English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
filter blocks U اجر توخالی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blocks U توده
blocks U بستن مسدود کردن
blocks U قطعه
blocks U کنده مانع ورادع
blocks U بلوک
blocks U اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
blocks U جعبه قرقره
blocks U سد
blocks U انسداد
blocks U بنداوردن
blocks U قرقره طناب خور
blocks U بلوک سیمانی
blocks U دفاع
blocks U یک دستگاه ساختمان
blocks U قالب کردن
blocks U توده قلنبه
blocks U قطعه زمین
blocks U پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
blocks U مانع شدن
blocks U سد کردن
blocks U سد قالب
blocks U پارازیت
blocks U قرقره
blocks U مانع
blocks U منطقه
blocks U وقفه
blocks U سدکردن غیرمجاز حریف
blocks U دفاع در مقابل ابشار
blocks U یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocks U کنده
blocks U مانع شدن از بازداشتن
blocks U سد کردن خطا
blocks U مسدودکردن
blocks U بلاک
blocks U توقف رویدادن چیزی
blocks U تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
blocks U بلوک ساختن
blocks U قالب ریختن
blocks U مجموعهای از موضوعات در یک گروه
mastic blocks U بلوک قیری
mastic blocks U اجر قیری بزرگ
fiddle blocks U قرقره پلهای
bilge blocks U قسمتهای تولید کننده فشار دریایی
bilge blocks U خرک
fiddle blocks U قرقره مضاعف
stumbling blocks U مانع
randomized blocks U بلوکهای تصادفی
scripture's blocks U مکعبهای اسکرپیچر
road blocks U مانع روی جاده
road blocks U راه بند
road blocks U سد جاده
stumbling blocks U سبب سقوط
stumbling blocks U موجب لغزش
building blocks U واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
stumbling blocks U سنگ لغزش
building blocks U کنده ساخت
building blocks U بنا کنده
l filter U فیلتر سلفی
filter U پالونه
filter U صافی پالایه
filter U صافیدن
filter U فیلتر
filter U صاف کردن نور
filter U صاف کردن
filter U چیزیکه بعضی پرتوها از ان میگذرندولی حائل پرتوهای دیگر است
filter U پالودن
filter U پالودن صاف کردن
filter U تصفیه کردن
filter U اب صاف کردن
filter U توری
filter U مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
filter U انتخاب رکوردهای مختلف از فایل پایگاه داده ها
filter U انتخاب کلمه چند بیتی
filter U صافی
filter U حذف عناصر ناخواسته از فایل یا سیگنال
filter U پالایه
filter U فیلتر صافی
filter U الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
filter U صاف کردن یا شدن
integrating filter U صافی جمع کننده
interference filter U صافی پارازیت
interference filter U صافی تداخل
fuel filter U صافی بنزین
polarizing filter U صافی قطبی
gravel filter U صافی شنی
fuel filter U صافی سوخت
filter curve U منحنی صافی
filter disc U قرص صافی
filter disk U قرص صافی
filter element U المنت فیلتر
filter flask U بالن صافی
filter insert U دریچه یا مدخل صافی
filter layer U لایه صافی
filter layer U لایه پالایش
frequency filter U صافی فرکانس
light filter U صافی نور
colour filter U فیلتررنگ
air filter U فیلترهوا
wet filter U فیلتری که در ان فیلمی ازمایع که روی سطح المنت قرارگرفته مانع از عبور ذرات و و الودگی میشود
water filter U صافی اب
lint filter U فیلترتهلگن
suction filter U صافی مکنده
scratch filter U صافی پیکاپ
quadrature filter U مدار تربیعی
petrol filter U صافی بنزین
oil filter U صافی روغن
nominal filter U صافی به اندازه عبور معین
nominal filter U صافی میکرونی
noise filter U صافی همهمه
porous filter U صافی متخلخل
line filter U صافی خط
line filter U صافی شبکه
line filter U صافی همهمه
filter cover U پوششفیلتر
filter crystal U کریستال صافی
filter tip U فیلتر سیگار
cuno filter U نوعی فیلتر متشکل از تعدادی دیسک که توسط تیغه هایی ازهم جدا شده اند
differentiating filter U صافی ممیز
filter tips U سیگار فیلتردار
electric filter U صافی الکتریکی
filter network U شبکه ی صافی
filter packing U پوشش صافی
filter packing U لایی صافی
filter paper U کاغذ صافی
crystal filter U صافی بلورین
bandpass filter U فیلتر الکترونیکی که به فرکانسهای خالص اجازه عبور میدهد و سایر فرکانسها را ترد میکند
antivignetting filter U صافی هماهنگ کننده نور صافی تطبیق نور
filter tip U سیگار فیلتردار
filter tips U فیلتر سیگار
filter tipped U سیگار دارای فیلتر
filter-tipped U سیگار دارای فیلتر
absolute filter U صافی صد در صد
absolute filter U صافی میکرونی صافی میکروسکپی
absorbent filter U صافی جذب
acoustic filter U صافی صوتی
filter bed U صافی اب
filter center U مرکز کنترل و نتیجه گیری ازاخبار پدافند هوایی
filter capacitor U خازن صافی
filter bed U صافی شنی
filter center U مرکزتوزیع اطلاعات
filter command U فرمان FILTER
filter characteristic U مشخصه صافی
filter condenser U خازن صافی
filter chock U چوک صافی
filter circuit U مدار صافی
filter add U کمک صافی
filter stick U لوله صافی دار
filter press U صافی فشاری
fluted filter paper U کاغذ صافی چین دار
red safelight filter U فیلتراشعهمفیدقرمز
capacitor intel filter U شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
power line filter U یکنواخت کننده برق
power line filter U صافی جریان برق
band pass filter U فیلتر میانگذر
impedance transforming filter U صافی تبدیل امپدانس
high pass filter U صافی بالا گذر
low frequency filter U صافی فرکانس پایین
low pass filter U صافی پایین گذر
narrow band filter U صافی فلزات باریک
colour selection filter U فیلترجداکنندهرنگ
band project filter U فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
air-cleaner filter U هواکشتصفیههوا
automatic filter coffee maker U صافیقهوهجوشاتوماتیک
flexible oil filter line U لوله صافی روغن
band pass filter circuit U مدار صافی باند پاس
low pass acoustical filter U صافی پایین گذر صوتی
diesel fuel oil filter U صافی سوخت موتور دیزل
high pass acoustical filter U صافی صوتی بالا گذر
intermediate frequency band filter U صافی باند فرکانس میانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com