English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
final temperature U درجه حرارت نهایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
final U قاطع
final U غایی
final U نهائی
final U مسابقه نهایی
final U تهایی
final U قطعی
final U رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
final value U ارزش نهایی
final U غایی قطعی
final U نهایی
final U پایانی
final U فینال
final U اخرین
final position U وضعیت نهایی
final goods U کالای نهائی
final goods U کالا برای مصرف نهائی
final award U رای قطعی
final heading U مسیر پرواز نهایی
final diameter U قطر نهایی
final heading U سمت پرواز یا حرکت نهایی
final instrument U معادل act final
final price U اخرین قیمت
final price U قیمت نهائی
final invoice U صورت حساب نهایی
final judgement U حکم نهایی
final measurement U اندازه گیری نهایی
final payment U پراخت نهائی
final drive U محرکه محور عقب
final drive U چرخ گرداننده نهایی شنی
final cinditions U شرایط فینال
final approach U مسیرنهایی فرود هواپیما
final assembly U مونتاژ نهایی
final assembly U نصب نهایی
final drive U گرداننده نهایی
final cinditions U شرایط پایانی
final approach U مسیر نهایی فرود
final cut U برش نهایی
final decision U رای قطعی و نهایی
final demand U تقاضای نهائی
final destination U مقصد نهایی
final act سندی است که در پایان کار کنفرانس تنظیم میشود وخلاصه کارهای کنفرانس ونتایج حاصله از آن و تعهدات و موافقتهای ناشیه از آن ونیز مسائلی که جنبه فرعی دارند مانند توصیه ها وارزوهای اعضا کنفرانس را در بردارد
final act U قطعنامه
final act U سند نهایی
final acceptance آزمایش قبولی نهایی ناو
final process U دستور اجرای حکم
Cup Final U بازیفینال
to have the final [last] word <idiom> U حرف خود را به کرسی نشاندن
semi-final U نیمه نهایی
semi-final U نیم پایانی
semi-final U مسابقات نیم پایانی
quarter-final U یک چهارم نهایی
final shaving U پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
quarter final U یک چهارم نهایی
And that is it period . I have nothing more to say . and that is final . U همان است که گفتم ( برو برگرد ندارد )
Is that your final word ? U همین ؟( درمقام اتمام حجت یا تهدید )
final velocity U سرعت نهایی
final whistle U سوت پایان [ورزش]
final protocol U مقاوله نامه یا موافقتنامه نهایی
final report U گزارش نهایی
final result U نتیجه نهایی
final set U حالتی که بتن بطور کامل گرفته و بقدرکافی سخت شده که بتوان قالب براری نمود
final payment U پرداخت نهایی
final state U حالت پایانی
final term U جمله نهایی
final test U ازمایش نهائی
final coordination line U اخرین خط هماهنگیها
final boiling point U نقطه جوش پایانی
final awards judgements U احکام قطعی
final protective line U خط اخرین اتشهای حفافتی اخرین خط حفافتی
final setting time U مدت زمانی که بتن بدان درجه از سختی برسد که بتواندفشار معین را تحمل کند
full and final settlement U تسویه تمام و کمال
final protective fires U اخرین اتشهای حفافتی
and that is flat(final)!No arguments! U چون وچراهم ندارد !
The judge will have the final say on the matter. U قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
final bomb release line U اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
to take one's temperature U درجه گرمای کسیراسنجیدن نبض کسیرادیدن
temperature U درجه گرما
temperature U درجه حرارت دما
temperature U دما
temperature U درجه حرارت
temperature U حرارت
It is bound (most likely)to happen . The die is cast . It is final and irrevocable. U بروبرگردندارد ( قطعی وحتمی است )
temperature coefficient U ضریب دما
temperature coefficient U ضریب حرارتی
temperature correction U تصحیح دمایی
temperature function U تابع دما
temperature gradient U تغییر درجه حرارت با زیادشدن عمق اب دریا
temperature gradient U گرادیان دما
temperature limit U مرز دما
temperature programmer U برنامه ریز دما
ambient temperature U دمای محیط
room temperature U دمای اتاق
maximum temperature U دمای ماکزیمم
mixture temperature U دمای اختلاط
neel temperature U دمای نل
operating temperature U دمای عملیاتی
operating temperature U درجه حرارت کار
optimum temperature U دمای بهینه
reversal temperature U دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
rise in temperature U افزایش دما
temperature rise U افزایش دما
temperature saturation U اشباع دمایی
temperature scale U مقیاس دما
temperature sense U حس دما
softening temperature U دمای نرم شدن
actual temperature U درجهدمایواقعی
desired temperature U حرارتمطلوب
temperature control U درجهحرارت
temperature gauge U صفحهدما
temperature scales U میزاندما
temperature selector U تنظیمکنندهحرارت
virtual temperature U دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
variations of temperature U اختلافات گرما درجات مختلف گرماوسرما
temperature spots U نواحی دماگیر
temperature stress U تنش حرارتی یا دمایی
temperature variation U تغییر دما
tempering temperature U درجه حرارت بازپخت
thershold temperature U استانه دمای ذرات
total temperature U دمای کل
transition temperature U دمای تحول
transition temperature U دمای فراگذری
transition temperature U دمای تبدیل
absolute temperature U دمای مطلق
maximum temperature U درجه حرارت حداکثر
ambient temperature U درجه حرارت محیطی
internal temperature U درجه حرارت داخلی
internal temperature U دمای درونی
intermediate temperature U درجه حرارت میانی
intermediate temperature U درجه حرارت متوسط
ignition temperature U درجه حرارت احتراق
he has no temperature to day U امروز تب ندارد
brightness temperature U دمای درخشایی
high temperature U دمای بالا
brittleness temperature U دمای شکنندگی
annealing temperature U دمای تابکاری
brittle temperature U دمای شکنندگی
boyle's temperature U دمای بویل
blackbody temperature U دمای جسم سیاه
barrel temperature U دمای پاتیل
kelvin temperature U دمای کلوین
critical temperature U دمای بحرانی
drop in temperature U کاهش دما
fall in temperature U کاهش دما
effective temperature U دمای موثر
equiviscous temperature U گرمای لزوجت
equiviscous temperature U دمای همدوسندگی
filament temperature U درجه حرارت فیلامان
inversion temperature U دمای وارونگی
curie temperature U دمای کوری
critical temperature U درجه حرارت بحرانی
cryogenic temperature U دمای سرمازایی
low temperature U درجه حرارت پایین
temperature of dew point U علامتشبنمدرهوا
constant temperature pressure U welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
approximate absolute temperature U دمای مطلق تقریبی
exhaust gas temperature U دمای گاز خروجی
compressor inlet temperature U دمای گازهای ورودی کمپرسور
temperature control knob U دریچهکنترلدما
temperature independent paranagnetism U پارامغناطیس گرما مستقل
wet bulb temperature U دمای تر مخزن
dry bulb temperature U دمای خشک مخزن
celsius temperature scale U مقیاس دمای سلسیوس مثیاس دمای سانتی گراد
centigrade temperature scale U اشل دمایی سانتیگراد
absolute temperature scale U مقیاس دمای مطلق
absolute temperature scale U مقیاس مطلق
kelvin temperature scale U اشل دمایی کلوین
reaumur temperature scale U اشل دمایی در سیستم غیرمتریک
rankine temperature scale U مقیاس دمای رانکین
rankin temperature scale U اشل دمایی رانکین
rankin temperature scale U مقیاس دمای رانکین
magnetic transition temperature U نقطه کوری
standard temperature and pressure U شرایط متعارفی
standard temperature and pressure U شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard temperature and pressure U شرایط استاندارد
normal temperature and pressure U شرایط متعارفی
normal temperature and pressure U شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
normal temperature and pressure U شرایط استاندارد
maximum safe temperature U درجه حرارت مجاز حداکثر
maximum surface temperature U درجه حرارت سطحی حداکثر
internal temperature rise U افزایش درجه حرارت داخلی
glasy trainsition temperature U دمای تبدیل شیشهای
centigrade temperature scale U مقیاس دمای سانتی گراد مقیاس دمای سلیسوس
heat deflection temperature U دمای انحراف گرمایی
gamma transition temperature U دمای تبدیل شیشهای
high or low temperature U گرمای زیادیاکم
high temperature alloy U الیاژ درجه حرارت بالا
high temperature steel U فولاد با ثبات حرارتی
high temperature strength U استحکام حرارتی
magnetic transition temperature U درجه حرارت تبدیل مغناطیسی
thermodynamic temperature scale U مقیاس دمای ترمودینامیکی
hot temperature zone U ناحیه بسیار گرم
rubbery transition temperature U دمای تبدیل لاستیکی
glass transition temperature U دمای تبدیل شیشهای
maximum permissible temperature rise U حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
daily range of soil temperature U دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
tumble dry at low temperature U بادرجهکموخشکبهمبزنید
temperature set point knob U دکمهتنظیمدما
yield point at normal temperature U نقطه تسلیم در دمای بالا
tumble dry at medium to high temperature U بادرجهمتوسطبهبالاوخشکبهمبزنید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com