Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
expenditure approach
U
روش هزینه
expenditure approach
U
روش مخارج
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
income and expenditure approach
U
مطالعه جریان پول و اثاراقتصادی ان
Other Matches
approach approach conflict
U
تعارض گرایشی- گرایشی
expenditure
U
پرداخت
expenditure
U
مصرف
expenditure
U
مخارج صرف
expenditure
U
خرج
expenditure
U
هزینه
expenditure
U
میزان مصرف
expenditure
U
استعمال
expenditure
U
برامد
flow of expenditure
U
گردش هزینه
gross expenditure
U
هزینه ناخالص
household expenditure
U
هزینه خانوار
flow of expenditure
U
جریان هزینه
capital expenditure
U
مخارج سرمایهای
capital expenditure
U
هزینههای سرمایهای
capital expenditure
U
هزینه سرمایهای
capital expenditure
U
هزینهای که فایده اش محدود به یک دوره مالی نباشد
certificate of expenditure
U
صورت هزینه
certificate of expenditure
U
صورت حساب
cost expenditure
U
هزینه
current expenditure
U
هزینه جاری
current expenditure
U
هزینهای که فایده ان منحصر به یک دوره مالی باشد
energy expenditure
U
هزینه انرژی
expenditure credit
U
اعتبار مصرف
expenditure credit
U
اعتبار هزینه
family expenditure
U
هزینه خانواده
family expenditure
U
هزینه خانوار
capital expenditure
U
هزینهای که برای بهبودسرمایه وافزایش ان بکارمیرود
income and expenditure
U
درامد و هزینه
profuse of expenditure
U
مسرف
profuse of expenditure
U
ولخرج
per capita expenditure
U
هزینه سرانه
money for expenditure
U
نفقه
certificate of expenditure
U
سند هزینه
money for expenditure
U
خرجی
military expenditure
U
مخارج نظامی
gross national expenditure
U
هزینه ناخالص ملی
to approach
U
به طرف کسی رفتن برای برخورد
to approach somebody
[something]
U
نزدیک شدن به کسی
[چیزی]
to approach somebody
[something]
U
نزدیک آمدن به کسی
[چیزی]
to approach somebody
[something]
U
به سمت کسی
[چیزی]
رفتن
to approach
U
به طرف کسی رفتن
to approach something
U
نزدیک آمدن به چیزی
to approach something
U
نزدیک شدن به چیزی
to approach one another
U
به هم نزدیک شدن
[همچنین اصطلاح مجازی]
approach
U
نزدیک شدن
approach
U
معبر
approach
U
پرواز هواپیما درست قبل ازفرود
approach
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
approach
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approach
U
دورخیز
approach
U
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approach
U
رسیدن
approach
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach
U
حرکت به سمت جلو
approach
U
مشی
approach
U
برخورد
approach
U
شیوه
approach
U
برداشت روش
approach
U
رویکرد
approach
U
دیدگاه
approach
U
مسیر فرود
approach
U
نزدیک امدن معبر
angle of approach
U
زاویه تقرب هواپیما
missed approach
U
فرود اضطراری
missed approach
U
فرود ناقص
angle of approach
U
زاویه فرود هواپیما
line of approach
U
مسیر تقرب یا فرود
line of approach
U
راه تقرب به دشمن
line of approach
U
راه وصول
landing approach
U
مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
landing approach
U
مسیر تقرب
intrinsic approach
U
رهیافت درونی
intrinsic approach
U
رهیافت سرشتی
initial approach
U
تقرب اولیه هواپیما
intermediate approach
U
مسیر تقرب فرعی
power approach
U
تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
to approach
[a topic]
U
ذکر کردن
[موضوعی]
velocity of approach
U
سرعت متوسط اب هنگام رسیدن به تاج سرریز یا سد
underpass approach
U
نشیب پیوند
underpass approach
U
سرازیری پیوند
hump approach
U
برآمدگیکناری
systems approach
U
رویکرد نظام نگر
radio approach
U
دستگاه هدایت فرود هواپیما بوسیله بی سیم
radio approach
U
دستگاه تقرب رادیویی
quantitative approach
U
دیدگاه کمی
quantitative approach
U
روش کمی
clinical approach
U
روش بالینی
approach time
U
زمان تقرب هواپیما
approach ramp
U
فرازورودی
approach ramp
U
سربالائی ورودی
approach parapets
U
جان پناه دیوار
commodity approach
U
بررسی بازار با مطالعه مسیرتولید تا مصرف
approach march
U
راهپیمایی برای تقرب به دشمن راهپیمایی برای تماس با دشمن
counter approach
U
استحکامات متقابله
covered approach
U
مسیر پوشیده
covered approach
U
پیشروی پوشیده معابر مخفی
approach ramp
U
فرازای ورود
approach ramp
U
شیب ورودی
approach route
U
مسیر تقرب به باند
approach time
U
زمان نزدیک شدن به باند
approach transition
U
تبدیل ورودی
approach wall
U
دیواره ورودی
avenues of approach
U
معابر وصولی
avenues of approach
U
راههای نفوذی مسیرهای تقرب
approach sequence
U
ترتیب توالی تقرب هواپیماها
approach schedule
U
برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
approach route
U
مسیرفرود به باند
covered approach
U
راه نفوذی پوشیده
approach line
U
خط تقرب به باند
approach line
U
خط نزدیک شدن به ساحل خط تقرب به دشمن خط مسیرفرود
approach chart
U
نقشه تقرب هواپیما
approach chart
U
نقشه مسیر فرود
approach channel
U
کانال ورودی- نهر ورودی
approach clearance
U
اجازه فرود
angle of approach
U
زاویه حاده
angle of approach
U
زاویه تند
information approach
U
روش کسب اطلاعات
initial approach
U
مسیر تقرب اصلی
final approach
U
مسیرنهایی فرود هواپیما
final approach
U
مسیر نهایی فرود
approach lane
U
مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
approach clearance
U
اجازه تقرب
approach end
U
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
approach lane
U
مسیر تقرب
approach gradient
U
شیب گرایش
approach end
U
ابتدای باند فرود
approach formation
U
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic approach and landing
U
روش کنترل خودکار سرعت ومسیر هواپیما در تقرب
approach avoidance conflict
U
تعارض گرایشی- اجتنابی
ground controled approach
U
دستگاه تقرب خودکار
closest point of approach
U
نزدیکترین نقطه گذر
ground controled approach
U
دستگاه فرود خودکار هواپیما
target approach point
U
اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com