Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
extended memory
U
حافظه توسعه یافته
extended memory
U
حافظه تمدیدی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
extended
U
مطول
to be ones extended
U
خودرازیادخسته کردن زیادخسته شدن
its was extended
U
مدت اعتبارانرا دراز کردند
extended
U
code decimalinterchange coded binary کدمبادله اعشاری کد شده بصورت دودوئی توسعه یافته
extended
U
تمدید یافته
extended
U
مبسوط
extended
U
تمدید شده
extended addressing
U
ادرس دهی گسترده
extended claw
U
پنجهبازشو
extended family
U
خانواده گسترده
extended defense
U
دفاع گسترده
extended defense
U
پدافند در جبهه عریض به طور منطقهای
extended character
U
دکمهبازکنندهصفحه
extended precision
U
دقت توسعه یافته
CD ROM Extended Architecture
U
فرمت ROM-CD پیشرفته که نحوه ذخیره سازی صورت و تصویر داده را روی دیسک ROM-CD مشخص میکند
extended pole piece
U
قطبک دراز شده
extended family system
U
نظام فامیلی گسترده
extended character set
U
مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
extended industry standard architecture
U
معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
in memory of
<idiom>
U
به صورت رایگان
to the memory of
U
به یادبود
immediate memory
U
حافظه فوری
memory
U
فضای ذخیره سازی در سیستم کامپیوتری یا رسانه که قادر به بازیابی داده یا دستورات است
memory
U
حافظه دستگاه کامپیوتر
memory
U
یادگار یاد بود
memory
U
یاد
memory
U
خاطره
memory
U
حافظه
regenerative memory
U
رسانه ذخیره سازی که باید محتوای آن مرتباگ تنظیم شود تا محتوایش باقی بماند
regenerative memory
U
حافظه احیاء کننده
remote memory
U
حافظه دور
regenerative memory
U
حافظه باز زا
regenerative memory
U
عملیات خواندن که به طور خودکار داده را تولید میکند و در حافظه می نویسد
screw to the memory
U
بذهن سپردن
refresh memory
U
واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
recent memory
U
حافظه نزدیک
real memory
U
حافظه واقعی
memory management
U
مدیریت حافظه
memory location
U
محل حافظه
rotating memory
U
حافظه چرخشی
secondary memory
U
حافظه ثانویه
search memory
U
حافظه جستجو
memory location
U
مکان حافظه
memory interleaving
U
برگ برگ کردن حافظه جایگذاری حافظه
screen memory
U
خاطره پوشان
scratchpad memory
U
حافظه چرکنویس
scratchpad memory
U
حافظه چرکنویسی
real memory
U
حافظه حقیقی
real memory
U
حافظه فیزیکی موجود که توسط CPU قابل آدرس دهی است
memory mapped i/o
U
ورودی- خروجی نگاشت حافظه
memory trace
U
رد یاد
memory span
U
فراخنای یاد
memory sniffing
U
ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش
memory snapshot
U
تصویر لحظهای حافظه
memory mapping
U
نقشه حافظه
memory protection
U
پشتیبانی ازحافظه
memory protection
U
حفافت حافظه
memory port
U
درگاه حافظه
memory module
U
ماژول حافظه پیمانه حافظه
memory module
U
واحد حافظه
memory moard
U
برد حافظه
memory word
U
کلمه حافظه
memory map
U
طرح یا نقشه حافظه
one level memory
U
حافظه یک سطحی
memory register
U
ثبات حافظه
memory map
U
نقشه حافظه
read only memory
U
حافظه فقط خواندنی
read mostly memory
U
حافظه بیشتر خواندنی
racial memory
U
حافظه نژادی
programmable memory
U
حافظه برنامه پذیر
photodigital memory
U
خواندن چند بار
photodigital memory
U
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
passive memory
U
حافظه منفعل
memory map
U
نگاشت حافظه
optical memory
U
حافظه نوری
memory mapping
U
نگاشت حافظه
computer memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
primary memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
main memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
computer memory
U
حافظه کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
memory management
U
مدیریت حافظه
[علوم کامپیوتر]
to fail
[memory]
U
درماندن
[حافظه یا خاطره]
main memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
primary memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
addressed memory
U
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
addressed memory
U
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
to fail
[memory]
U
وا ماندن
[حافظه یا خاطره]
To revive a memory.
U
خاطره ای رازنده کردن
I can recite from memory.
U
می توانم از حفظ بخوانم
to stamp on the memory
U
در ذهن منقوش ساختن
to stamp on the memory
U
ذهنی کردن
to escape one's memory
U
از خاطر رفتن
to commit to memory
U
ازبرکردن
static memory
U
حافظه ایستا
stack memory
U
حافظه پشتهای
shadow memory
U
شبه حافظه
shadow memory
U
حافظه ثانوی موقت
shadow memory
U
محلهای حافظه مکرر که با کد مخصوص قابل دستیابی است
shadow memory
U
جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
semiconductor memory
U
حافظه نیمه رسانا
upper memory
U
کیلو بایت از حافظه قرار گرفته بین حدود کیلوبایت و مگابایت . حافظه بیشتر بعد از حافظه معمول کیلوبایت است و قبل از حدود مگابایت
virtual memory
U
حافظه مجازی
subtract from memory
U
دکمهکمکنندهازحافظه
memory recall
U
دوبارهخوانیحافظه
memory key
U
کلیدحافظه
memory cancel
U
پاککردنحافظه
memory button
U
دکمهحافظ
add in memory
اضافه کردن به حافظه
within living memory
U
به یاد دارند
within living memory
U
تا انجا که مردمان زنده
volatile memory
U
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
volatile memory
U
حافظه فرار
semiconductor memory
U
حافظه نیمه هادی
memory image
U
تصویر یاد
it escaped my memory
U
یادم رفت
EDO memory
U
فن آوری حافظه که حاوی پیشرفت بهتری است و می انواند داده را از محلی از حافظه پیدا کند و بخواند بایک عمل . و نیز میتواند آخرین قطعه داده را که در حافظه ذخیره شده بود در حافظه پنهان آماده خواندن از حافظه است
EDO memory
U
MEMORY OUTPUT DATA EXTENDED
dynamic memory
U
حافظه پویا
shared memory
U
حافظه تسهیم شده
disk memory
U
حافظه دیسک
cryogenic memory
U
استفاده از خصوصیات هدایت مواد
cryogenic memory
U
رسانه ذخیره سازی که در دمای خیلی پایین کار میکند
core memory
U
حافظه هستهای
core memory
U
حافظه چنبرهای
coordinate memory
U
حافظه مختصاتی
EDO memory
U
ذخیره کند
acoustic memory
U
حافظه صوتی
eidetic memory
U
یاد روشن
internal memory
U
بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
internal memory
U
حافظه داخلی
interleave memory
U
حافظه جاگذاری
incidental memory
U
حافظه اتفاقی
in memory of blessedmemory
U
خدابیامرز
in memory of blessedmemory
U
بیادگار مرحوم
in memory of blessedmemory
U
بیاد
external memory
U
حافظه خارجی
cache memory
U
یک حافظه کوچک و بسیارسریع که مخصوص ذخیره موقت اطلاعات میباشد حافظه پنهان
expanded memory
U
حافظه گسترشی
conventional memory
U
این فضای حافظه مستقیماگ توسط DOS-MS قابل کنترل است و محلی است که بیشتر برنامههای بار شده برای اجرا آنجا هستند
conventional memory
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
bubble memory
U
مین فرفیت بالا
bubble memory
U
حافظه حبابی
base memory
U
حافظه پایه
auxiliary memory
U
حافظه کمکی
auxiliary memory
U
حافظ کمکی
associative memory
U
حافظه شرکت پذیر
associative memory
U
حافظه تداعی
associative memory
U
حافظه انجمنی
as memory serves
U
هر وقت بیاد انسان بیاید
alterable memory
U
حافظه اصلاح پذیر
bubble memory
U
سرعت بالا و حافظه متحرک
bubble memory
U
روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
control memory
U
حافظه کنترلی
control memory
U
حافظه کنترل
constructive memory
U
حافظه سازا
commit to memory
U
حفظ کردن
cache memory
U
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
cache memory
U
بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
cache memory
U
بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
حافظه پنهانی
bytewide memory
U
بایت ادرس پذیر در حافظه اصلی
buffer memory
U
حافظه میانیگر
alterable memory
U
حافظه تغییرپذیر
laser memory
U
حافظه لیزری
memory afterimage
U
رد تصویر یاد
memory drum
U
گردونه یاد
memory dependent
U
متکی به حافظه
memory dependent
U
وابسته حافظه
main memory
U
حافظه اصلی
memory cycle
U
چرخه حافظه
memory cell
U
سلول حافظه
mass memory
U
حافظه انبوه
memory capacity
U
گنجایش حافظه
memory cache
U
حافظه پنهان
memory bank
U
بانک حافظه
memory address
U
نشانی حافظه
memory address
U
ادرس حافظه
memory bandwidth
U
پهنای باند حافظه
memory allocation
U
اختصاص حافظه
memory dump
U
روگرفت حافظه
memory guard
U
نگهبان حافظه
memory hierarchy
U
سلسله مراتب حافظه
memory chip
U
تراشه حافظه
low memory
U
فضای حافظه تا چند کیلوبایت
magnetic memory
U
حافظه مغناطیسی
memory for digits
U
حافظه عددی
memory illusion
U
خطای یاد
memory dump
U
رونوشت ازحافظه
serial access memory
U
حافظه با دستیابی پیاپی
memory resident program
U
برنامه مقیم در حافظه
content addressable memory
U
محتوای حافظه ادرس پذیر
to refresh
[jog]
your memory
U
خاطره خود را تازه کردن
[ که دوباره یادشان بیاید]
Random-access memory
U
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
Random-access memory
U
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
Random-access memory
U
رم کامپیوتر
[علوم کامپیوتر]
Random-access memory
U
رم
[علوم کامپیوتر]
to give one's memory a prod
U
حافظه خودر رانگیختن
memory mapped video
U
نگاشت صفحه حافظه به فضایی در حافظه
memory data register
U
ثبات داده حافظه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com