Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
equal sacrifice theory
U
نظریه برابری فداکاری
equal sacrifice theory
U
برطبق این نظریه
equal sacrifice theory
U
مالیات بایدمتناسب با قدرت پرداخت افرادباشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
self sacrifice
U
از خود گذشتگی
sacrifice
U
قربانی کردن
sacrifice
U
از دست دادن
sacrifice
U
قربانی کردن جانبازی
sacrifice
U
قربانی برای شفاعت فداکاری
self-sacrifice
U
فداکاری
sacrifice
U
قربانی دادن فداکاری کردن
sacrifice
U
قربانی
self sacrifice
U
فداکاری
sacrifice
U
عقیقه
two bishops sacrifice
U
قربانی لاسکر
two bishops sacrifice
U
قربانی دو فیل
burnt sacrifice
U
قربانی سوخته یا سوختنی
offer a sacrifice
U
قربانی کردن
back sacrifice throw
U
افکندن حریف ازپشت
back sacrifice throw
U
فن تومئوناگه
equal
U
: هم اندازه
equal
U
کفو
let ab be equal to cd
U
فرض کنیم ab با cd برابرباشد
is not equal to
U
مساوینیستبا
equal
U
برابر مساوی
equal
U
هم پایه
equal
U
همرتبه شبیه
equal
U
یکسان
equal
U
همانند
equal
U
همگن
equal
U
: برابر شدن با مساوی بودن
equal
U
هم تراز کردن
equal
U
برابر
equal
U
هم ارز
equal
U
دقیقاگ معادل
is equal to
U
مساویبا
is equal to or less than
U
مساوییاکوچکتراز
One plus one is
[equal]
two.
U
یک بعلاوه یک برابر
[است با]
دو.
equal
U
مشابه بودن
In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover.
U
برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند.
equal gate
U
دریچه برابری
is approximately equal to
U
تقرییابرابراستبا
equal sign
U
علامت تساوی
equal angle
U
آهن نبشی
other things being equal
U
اگر شرایط دیگررابرابربگیریم
other things being equal
U
اگر برای چیزهای دیگر نباشد
equal sign
U
علامت برابری
to be up to the task
[to be equal to something]
<idiom>
U
از پس کاری برآمدن
is equal to or greater than
U
مساوییابزرگتراز
equal time
U
فیلمتبلیغاتینامزدهایانتخاباتکهازتلویزیونیارادیوپخششود
On an equal footing.
U
بر پایه مساوی
equal angles
U
اهن نبشی
line of equal shear
U
خط همبرش
Equal Opportunities Commission
U
سازماننافربراجرایقانون
equal status persons
U
افراد همپایه
principle of equal advantage
U
اصل مزیت برابر
equal cost lines
U
خطوط هزینه برابر
equal appearing intervals
U
فاصلههای یکسان نما
method of equal appearing intervals
U
روش فاصلههای یکسان نما
in theory
U
درعلم نظری
second best theory
U
نظریه بهترین دوم
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
in theory
U
د رعالم فرض
theory of value
U
نظریه ارزش
value theory
U
نظریه ارزش
theory
U
نگرش
theory
U
علم نظری
theory
U
فرضیه علمی تعلیم
theory
U
اصول نظری
theory
U
فرضیه
theory
U
تئوری
theory
U
اصل کلی
theory
U
نظریه
theory
U
نگره فرضیه
theory
U
فرض علمی
theory
U
مباحث ریاصیاتی محض
So much for theory!
<idiom>
U
به اندازه کافی از تئوری صحبت شد.
theory
U
تحقیقات نظری
queing theory
U
نظریه صف
queuing theory
U
نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
recapitulation theory
U
نظریه بازپیدایی
replacement theory
U
نظریه جایگزینی
representation theory
U
نظریه نمایش
sampling theory
U
نظریه نمونه گیری
noncontinuity theory
U
نظریه ناپیوستگی
network theory
U
نظریه شبکه
theory of accumulation
U
نظریه انباشته
quantum theory
U
نظریه کوانتومی
price theory
U
نظریه قیمت
poisson theory
U
تئوری پویسن
plutonic theory
U
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
theory of law
U
فلسفه حقوق
perturbation theory
U
نظریه اختلال
quantum theory
U
مکانیک کوانتومی
[فیزیک]
probability theory
U
نظریه احتمالات
probability theory
U
نظریه احتمال
price theory
U
اقتصاد خرد
one factor theory
U
نظریه یک عاملی
quantum theory
U
تئوری کوانتوم
queuing theory
U
نظریه صف
social theory
U
نظریه اجتماعی
theory of numbers
U
نظریه اعداد
[ریاضی]
Order theory
U
ترتیب جزئی
[ریاضی]
Group theory
U
نظریه گروه ها
[ریاضی]
two factor theory
U
نظریه دو عاملی
underconsumption theory
U
نظریه مصرف ناکافی
underconsumption theory of
U
cycle business
valence theory
U
نظریه والانسی
viscoelastic theory
U
نظریه ویسکوالاستیک
set theory
U
نظریه مجموعه ها
[ریاضی]
trireceptor theory
U
نظریه سه گیرندهای
trichromatic theory
U
نظریه سه رنگی
transformational theory
U
نظریه تطور
switch theory
U
نظریه راه گزینی
switching theory
U
تئوری سوئیچینگ
tetrachromatic theory
U
نظریه چهاررنگی
underconsumption theory of
U
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
theory of epigensis
U
فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
theory of fault
U
تئوری تقصیر
theory of numbers
U
نظریه اعداد
theory of preformation
U
فرضیهای که بموجب ان هربخشی ازموجودالی درنطفه موجودبوده بایدبزرگ شود
theory of relativity
U
نظریه نسبیت
theory of rent
U
نظریه اجاره
theory of saving
U
نظریه پس انداز
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
three component theory
U
نظریه سه مولفهای
neoclassical theory of value
U
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
economic theory
U
نظریه اقتصادی
continuity theory
U
نظریه پیوستگی
graph theory
U
تئوری گراف
group theory
U
نظریه گروهها
consumption theory
U
نظریه مصرف
communication theory
U
تئوری مخابرات
hartree theory
U
نظریه هارتری
communication theory
U
نظریه ارتباط
game theory
U
این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
information theory
U
نظریه اگاهی
information theory
U
نظریه خبر
communication theory
U
نظریه ارتباطات
cloaca theory
U
اعتقاد به مقعدزایی
decision theory
U
تئوری تصمیم
classical theory
U
نظریه کلاسیک
capital theory
U
نظریه سرمایه
information theory
U
نظریه اطلاعات
graph theory
U
نظریه گرافها
general theory
U
نظریه عمومی
game theory
U
تئوری بازی
electomagnetic theory
U
نظریه الکترومغناطیسی
electron theory
U
نظریه الکترونی
duplicity theory
U
نظریه دو جزیی
electron theory
U
نظریه الکترونها
electron theory
U
تئوری الکترونی
emission theory
U
فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
equilibrium theory
U
نظریه تعادل
facet theory
U
نظریه رویه ها
field theory
U
نظریه میدانی
field theory
U
تئوری میدان ها
field theory
U
نظریه اساسی میدان
fuzzy theory
U
نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
game theory
U
نظریه بازیها
decision theory
U
نظریه تصمیم گیری
game theory
U
نظریه بازی
innovation theory
U
نظریه نواوری
molecular theory
U
نظریه مولکولی
automata theory
U
نظریه ماشینها
leg theory
U
روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
set theory
U
تئوری مجموعه ها
atomic theory
U
فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
local theory
U
نظریه اختصاصی
location theory
U
نظریه تعیین مکان
location theory
U
نظریه تعیین محل استقرار صنعت
logic theory
U
نظریه منطقی
set theory
U
نظریه مجموعه ها
need press theory
U
نظریه نیاز- فشار
queuing theory
U
نظریه صف بندی
mechanistic theory
U
نظریه ماشینی نگری
learning theory
U
نظریه یادگیری
balance theory
U
نظریه توازن
group theory
U
نظریه گروهی
kinetic theory
U
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
kinetic theory
U
نظریه جنبشی
labor theory of value
U
نظریه ارزش کار
innovation theory
U
ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
innovation theory
U
این نظریه اولین بار توسط جوزف شومپتر
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
labor theory of value
U
تئوری ارزش کار
affective arousal theory
U
نظریه برانگیختگی عاطفی
dust cloud theory
U
نظریه غباری
bargaining theory of wages
U
نظریه چانه زنی مزدها
benefit theory of taxation
U
نظریه مالیات بندی بر پایه انتفاع
big bang theory
U
خرس بزرگ
density wave theory
U
نظریه موج چگالی
big bang theory
U
دب اکبر
bard cannon theory
U
نظریه بارد- کنون
union
[set theory]
U
اجتماع
[مجموعه]
[ریاضی]
Intersection
[set theory]
U
اشتراک
[مجموعه]
[ریاضی]
A comparison of theory and practice.
U
مقایسه ای از نظری و عمل.
crystal field theory
U
نظریه میدان بلور
baeyer strain theory
U
نظریه کرنش- کشیدگی بایر
quantity theory of money
U
حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
analytic number theory
U
نظریه تحلیلی اعداد
[ریاضی]
classical theory of money
U
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
young helmholtz theory
U
نظریه یانگ- هلمهولتس
maxwell theory og light
U
نظریه الکترومغناطیسی نورماکسول
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com