Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
extending table
U
میزبازشو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
He banged the table with his fist . He thumped the table .
U
با مشت کوبیدن روی میز
extending
U
توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extending
U
بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است
extending
U
روش انعط اف پذیر تر برای بیان قواعد زبان
extending
U
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extending
U
گرافیک و نشانه ها است
extending
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending
U
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
extending
U
استانداردهای گرافیک با resolution بالا توسعه نیافته توسط IBM که قادر به نمایش تا X پیکسل است
extending
U
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extending
U
امکان نرم افزاری که حافظه درون PC را مشخص میکند تا با استاندارد حافظه مط ابق شود
extending
U
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
extending
U
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extending
U
خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
extending
U
طولانی تر کردن
extending
U
امتداد دادن
extending
U
بیتی
extending
U
درازکردن
extending
U
طول دادن رساندن
extending
U
ادامه دادن
extending
U
توسعه دادن
extending
U
تمدید کردن
extending
U
عمومیت دادن
extending
U
منبسط کردن
extending
U
باز کردن
extending
U
تعمیم دادن
extending
U
کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extending
U
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extending
U
باحداکثر نیرو
extending
U
بازشدن صفها از هم یا بازکردن انها
extending
U
ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
table
U
طرح کردن
table
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
table
U
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table
U
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
table
U
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
table
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table
U
مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
table
U
لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table
U
به صورت جدول دراوردن
Could we have a table outside?
U
آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
look up table
U
جدول مراجعهای
two way table
U
جدول دو سویی
get table
U
دست یافتنی
the f. of a table
U
بطوریکه
inner table
U
میزداخلی
the f. of a table
U
باید
table look up
U
جستجوی جدول
table saw
U
تابلونمایشگر
table look up
U
مراجعه به جدول
under the table
<idiom>
U
زیرمیزی
get table
U
بدست اوردنی
table
U
به جدولی انتقال دادن
table
U
خوان
table
U
از دستور خارج کردن
table
U
لیست
table
U
میز
table
U
فهرست
table
U
سفره
table
U
لوح جدول
table
U
معوق گذاردن
table
U
روی میز گذاشتن
table
U
در فهرست نوشتن
table
U
میزبازی
table
U
تو گذاردن
table
U
جدول
table
U
مطرح کردن
table
U
کوهمیز
table of precedence
U
صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
table of organization
U
جدول سازمان
table of equipment
U
جدول ساز و برگ
table point
U
جدول امتیازها
table of distribution
U
جدول تقسیم اماد
table of distribution
U
جدول توزیع
sand table
U
میز مخصوص شن بازی بچه ها
serve at table
U
پیشخدمتی کردن
to serve at table
U
پیشخدمتی کردن
round table
U
کنفرانس میز گرد
table set
U
وسیله رومیزی
table set
U
دستگاه میزی
time table
U
جدول زمان بندی
time table
U
جدول زمانی
tide table
U
جگول جزر و مد
tide table
U
نمودار جزر ومد یاکشند
tier table
U
میز کوچک
table talk
U
صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
table spoonful
U
قاشق سوپخوری
table spoon
U
قاشق سوپ خوری
rotary table
U
میز گردان
tide table
U
جدول کشند
time table
U
جدول زمانی ورود و عزیمت
spelling table
U
جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
table of authorities
U
جدول اولیا امور
table waters
U
ابهای معدنی سر سفره
table water
U
سفره اب زیر زمینی
table ware
U
لوازم میز یا سفره
table utility
U
برنامه کمکی جدولی
table tomb
U
گورصندوقی وتخت
table telephone
U
تلفن رومیزی
symbolic table
U
جدول علائم
symbol table
U
جدول نمادها جدول نمادی
symbol table
U
جدول علامت
symbol table
U
جدول نمادها
table comparator
U
مقایسه کننده نوارها
table d'hote
U
خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
table of allowance
U
جدول سهمیه مجاز
table money
U
فوق العادهای که بابت هزینه مهمان داری به افسران ارشد داده میشود
state table
U
جدول حالات
swivel table
U
میز نوسان دار
table linen
U
رومیزی
table linen
U
دستمال سفره
table land
U
زمین هموار
table lamp
U
لامپ استاندارد
table instrument
U
وسیله رومیزی
table flap
U
قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
tilting table
U
میز نوسان دار
to lay on the table
U
بوقت دیگر موکول کردن
truth table
U
جدول ارزش
[منطق]
[ریاضی]
I'd like to reserve a table for 5.
میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
Could we have a table in the corner?
U
آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟
Could we have a table by the window?
U
آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
Could we have a table on the terrace?
U
آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟
wait table
<idiom>
U
سرو کردن غذا
Lift up the table.
U
سرمیز رابلند کن
trestle table
U
میز سهپایه
table manners
U
روشغذاخوردنفردی
pin-table
U
صفحهمخصوصبازیpillowcasePinball
negotiating table
U
جلسهایکهمخالفانتلاشدارندبهتوافقیدستیابند
league table
U
جدوللیگ
lay the table
U
چیدن میز
multiplication table
U
جدول ضرب
[ریاضی]
table beet
U
چغندر
earth-table
U
رج بنا
corbel-table
U
[ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
communion-table
U
[میز چوبی در کلیساهای پروتستان]
basement-table
U
[پی را روی زمین ساختن]
altar-table
U
میز مقدس در کلیسا
table carpet
U
فرش رومیزی
[اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
the leg of the table
U
پایه میز
dinner table
U
میزغذاخوری
dining table
U
میزغذاخوری
turn table
U
میز سمت
turn table
U
میز چرخش
truth table
U
جدول درستی جذول صحت
truth table
U
روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن
truth table
U
در جبر بولی
truth table
U
دو مقدار
truth table
U
جدول صحت
truth table
U
جدول درستی
trivet table
U
میز سه پایه
transfer table
U
میز انتقال
training table
U
میز ناهارخوری در اردو
turn table
U
سینی گردش درسمت
type table
U
نوع جدول سازمان
bargaining table
U
جلسهمشترکبرایرفعاختلافاتکهها در بریتانیا استفادهمیشد
table mixer
U
توپتنیسرویمیز
table extension
U
صفحهانقراض
table cut
U
تراشتختهای
printer table
U
میزچاپگر
outer table
U
تختهخارجی
feed table
U
صفحهعلوفه
computer table
U
میزکامپیوتر
where is my place at the table
U
جای من در سر میز کجاست
virtual table
U
جدول مجازی
vigenere table
U
جدول رمز وی گنر
type table
U
نوع جدول تیر
to rap on the table
U
دست یا چیز دیگری روی زمین
reciprocating table
U
میز نوساندار
firing table
U
جدول تیراندازی
drawing table
U
میز نقشه کشی
drain table
U
میز قطران
deviation table
U
جدول انحراف
deviation table
U
جدول انحراف مغناطیسی
delivery table
U
میز تحویل
decompression table
U
جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
decision table
U
جدول تصمیم گیری
decision table
U
جدول تصمیم
decision table
U
جدول تصمیمی
decimal table
U
جدول تصمیمی
data table
U
جدول داده ها
convertible table
U
میزتاشو
drilling table
U
میز مته کاری
drip table
U
میز چکانش
firing table
U
جدول تیر
external table
U
جدول برونی
expectancy table
U
جدول انتظار
expansion table
U
میز کشویی
expansion table
U
میز کشابی
entrucking table
U
جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
end table
U
عسلی
end table
U
میزکوچک دم دستی
embarkation table
U
جدول قابلیت بارگیری
embarkation table
U
جدول بارگیری
earth table
U
رج بنا
earth table
U
سنگ رگی
convertible table
U
میز صحرایی تا شونده
conversion table
U
جدول تبدیل
coffee table
U
میزپیشدستی
periodic table
U
جدول تناوبی
periodic table
U
جدول دورهای
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com