Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
features of project
U
اجزاء اصلی یک طرح
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
features
U
وضع پست و بلندی زمین
features
U
تابع یا توانایی خاص یا طراحی از نرم افزار یا سخت افزار
features
U
عوارض زمین عارضه
features
U
خصیصه خصوصیات
features
U
شکل
features
U
مشخصه
features
U
کیفیت
features
U
مهمترین قسمت برنامه ورزشی روز
features
U
مهمترین خصوصیت
features
U
ترکیب
features
U
خصیصه
features
U
ویژگی
features
U
طرح صورت ریخت
features
U
چهره
features
U
سیما
features
U
نمایان کردن بطوربرجسته نشان دادن
topographic features
U
اشکالنقشهبرداری
terrain features
U
پستی وبلندیهای زمین
terrain features
U
عوارض زمین
key terrain features
U
عوارض حساس زمین
project
U
کاربرنامه ریزی شده
project
U
پیش بینی مشخصات آینده یک مجموعه داده
project
U
پیشنهاد پلان
project
U
طرح ریزی کردن
project
U
پروژه
project
U
پروژه پروژه افکندن
project
U
نقشه
project
U
طرح
project
U
پرتاب کردن
project
U
پیش افکند
project
U
پیش افکندن
project
U
نقشه کشیدن
project
U
برجسته بودن
project
U
پیشنهاد کردن
project
U
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
project
U
تصورکردن تصویر کردن
project
U
طرح نقشه
project
U
فاهر کردن نشان دادن
project
U
طرح یا پیشنهاد کردن
project selection
U
گزینش طرح
project selection
U
انتخاب پروژه
project section
U
بخش تهیه طرحها
project section
U
بخش تهیه پروژه ها
project schedule
U
زمان بندی پروژه
research project
U
طرح پژوهشی
scale of project
U
اندازه طرح
scale of project
U
وسعت طرح
to shunt a project
U
کنارگذاشتن یک پروژه
housing project
U
تهیهمسکن
To implement a project.
U
طرحی را پیاده کردن
The project fell through ( got nowhere).
U
این طرح بجایی نرسید
There is a hitch in this project.
U
این طرح یک جایش گیر دارد
project planning
U
نقشه کشی ساختمان
project plan
U
طرح پروژه
project method
U
روش اموزش طرحی
project appraisal
U
ارزشیابی پروژه
project appraisal
U
ارزشیابی طرح
project control
U
کنترل پروژه
project evaluation
U
ارزیابی طرح
project library
U
کتابخانه پروژه
project loans
U
قرضههای مربوط به پروژه ها
project loans
U
قرضههای مربوط به انجام طرحهای توسعه
project manager
U
مدیر پروژه ها
project manager
U
مدیر پروژه
project manager
U
مدیر طرحها
economic life of a project
U
دوره اقتصادی طرح
Public opinion is against the project.
U
عقیده وآراء عمومی برضد این طرح است
project technical report
U
گزارش فنی پروژه
band project filter
U
فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
When we get this project off the ground we can relax.
U
وقتی این پروژه پا بگیرد و با موفقیت شروع شود، دیگر خیالمان راحت است.
The project was terminated as of July 1.
U
پروژه از اول ژولیه به پایان رسید.
long term project
U
پروژه طویل مدت
The project is not fully developed yet.
U
این طرح هنوز پخته وآماده نیست
multi prupose project
U
طرح چند منظوره
water utilization project
U
پروژه بهره برداری از منابع اب
project management system
U
سیستم مدیریت پروژه
project management program
U
برنامه مدیریت پروژه
project technical report
U
گزارش فنی طرح
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com