English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
exposure dose U مقدار دوز مصرفی
exposure dose U دوزدریافتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dose U مقدار مجاز
dose U یک خوراک دارو
dose U دوز
dose U دوا دادن
dose U مقداردوا
dose U خوراک دوا یا شربت
dose U اندازه معین
dose U مقدار دارو
he dose not know how to write U نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
Where dose she live ? U کجا زندگی می کند ؟
chronic dose U دز قابل معالجه و پیشگیری اتمی
dose rate U میزان متوسط تابشهای یونیزه کننده
tolerance dose U دوز دریافتی قابل استقامت ازتشعشعات اتمی
dose rate U میزان دوز دریافتی
chronic dose U دز دریافتی تا 42ساعت بعد از انفجاراتمی
dose rate U نواخت جذب دارو میزان جذب دارو مقدار اثر دارو
acute dose U دز دریافتی حاد و غیر قابل علاج
median lethal dose U دوز متوسط کشنده
median lethal dose U دوزمتوسط اتمی
exposure U درمعرض گذاری
exposure U اشکاری افشاء
exposure value U دریچهانفجار
exposure U نمایش
exposure U ارائه
exposure U در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
exposure U پیدا شدن
exposure U فاهر شدن عکس
exposure U نوردهی
exposure U پرتوگیری
exposure U پرتودهی
exposure U در معرض نهادن
exposure U کشف شدن
thermal exposure U میزان جذب حرارت
time exposure U مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
exposure mode U دکمهتغیرفیلم
exposure scale U جدول پرتوگیری [عکاسی]
indecent exposure U نمایش [افشاء] بی حیا
thermal exposure U در معرض حرارت قرار گرفتن
radiant exposure U وسیله عکسبرداری مادون قرمز یا انرژی حرارتی
exposure meter U دستگاه سنجش نوردهی نورسنج
exposure of a crime U کشف جرم
exposure station U ایستگاه هوایی
exposure station U ایستگاه عکاسی هوایی
exposure suit U لباس محافظ
exposure time U زمان نوردهی
exposure time U زمان پرتوگیری
exposure time U زمان پرتودهی
exposure to cold U درمعرض سرما بودن
indecent exposure U نمودار سازی تن برهنه درپیش مردم
inductive exposure U پیوست القائی
radiant exposure U پخش حرارت یا انرژی حرارتی
exposure-time scale U صفحهزمانانفجار
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
aperture/exposure value display U دهانهنمایشیمقدارنمایش
operation exposure guide U حداکثر دوز اتمی قابل قبول یاقابل دریافت
multiple exposure mode U چندحالته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com