English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fire order U فرمان اتش
fire order U فرمان اتش دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
order of fire U روش تیراندازی
order of fire U ترتیب توالی اتش
order of fire U ترتیب احتراق موتور
Other Matches
marching order [travel order] U دستور پیشروی [ارتش]
Fire cannot be extinguished by fire . <proverb> U آتش را به آتش خاموش نتوان کرد .
first order U مرتبه اول
order U امر
to order <idiom> U به ترتیب
in order to <idiom> U اعتماد شخص را بدست آوردن
order [placed with somebody] U دستور [ازطرف کسی]
out of order U از کار افتاده
order about U پیوسته پی فرمان فرستادن
order U دستور سفارش
order U سفارش دادن
order U دستور دادن سفارش
order U مرتبه
order U راسته
order U کد عمل
order U پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
order U رتبه
out of order U نادرست
out of order U درهم برهم
well-order U خوش ترتیب [ریاضی]
in order U دایر
in order U صحیح
in order that he may go U برای اینکه برود
in order U درست
out of order U خراب
in order that U تا اینکه
order [placed with somebody] U سفارش [ازطرف کسی]
in order that i may go U برای اینکه بروم
order off U حکم خروج
to the order of U بحواله کرد
to the order of U به حواله کرد
in order to ... U تا [اینکه ]
to the order of U در وجه
in order that U برای اینکه
in order to ... U برای [اینکه]
order U دستورعملیاتی
order U دستورالعمل
order U دستور
order U سفارش
order U نظم
order U سفارش دادن تنظیم کردن
order U منظم کردن
order U ن
order U دستور دادن
out of order <idiom> U برخلاف قانون ،نامناسب
by order of U فرمان
by order of U حسب الامر
out of order <idiom> U کارنکردن
re order U سفارش دوم باره
In this order. In this way. U باین ترتیب
second order U مرتبه دوم
order U ترتیب
order U حکم
order U نظم دادن
order U نظام معماری
order U سفارش دادن دستور دادن
order U سفارش دادن کالا یا جنس
order U دستورالعمل دستور
order U سبک معماری
order U شیوه
order U مرتب کردن
order U فرمان نظم
order U حواله کرد حواله کردن دستور
order U خرید سفارش خرید
order U ترتیب انجام کار
order U حواله
order cheque U چک در نام فرد خاص
In chronological order. U بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
set in order U مرتب کردن
dispatch order U سفارش حمل سریع
second order factor U عامل مرتبه دوم
disassembly order U روش پیاده کردن وسیله
disassembly order U دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
order book U دفتر سفارشات
order cheque U چک به حواله کرد
work order U برگ کار
Is your passport in order ? U آیا گذرنامه ات مرتب وآماده است ؟
embarkation order U ترتیب سوار شدن یا بارگیری
night order U دستور شبانه
embarkation order U دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
order code U رمز دستور
word order U ترتیب واژه ها
word order U ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
night order U دستورات شبانه
conditional order U سفارش مشروط
To order a meal. U سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
fragmentary order U دستور جزء بجزء
work order U درخواست انجام کار حکم کار
order arms U فرمان پافنگ
order arms U فرمان بجای خود در حال مسلح بودن با تفنگ
delivery order U دستور تحویل کالا
postal order U هزینهپستی
law and order U اطاعتازقانون
firing order U ترتیب احتراق
corinthian order U ساختارقرمتی
doric order U سبکمعمارییونانقدیم
operation order U دستورعملیات
decreasing order U ترتیب کاهنده
first order reflection U انعکاس مرتبه یک
daily order U دستور روز
operation order U دستور عملیاتی
delivery order U دستورحمل
social order U سازمانوساختاراجتماعی
delivery order U حواله تحویل
set in order U درست کردن
first order transition U گداز مرتبه یک
order arms U پافنگ
court order U قرار صادره از دادگاه
development order U دستوربهبود اماد
development order U دستور ساخت اماد
point of order U اخطار نظامنامهای
points of order U اخطار نظامنامهای
first order reaction U واکنش مرتبه یک
order arm U پافنگ
firing order U ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
second order reaction U واکنش مرتبه دوم
public order U نظم عمومی
the goods are on order U کالا را سفارش داده ایم
the line is out of order U سیم خراب است
third order reaction U واکنش مرتبه سه
provisional order U دستور موقت اداری
processing of the order U انجام سفارش
probation order U دستور یا حکم تعلیق مجازات
post order U حواله پستی
place an order U سفارش دادن
phantom order U قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
payable to order U قابل پرداخت به حواله کرد
pay order U سندپرداخت حقوق
pay order U لیست پرداخت حقوق
partial order U ترتیب جزئی
purchase order U دستور خرید
purchase order U سفارش خرید
second order conditions U شرایط مرتبه دوم
second order conditions U شرایط ثانوی
route order U فرمان ستون راه رو
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
review order U لباس وتجهیزات و وسائل کامل
review order U لباس وتحملات سان
short order U خوراکی که زود مهیا میشود
referral order U درخواست برای اماد غیرموجود یا جایگزین در انبار
reculaulation order U تنظیم محاسبه مجدد
sort order U نظم ترتیب
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
superior order U امر مافوق
superior order U دستور مافوق
expandede order U ترتیب مبسوط
order time U زمان سفارش کالا
order off the field U حکم خروج
order of bankruptcy U حکم ورشکستگی
order in council U تصویب نامه دولتی
order in council U تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
order format U قالب سفارش
order format U قالب دستور
order form U نمونه سفارش نامه پر نکرده
order for goods U سفارش کالا
field order U دستورعملیاتی دستور رزمی
field order U دستورالعمل رزمی
warning order U دستور اگهی
warning order U دستور اماده باش اعلام اماده باش
factory order U سفارش ساخت
executive order U اجرائیه
executive order U فرمانده دوم ناو
engine order U دستور ماشین
order of battle U ترتیب نیرو
order of battle U سازمان نیروهایا یکان
order of council U تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
to set in order U درست کردن
to set in order U منظم کردن
order of the day U دستور جلسه
order of the day U معادل agenda
order of the day U برنامه روزانه
transaction in order U liability avoid to
transaction in order U معامله به قصد فرار از دین
transfer order U دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
order of service U سوت داور بمعنای دستورسرویس دادن
partial order U پاره ترتیب
order of matrix U مرتبه ماتریس
order of magnitude U مرتبه بزرگی
trial order U سفارش ازمایشی
order of discharge U حکم برائت ذمه
order of discharge U حکم تصفیه
enforcement order U دستور اجرا
movement order U دستور حرکت
indue order U به ترتیب صحیح
Gigantic Order U [شیوه ستون سازی توسکاری همراه با شیوه غول ستونی] [معماری]
Ionic Order U [معماری یونی یا سبک بالشی از سبک های معماری کلاسیک در یونان و رم]
job order U دستور انجام کارتعمیرات
landing order U اجازه تخلیه بار
lever of the second order U اهرم نوع دوم
lexicographic order U ترتیب لغت نویسی
descending order U ترتیب نزولی
standing order U دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
standing order U اوامر ویژه
standing order U دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order U امریه نظامی
standing order U دستور جاری
in order to prevent U برای جلوگیری کردن
Giant Order U شیوه غول ستونی [معماری]
German Order U سبک معماری آلمانی [نوعی از سبک معماری کرنتی قرن هجدهم انگلستان]
ionic order U سبک متکائی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com