Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fail softly
U
با خرابی ملایم
fail softly
U
با خرابی تدریجی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
softly
U
به اهستگی
softly
U
به نرمی
softly-softly
U
هوشیارومحتاط
fail
U
شکست خوردن
fail
U
سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
fail
U
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fail
U
انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
without fail
U
حتما البته بی تخلف
fail out
U
ریزش کردن
fail
U
قصور کردن
fail
U
رد شدن قصور ورزیدن
fail
U
عقیم ماندن ورشکستن
fail
U
وا ماندن
fail
U
درماندن
fail
U
مردود شدن
fail
U
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
fail
U
رد شدن
fail
U
ورشکست شدن
to fail
[memory]
U
درماندن
[حافظه یا خاطره]
to fail
[memory]
U
وا ماندن
[حافظه یا خاطره]
fail soft
U
تخریب تدریجی
fail soft
U
تخریب
fail soft
U
با خرابی تدریجی
fail soft
U
با خرابی ملایم
fail-safe
U
با خرابی امن
fail-safe
U
ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
fail safe
U
ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
fail-safe
U
تخریب امن
fail back
U
پشتیبان
fail back
U
یدکی
fail safe
U
با خرابی امن
fail safe
U
تخریب امن
to fail to provide an answer
U
درماندن در دادن پاسخ
How did you make out? Did you succeed or fail?
U
شیری یا روباه ؟
To flunk a course . To fail an exam.
U
در امتحان رد شدن
You wI'll fail unless you work harder .
U
موفق نخواهی شد مگه اینکه تلاش بیشتری بکنی
power fail restart
U
سهولتی که یک کامپیوتر راقادر می سازد تا پس از قطع برق به عملیات عادی خودبرگردد
fail safe system
U
سیستمی که برای جلوگیری ازخرابی طراحی شده است سیستم با خرابی ملایم
To pass (fail,flunk) an exam.
U
درامتحان قبول ( رد )شدن
His deeds fail to square with his words.
U
عملش با حرفش نمی خواند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com