته بال
wing shooting
U
شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
wing setting
U
نصب بال
well fixed
U
ثروتمند
I'll get you all fixed up.
U
همه چیز را برایتان درست وروبراه خواهم کرد
well fixed
U
پولدار
well fixed
U
خوب تثبیت شده
well fixed
U
دارا
fixed
U
معین
fixed
U
ماندنی مقطوع
fixed
U
ثابت شده
fixed
U
قطعی
fixed
U
گیردار
fixed
U
ماندنی
fixed
U
مقطوع
fixed
U
ثابت
reverse chicken wing
U
نوعی کلید کشی
real box wing
U
بالی با سه تیرک
variable area wing
U
بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
left wing for ward
U
پیشرو دست چپ
left wing of army
U
جناح یسار
low mid wing
U
بالی که در ارتفاع یک سوم بدنه قرارگرفته
left wing of army
U
پهلوی چپ میسره
box beam wing
U
نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
rotary wing aircraft
U
هواپیما با بال گردنده
swept-back wing
U
بالدم جارویی
to piniona bird's wing
U
نوک بال مرغی را چیدن
[extreme]
right-wing scene
U
صحنه جناح راست
[افراطی]
[سیاست]
fixed echo
U
اکوی ثابت
fixed disk
U
دیسک ثابت
fixed idea
U
فکریکه درذهن فرورفته وماندنی شده است
fixed echo
U
انعکاس ثابت روی صفحه رادار
fixed davit
U
davit gantrytype : syn
fixed davit
U
جرثقیل ثابت
fixed davit
U
قایق بالابر ثابت
fixed costs
U
هزینههای که وابسته به حجم تولید نمیباشد
fixed costs
U
هزینههای سرمایهای
fixed idea
U
تعصب
fixed geometry
U
هواپیمایی با بال ثابت
fixed format
U
قابل ثابت
fixed head
U
با نوک ثابت
fixed fire
U
اتش نشان شده
fixed fire
U
اتش متمرکز
we fixed in the town
U
در شهر ماندیم
fixed field
U
میدان ثابت
fixed factor
U
عوامل ثابت تولید
fixed factor
U
عوامل تولید ثابت
fixed ersistor
U
مقاومت ثابت
fixed costs
U
هزینههای ثابت
fixed cost
U
هزینه ثابت و معین
fixed casement
U
قاب ثابت
fixed area
U
ناحیه ثابت
fixed round
U
فشنگ ثابت
fixed ammunition
U
مهمات ثابت
fixed arch
U
طاقثابت
fixed base
U
پایهثابت
fixed bayonet
U
سرنیزهثابت
fixed blade
U
تیغهثابت
fixed jaw
U
اهرم ثابت
fixed platform
U
سکویثابت
fixed winglet
U
بالچهثابت
carbon fixed
U
ذغال ثابت
carbon fixed
U
کربن ثابت
Price are fixed here .
U
دراینجا قیمتها ثابت هستند
fixed asset
U
دارائی ثابت
fixed assets
U
داراییهای ثابت
fixed assets
U
درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
fixed capital
U
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
fixed capital
U
سرمایه ثابت
fixed condenser
U
خازن ثابت
fixed capacitor
U
خازن ثابت
fixed budget
U
بودجه ثابت
fixed bridge
U
پلی که بجز انبساط و انقباض هیچگونه حرکتی ندارد
fixed bridge
U
پل ثابت
fixed beam
U
تیر دوسر گیردار
fixed beam
U
تیر گیردار
fixed beam
U
تیر دو سر گیردار
fixed beam
U
تیر ثابت
fixed assets
U
دارائیهای ثابت
fixed portion
U
سهام معینه
fixed stock
U
مالک انحصاری سهام
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com