Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fault voltage
U
ولتاژ خطا
fault voltage
U
ولتاژ عیب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fault voltage circuit breaker
U
کلید قطع کننده ولتاژ عیب
Other Matches
fault
U
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
fault
U
مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
fault
U
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
fault
U
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
fault
U
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
fault
U
فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
fault
U
خودکار فرآیندی که به طور منط قی یا ریاضی وقوع خطا درمدار را تشخیص میدهد
fault
U
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
fault
U
موقعیتی که در آن سخت افزار یانرم افزار مشکلی پیدا کرده اند و خوب کار نمیکنند. مراجعه شود به ERROR/BUG
at fault
<idiom>
U
مقصر
in fault
U
مقصر
to a fault
<idiom>
U
(به حدافراط) از شور به درشده
It's your own fault.
U
تقصیر خودت است.
to a fault
U
بحدافراط
to a fault
U
بی نهایت
at fault
U
بی تکلیف
at fault
U
پریشان
at fault
U
گیج
it is his fault
U
تقصیر اوست
it was my fault
U
تقصیرمن بود
fault
U
تقصیرکردن
fault
U
گسله
fault
U
چینه
fault
U
شکست زمین
fault
U
اشتباه
fault
U
خطا
fault
U
عیب نقص
fault
U
گناه
fault
U
تقصیر
fault
U
کاستی
fault
U
مقصر دانستن
fault
U
خرابی
fault
U
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
fault
U
تقصیر اشتباه
fault
U
گیر
fault
U
عیب
fault
U
نقص
fault
U
گسل
fault current
U
جریان خطا
fault free
U
بی عیب
fault free
U
بی نقص
fault localization
U
تعیین محل خطا
fault tolerance
U
قدرت تحمل نقص
fault tolerance
U
تولرانس عیب
machine fault
U
نقص ماشین
normal fault
U
گسل طبیعی
fault finding
U
عیب یابی
fault finder
U
عیب یاب
fault current
U
جریان عیب
fault analysis
U
عیب کاوی
fault datagnosis
U
عیب شناسی
fault datagnosis
U
تشخیص عیب
fault detection
U
عیب یابی
fault detector
U
اشکارساز خطا
fault diagnosis
U
عیب یابی
fault diagnosis
U
تشخیص نقص فنی
fault water
U
ابشکاف
foot fault
U
خطای پا
foot fault
U
خطای پا درسرویس
to find fault with
U
گله کردن از
to find fault with
U
از ملامت کردن
to find fault with
U
عیب جستن
insulation fault
U
خرابی نارسانا
insulation fault
U
نقص عایق کاری
insulation fault
U
نقص عایق بندی
theory of fault
U
تئوری تقصیر
the fault lies with him
U
تقصیر با اوست
to smooth over a fault
U
عیب یا تقصیری را پوشاندن
sporadic fault
U
عیب گاه بگاه
fortuitcus fault
U
نقص اتفاقی
page fault
U
نقص صفحه
page fault
U
خرابی صفحه
transverse fault
U
گسل عرضی
fault description
U
توضیح نقص
permanent fault
U
عیب دائمی
machine fault
U
عیب ماشین
sporadic fault
U
خطایی که تصادفاگ رخ دهد
fault analysis
U
تحلیل عیب
fault description
U
توضیح اشکال
To find fault with something ( someone ) .
U
از چیزی ( کسی ) عیب گرفتن
fault tolerance
U
تحمل نقص
fault description
U
توضیح خرابی
fault description
U
توضیح عیب
fault description
U
توضیح مشکل
transform fault
U
تبدیلگسل
commit a fault
U
تقصیر کردن
To find fault.
U
بهانه گرفتن
find fault with
<idiom>
U
ایراد گرفتن
charge with a fault
U
تخط ئه کردن
earth fault
U
اتصال به زمین تصادفی
cold fault
U
نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
There is no fault to find with my work.
U
بهانه ای نمی توان بکار من گرفت
two phase to earth fault
U
اتصال زمین دو فاز
There is a fault in the electrical wires .
U
سیمهای برق عیب کرده است
I have no fault to find with his work .
U
از کارش هیچ عیبی نمی توان گرفت
to always look for things to find fault with
U
همیشه دنبال یک ایرادی گشتن
fault electrode current
U
جریان نابهنجار الکترد
double earth fault
U
اتصال زمین دوفازه
foot fault judge
کمک داور
double earth fault
U
اتصال زمین دوبل
fault localization apparatus
U
دستگاه تعیین کننده محل خطا
line to earth fault
U
اتصال کوتاه زمین
on line fault tolerant system
U
سیستم تحمل خرابی درون خطی
fault current protective switch
U
کلید محافظ جریان خطا
There is no fault in young men having desires.
<proverb>
U
آرزو به جوانان عیب نیست .
peak cathode fault current
U
جریان نابهنجار کاتدی
He is seriously claiming
[trying to tell us]
that the problems are all the fault of the media.
U
او
[مرد]
به طور جدی ادعا می کند که همه مشکلات تقصیر رسانه ها است.
fault tension protective switch
U
کلید محافظ ولتاژ عیب
earth fault circuit breaker
U
مدارزمینیشکننده
useful voltage
U
ولتاژ موثر
voltage
U
ولتاژ
voltage
U
فشار الکتریکی
voltage
U
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
voltage
U
ولتاژ تانسیون
y voltage
U
ولتاژ ستاره
voltage
U
نیروی الکتروحرکتی در واحد ولت
voltage
U
نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
voltage
U
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
voltage source
U
منبع قدرت
voltage stabilizer
U
تثبیت کننده اختلاف سطح
transient voltage
U
فشارالکتریکی ناپایدار
zener voltage
U
ولتاژ زنر
voltage vector
U
بردار ولتاژ
spark voltage
U
ولتاژ جرقه
signal voltage
U
ولتاژ سیگنال
voltage variation
U
تغییر ولتاژها
signal voltage
U
ولتاژ دریافتی
signal voltage
U
ولتاژ ورودی
series voltage
U
ولتاژ سری
re striking voltage
U
ولتاژ بازگیری جرقه
star voltage
U
ولتاژ ستاره
voltage decrease
U
کاهشدهندهولتاژ
voltage source
U
منبع فشار الکتریکی
threshold voltage
U
ولتاژ استانه
voltage source
U
منبع الکتریسیته
voltage stability
U
ثبات فشار الکتریکی
voltage stability
U
ثبات ولتاژ
threshold voltage
U
اختلاف سطح استانهای
voltage stabilization
U
تثبیت فشار الکتریکی
voltage stabilization
U
تثبیت ولتاژ
terminal voltage
U
ولتاژ ترمینال
terminal voltage
U
ولتاژ قطبی
supply voltage
U
ولتاژ ورودی
sticking voltage
U
ولتاژ وقفه
rated voltage
U
ولتاژ اسمی
voltage gradient
U
گرادیان ولتاژ
operating voltage
U
ولتاژ کار
voltage to ground
U
ولتاژ زمین
normal voltage
U
ولتاژ عادی
voltage swing
U
نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
no voltage release
U
فیوز مغناطیسی ولتپای
no load voltage
U
ولتاژ بی باری
medium voltage
U
ولتاژ متوسط
measuring voltage
U
ولتاژ اندازه گیری
measuring voltage
U
فشار سنجش
mains voltage
U
ولتاژ شبکه
main voltage
U
ولتاژ اصلی
voltage stabilizer
U
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
service voltage
U
ولتاژ کار
output voltage
U
ولتاژ خروجی
voltage gradient
U
شیب ولت,
voltage gradient
U
شیب پتانسیل
voltage triangle
U
مثلث ولتاژها
peak voltage
U
ولتاژ پیک
peak voltage
U
ولتاژ حداکثر
peak voltage
U
ولتاژ اوج
voltage transformer
U
ترانسفورماتور ولتاژ
voltage coil
U
پیچک ولت
voltage transformer
U
مبدل ولت
voltage to neutral
U
ولتاژ اتصال ستارهای
over voltage protection
U
وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
output voltage
U
ولتاژ ثانویه فشار الکتریکی ثانویه
transient voltage
U
ولتاژ لحظهای
voltage source
U
منبع ولتاژ
voltage ratio
U
نسبت ولتاژ
voltage impluse
U
ضربان ولتاژ
voltage impluse
U
ایمپولز ولتاژ
voltage gain
U
بهره ولتاژ
voltage factor
U
ضریب فزون سازی دو الکترد
voltage drop
U
افت فشار الکتریکی
voltage drop
U
افت ولتاژ
voltage drop
U
افت ولت
voltage doubler
U
دو برابر کننده ولتاژ
voltage doubler
U
تضعیف گر ولت
voltage division
U
تقسیم یا پخش ولتاژ
voltage increase
U
افزایش ولتاژ
voltage rise
U
افزایش ولتاژ
voltage pulse
U
پالس ولتاژ
voltage peak
U
پیک ولتاژ
voltage multiplier
U
چند برابر کننده ولت
voltage measuring
U
سنجش فشارالکتریکی
voltage measuring
U
سنجش ولتاژ
voltage loss
U
گمگشتگی فشارالکتریکی
voltage loss
U
تلف ولتاژ
voltage loss
U
اتلاف ولتاژ
voltage limiter
U
محدود کننده ولتاژ
voltage level
U
سطح فشارالکتریکی
voltage level
U
سطح ولتاژ
voltage indicator
U
دستگاه نشان دهنده فشارالکتریکی
voltage divider
U
مقسم ولتاژ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com