English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
extirpate the source of dispute U قلع ماده نزاع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
extirpate U ریشه کن کردن ازبین بردن
extirpate U بکلی نابود کردن
extirpate U ازبن کندن
dispute U انکارکردن
dispute U ستیزه
dispute U مشاجره نزاع
dispute U منازعه نزاع
dispute U تنازع
dispute U اختلاف نظر
dispute U نزاع کردن
dispute U مناقشه کردن
dispute U جدال کردن مباحثه کردن
dispute U نزاع
dispute U مشاجره
dispute U مجادله
dispute U اختلاف
dispute U مناقشه مجادله کردن
dispute U چون وچرا
they dispute about nothing U درسرهیچ نزاع می کنند
in dispute U مورد بحث
in dispute U مشکوک
the root of dispute U مایه نزاع
settlement of a dispute U رفع اختلاف
question in dispute U مسئله متنازع فیه
question in dispute U موضوع متنازع فیه
parties to a dispute U متداعیین
parties to a dispute U اصحاب دعوی
parties of dispute U اصحاب دعوی
jurisdictional dispute U مرکز حل اختلافات کارگری
A dispute broke out. U جر و بحثی درگرفت.
To settle upon a price during a dispute. <proverb> U میان دعوا نرخ طى کردن .
second source U منبع دوم
the source U خدمات سودمند اطلاعاتی وقابل دسترس برای مشترکین
source U استاندارد IEEE , IBM وغیره IBM و غیر IBM نوع Taken Ring امکان استاندارد bridge می دهند تا داده را ردو بدل کنند
source U منشاء
source U مبداء
source U منبع منشاء
source U مایه مبداء
source U ماخذ
source U ماخذ عامل یا جاسوس خارجی برای کسب اطلاعات
source U منبع برق
source U منبع
source U خصوصیت برخی bridge ها که
source U سرچشمه
source U 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
source U کامپیوتری که میتواند منبع را کامپایل کند
source U در عمل کشیدن و قرار دادن , شی اصلی شی ای است که انتخاب شده است و پس کشیده شده است
source U روش
source U حرکت داده بین دو شبکه که داده را با Taken بررسی میکند و داده را به ایستگاه صحیح می فرستد
source U برنامه پیش از ترجمه نوشته شده در زبان برنامه نویسی توسط برنامه نویس
source U نقط های که سیگنال ارسالی وارد میشود به شبکه
source U نقط ه اصلی یا شروع
source U که بعداگ توسط کامپایلر به کد ماشین تبدیل میشود
source U چشمه
source U مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
source U مجموعه پانچ کارتها که حاوی کد اصلی برنامه است
source U فرم یا تنی که داده از آن بازیابی میشود تا وارد پایگاه داده ها شود
source U نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
source language U زبان منبع
source language U زبان اصلی
source of power U منبع انرژی
source of power U منبع قدرت
source program U برنامه منبع
source listing U لیست برداری منبع
source document U سند اصلی
source language U 1-زبانی که برنامه در ابتدا به آن نوشته شده است .2-زبان برنامه پیش از ترجمه
source listing U لیست منبع
source file U فایل مبدا
source program U برنامه مبداء
It is a source lf pride . U مایه افتخار است
x ray source U منبع اشعه رونتگن
welding source U منبع جریان جوش
voltage source U منبع الکتریسیته
voltage source U منبع فشار الکتریکی
voltage source U منبع قدرت
voltage source U منبع ولتاژ
source trait U ویژگی پایه
source routine U روال منبع
source register U ثبات منبع
source document U سند منبع
power source U منبع قدرت
neutron source U منبع نوترون
message source U منبع پیام
line source U منبع خطی منبع شبکه
line source U منبع خطی شکل
lighting source U منبع روشنایی
light source U منبع نور
information source U منبع اطلاعات
incandescent source U منبع ملتهب
image source U منبع تصویر
excitation source U منبع برانگیختگی
discrete source U چشمههای مجزا
quasistellar source U چشمه اخترواره
quasistellar source U چشمه شبه اختری
source disk U دیسک مبداء
source data U دادههای منبع
source computer U کامپیوتری که برای ترجمه یک برنامه منبع به برنامه مقصود بکار می رود
source computer U کامپیوتر منبع
source code U کد مبداء
source code U کد منبع
radiation source U منبع تشعشع
radio source U چشمه اخترواره
data source U منبع داده
radio source U چشمه شبه اختری
message source U منشاء پیام
basic source of food U منابعاولیهغذا
low frequency source U منبع فرکانس پایین
The water is turbid from its source . <proverb> U آب از سر چشمه گل آلود است .
Water must be stopped at its source . <proverb> U آب را از سر بند باید بست .
source data automation U کنترل خودکار داده منبع
light source colour U رنگ منبع نور
source data automation U خودکاری داده منبع
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com