English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
field intensity measurement U دستگاه اندازه گیری شدت میدان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
field intensity U شدت میدان مغناطیسی
field intensity U شدت میدان
magnetic field intensity U شدت میدان مغناطیسی
intensity of electric field U شدت میدان الکتریکی
intensity of the magnetic field U شدت میدان مغناطیسی
electric field intensity U شدت میدان الکتریکی
intensity electric field U شدت میدان الکتریکی
high intensity magnetic field U میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
measurement U روش قضاوت چیزی
measurement U مساحت
measurement U اندازه گیری
measurement U سنجش
measurement U اندازه
correlation measurement U اندازه گیری همبستگی
measurement of demand U تخمین تقاضا
measurement of demand U اندازه گیری تقاضا
measurement ofland U زمین پیمایی
mental measurement U اندازه گیری روانی
absolute measurement U اندازه گیری مطلق
comparative measurement U سنجش مقایسهای
measurement ofland U اندازه گیری زمین
measurement of rainfall U اندازهمقداربارش
measurement of humidity U اندازهگیریمقدارابر
measurement uncertainty U خطای اندازه گیری [ریاضی]
insulation measurement U سنجش و ازمایش ایزولاسیون
certificate of measurement U گواهی اندازه و ابعاد
certificate of measurement U گواهی مقدار
certificate of measurement U گواهی وزن
indirect measurement U سنجش غیرمستقیم
spatial measurement U روش ای که به کامپیوتر امکان میدهد تا محل نشانه گر را در سه بعدی پیدا کند
frequency measurement U سنجش فرکانس
frequency measurement U اندازه گیری فرکانس
depth measurement U اندازه گیری عمق
final measurement U اندازه گیری نهایی
depth measurement U سنجش گودی
engineering measurement U اندازه گیری فنی
radar measurement U اندازه گیری رادار
current measurement U امپرمتر
direct measurement U اندازه گیری مستقیم
unit of measurement U واحد اندازه گیری
comparative measurement U سنجش قیاسی
measurement of benefits and costs U اندازه گیری منافع و هزینه ها
metric system of measurement U سیستم اندازه گیری متریک
measurement of air pressure U زائده
measurement of cloud ceiling U اندازهگیریفشارهوا
standard error of measurement U خطای معیار اندازه گیری
direct potentiometric measurement U اندازه گیری پتانسیل سنجی مستقیم
instrument for absolute measurement U دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
high accuracy measurement U سنجش دقیق
high tension measurement bridge U پل اندازه گیری فشار قوی
measurement of wind strength: anemometer U اندازهگیریجهتباد
measurement of snowfall: snow gauge U اندازهگیریمقداربارشباران
intensity U سختی
intensity U قوت کثرت
intensity U شدت
intensity U زیادی
intensity U شدت فزونی
intensity U نیرومندی
intensity U شدت اتش حجم
intensity U اندازه گیری قدرت سیگنال یا شدت نور منبع نور
intensity of gravity U گرانی یا جاذبه زیاد
sound intensity U شدت نور
intensity of current U شدت جریان
integrated intensity U شدت کل
radiant intensity U شدت تابش
intensity of current U شدت جریان الکتریکی
intensity of gravity U شدت با زیادی جاذبه
radiation intensity U شدت تشعشع اتمی
intensity maximum U حداکثر شدت
integrated intensity U شدت انتگرال گرفته شده
intensity amplifier U تقویت کننده شدت روشنایی
dual intensity U تاکید علائم خاص
current intensity U شدت جریان
rainfall intensity U شدت بارندگی
intensity distribution U پخش شدت
average intensity U شدت جریان متوسط
radiation intensity U شدت تابش
intensity control U کنترل شدت
traffic intensity U شدت عبور و مرور
intensity control U پیچ رنگ
intensity level U سطح روشنایی
response intensity U شدت پاسخ
acoustic intensity U شدت صوتی
acoustic intensity U شدت اکوستیکی
intensity of heat U شدت گرما
stress intensity U شدت تنش
flux intensity U شدت میدان مغناطیسی
luminous intensity U شدت روشنایی
luminous intensity U شدت نورانیت
light intensity U شدت نور
intensity maximum U پیشینه نور ماکسیمم نور
labor intensity U کارطلبی
labor intensity U کاربری
magnezation intensity U شدت مغناطیس کنندگی
maximum of intensity U حداکثر شدت
intensity of illumination U شدت روشنایی
intensity of load U شدت بار
intensity of luminescence U شدت پرتوافکنی
intensity of magnetization U شدت مغناطیس گری
intensity of magnetization U شدت مغناطیس کنندگی
intensity of noise U شدت پارازیت
intensity decrease U کاهش شدت
intensity of radiation U شدت تشعشع
stimulus intensity U شدت محرک
intensity of sound U شدت صوت
magnetic intensity U شدت میدان مغناطیسی
instantaneous acoustic intensity U شدت صوت لحظهای
intensity distribution curve U منحنی پخش شدت
magnetic flux intensity U شدت فلوی مغناطیسی
electric current intensity U شدت جریان الکتریکی
intensity of rain fall U شدت بارندگی که بامیلیمتردرساعت مشخص میشود
instantaneous luminous intensity U شدت نور لحظهای
intensity distribution curve U منحنی پخش نور
measurement of wind direction: wind vane U اندازهگیریمقداربارشبرف
wheel measurement [ wheel measuring] U بازرسی چرخ [سنجش چرخ]
measurement of sunshine: sunshine recorder U اندازهمقدارتابش
field name U نام فیلد
field U بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
field U زمین
field U شاخه [دانشی]
field U کارگاه
field U فیلد
field U محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
field U بخشی از رکورد کاپیوتری که حاوی محل داده است
field U محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
field U نوشتن داده روی PROM
field U صحرا
To take field against somebody . U بر علیه کسی وارد شدن
field U دشت کشتزار
field U دایره
field U میدان
field U رشته
field U رشته [دانشی]
field U بمیدان یا صحرا رفتن
field U پایکار
field U مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
field U خارج اداره یا کارخانه
field U شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
field U جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
field U توپگیر کریکت تمام توپگیران کریکت
field U زمین بازی
field U فرودگاه
field U دشت
field U میدان رزم صحرا
field U زمینه رزمی صحرایی
field U حوزه
field U فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
field U کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
field U تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
field U بخشی از دستور کامپیوتری که حاوی محل داده است
field U بخشی از دستور کاپیوتری که حاوی محل داده است
field U روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
field U مشابه 4036
field U مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن
field U میدانه
field U میدان دید
zero field U میدان صفر
zero field U بی میدان
zero field U بی حوزه
right field U سمتراستزمین
to take the field U جنگ اغازکردن
to keep the field U جنگ یاعملیات جنگی را ادامه دادن
to keep the field U درجای خودثابت ماندن
well field U حوزه تغذیه کننده چاه
field roving course U مسابقه تیراندازی جنگلی
field strength U شدت میدان
field study U بررسی میدانی
field survey U نقشه برداری زمینی
field template U الگوی فیلد
field template U قالب فیلد
field theory U نظریه میدانی
induction field U میدان القائی
field theory U تئوری میدان ها
induced field U میدان القاء شده
field strcture U ساخت میدانی
field storage U انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
field separator U جدا ساز میدان
field service U خدمات پایکار
field service U تعمیر در محل
field service U خدمات رزمی
field service U پشتیبانی سرویس رزمی
field services U قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
field shop U کارگاه صحرایی
field stockade U ذخایر صحرایی
field shop U تعمیرگاه صحرایی
field splice U وصله کارگاهی
field round U یک دور تیراندازی صحرایی
field stockade U کالاهای انبار شده در صحرا یا میدان جنگ
induction field U حوزه القائی
field theory U نظریه اساسی میدان
gravitational field U میدان گرانش
grain field U گندم زار
grain field U کشتزار
gold field U ناحیه زرخیز
field wire U سیم جنگی
field work U پژوهش میدانی
free field U حوزه ازاد
free field U میدان عمل ازاد
field work U استحکامات صحرایی استحکامات
field work U کار میدانهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com