English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
entering group U گروه وارد شونده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
entering U عمل تایپ داده یا نوشتن موضوعات روی یک رکورد
when entering U هنگام ورود
entering through U مجرای دخول
entering side U سمت ورودی سمت دخول
entering angle U زاویه ورود
entering angle U زاویه ورودی زاویه دخول
entering side U جهت ورودی
to bar somebody from entering the place U مانع کسی وارد جایی شدن
group U مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group U نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group U جمع کردن چندین وسیله با هم
group U مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group U کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group U مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group U جمع اوری چندین چیز با هم
out group U برون گروه
t group U گروه T
we group U گروه خودی
in group U گروه خودی
t group U گروه حساسیت اموزی
group U کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group U شیعه
group U جمعیت گروه بندی کردن
group U دسته دسته کردن
group U دسته
group U گروه
group U ناوگروه
group U گروه رزمی
group U جمع شدن
group U انجمن
group U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group U حزب
group U طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group U دسته بندی کردن
group theory U نظریه گروهی
group theory U نظریه گروهها
group test U ازمون گروهی
minority group U گروه اقلیت
group velocity U سرعت گروهی
hydrogxyl group U گروه هیدروکسیل
membership group U گروه عضویت
marginal group U گروه حاشیهای
natural group U گروه طبیعی
local group U گروه محلی
norm group U گروه هنجار
landing group U گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
infinite group U گروه نامتناهی
group dynamics U پویش گروهی
group interview U مصاحبه گروهی
leaving group U گروه ترک کننده
group norms U هنجارهای گروهی
group mark U علامت گروه
group mark U نشان گروه
group index U اندیس گروه
group index U شاخص گروه
group identification U همانند سازی گروهی
group frequency U بسامد گروهی
group membership U عضویت گروهی
group of targets U گروه اماجها
group teaming U ریخته گری گروهی
group structure U ساخت گروهی
group separator U جداساز گروه
group selector U سلکتور گروهی
group rendezvous U نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group printing U چاپ گروهی
group pressure U فشار گروهی
group of targets U گروه هدفها
group factors U عاملهای گروهی
open group U گروه باز
Group theory U نظریه گروه ها [ریاضی]
business group U شرکت سهامی [شرکت]
splinter group U گروهجداییطلب
noun group U گروهکلمات
interest group U علایقگروهی
group practice U گروهپزشکی
ginger group U افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group U گروه قیدی
within group variance U پراکنش درون گروهی
sporadic group U گروه نامنظم [ریاضی]
management group U ائتلاف تجاری
management group U ائتلاف چند شرکت
extra-group U ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
finite group U گروه متناهی [ریاضی]
cyclic group U گروه دوری [ریاضی]
user group U گروه کاربران
user group U گروه استفاده کننده
tractor group U گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
selected group U گروه گزیده
salvage group U تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
salvage group U گروه بازیابی وسایل
repeating group U الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
reference group U گروه مرجع
product group U کالاهی مشابه
primary group U گروه نخستین
point group U گروه نقطهای
pile group U دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
shot group U گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
side group U گروه جانبی
thiocarbonyl group U گروه تیوکربونیل
task group U گروه ماموریت زمینی
task group U ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group U مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group U گروه تقارن
substituent group U گروه استخلافی
strength group U گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
standardization group U گروه معیاریابی
spelling group U حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
phosphoryl group U گروه فسفریل
control group U گروه گواه
beach group U گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group U گروه خدمات ساحلی
battle group U گروه نبرد
battle group U واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
attack group U گروه تک به ساحل
attack group U گروه تک
artillery group U گروه توپخانه
army group U گروه ارتش
between group variance U پراکنش میان گروهی
boat group U ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
commutative group U گروه جابجاپذیر
command group U گروه فرماندهی
coacting group U گروه همکار
closed group U گروه بسته
carboxylic group U کروه کربوکسیلی
carbonyl group U گروه کربونیل
bridging group U گروه پل شده
bridged group U گروه پل شده
armor group U گروه زره تانک
armor group U گروه زرهی
amino group U گروه امینی
abelian group U گروه ابلی
group therapy U گروه درمانی
peer group U گروه همسالان
blood group U گروه خون
blood group U تعیین کردن
blood group U گروه خونی
age group U گروه سالخور
age group U گروه سنی
acid group U گروه اسید
acid group U گروه اسیدی
alkyl group U گروه الکیلی
alkyl group U گروه الکیل
air group U گروه هوایی یک ناو
air group U گروه هوایی
aiming group U دستگاه مثلث گیری
aiming group U عوامل مثلث گیری
acidic group U گروه اسیدی
acidic group U گروه اسید
pressure group U گروه فشار
coordinated group U گروه کوئوردینانسی
encounter group U گروه رویارویی
group casting U ریخته گری
end group U گروه انتهایی
entry group U واجدین شرایط تخصصی شغلی
entry group U گروه واجد شرایط
experimental group U گروه ازمایشی
feeding group U گروه تغذیه کننده
feeding group U قسمت خوراک دهنده
gas group U گروه گاز
group captain U سرهنگ هوایی
group atmosphere U جو گروهی
group analysis U تحلیل گروه
group acceptance U پذیرش گروهی
functional group U گروه عاملی
group casting U ریخته گری گروهی
diastereotopic group U گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
group consciousness U اگاهی گروهی
group contracts U قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group discussion U بحث گروهی
group drive U محرکه گروهی
formal group U گروه رسمی
dead group U زاویه بیروح
dead group U زمین بیروح
group contagion U سرایت گروهی
deactivating group U گروه کم کننده فعالیت
criterion group U گروه ملاک
group dynamics U مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
detail group U قسمت بیگاری
detail group U دسته ماموربیگاری
activated methylene group U گروه متیلن فعال شده
Why dont you join our group. ? U چرا به جمع ما نمی آیی ؟
group flashing light U چشمک زن دستهای
activity group therapy U درمان با فعالیت گروهی
commutative group [math.] U گروه آبلی [ریاضی]
commutative group [math.] U گروه جابجایی [ریاضی]
Abelian group [math.] U گروه جابجایی [ریاضی]
commutative group [math.] U گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
Abelian group [math.] U گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
opposition parliamentary group U گروه مخالف در مجلس پارلمانی [سیاست]
Abelian group [math.] U گروه آبلی [ریاضی]
age group competition U مسابقه برحسب گروه سنی
encounter group therapy U درمان با گروه رویارویی
computer users group U گروه استفاده کننده کامپیوتر
local group of galaxies U کهکشانهای گروه محلی
special interest group U که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
special interest group U گروه
date time group U گروه تاریخ و زمان
directive group therapy U درمان رهنمودی گروهی
sensitivity training group U گروه حساسیت اموزی
close covering group U ناو گروه مامور پوشش نزدیک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com