English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
emergency cryptosystem U سیستم رمز اضطراری سیستم رمز مخصوص موارداضطراری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cryptosystem U سیستم رمز
emergency U امر فوق العاده و غیره منتظره
emergency U خیلی خیلی فوری
emergency U وقت ضیق
emergency U حالتی که اقدام فوری را ایجاب کنداحتیاطی
emergency U پیشامدی که اقدام فوری راایجاب کند اضطرار
emergency U اورژانس
emergency U مهم
emergency U حتمی
emergency U ناگه اینده اورژانس
emergency U اضطرار
emergency U فوریت
emergency U اضطراری
emergency U ضروری
emergency U فوق العاده اضطراری
emergency U غیر منتظره حیاتی
emergency scramble U درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
emergency scramble U درگیری اضطراری هواپیماها
emergency scramble U رهگیری اضطراری
emergency switch U کلید اضطراری
emergency transmitter U فرستنده اضطراری
emergency treatment U معالجه اورژانس
emergency treatment U معالجه اضطراری
emergency risk U خطرات غیرقابل اجتناب اتمی
emergency risk U ریسک اضطراری
emergency priority U تقدم فوری
emergency priority U تقدم اضطراری
emergency ration U جیره اضطراری
emergency ration U جیره فوق العاده
emergency reaction U واکنش اضطرار
emergency relief U رهایی از بلایا
emergency relief U رهایی ازمصایب غیر مترقبه
emergency repair U تعمیر اضطراری
emergency valve U شیر اضطراری
emergency works U کارهای اضطراری
Accident and Emergency U اتاق عمل اورژانس
emergency admission U پذیرش اضطراری [در بیمارستان] [پزشکی]
Where is the emergency exit? U در خروج اضطراری کجاست؟
emergency exit U در خروج اضطراری
emergency services U اورژانس
emergency regulator U تنظیمکنندهفوری
in case of emergency U درموقع تنگ وقت ضرورت
in case of emergency U هنگام اضطرار
emergency shelter U پناهگاه اضطراری
emergency operation U کارکرد
emergency fund U وجوه اضطراری
emergency door U دراضطراری
emergency door U خروجی خطر
emergency door U در خطر
emergency care U مراقبتهای فوری
emergency conditions U شرایط اضطراری
emergency complement U تعدیل یکانهابرای موارد اضطراری
emergency complement U جدول تعدیل نیروی انسانی برای تکمیل یکانها
emergency cartridge U کارتریج اضطراری
emergency call U خبر یا مکالمه اضطراری
emergency addressee مسئولین اعلام خبر در موارد ضروری
emergency air U هوای اضطراری
emergency burial U دفن درمحل
emergency burial U تدفین اضطراری
defense emergency U مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
emergency brake U ترمز اضطراری
emergency antenna U انتن اضطراری
emergency drill U تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
emergency establishment U تعدیل و تقسیم سربازان بین یکانها برای موارد اضطراری
emergency loading U بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
emergency lighting U روشنایی اضطراری
emergency maintenance U نگهداشت اضطراری
emergency leave U سطح امادلازم برای بسیج
emergency measure U سنجش اضطراری
emergency leave U سطح اماد اضطراری
state of emergency U حالت اضطرار
emergency leave U مرخصی اضطراری
emergency lamp U لامپ اضطراری
emergency station U محل اضطراری
emergency operation U بهره برداری اضطراری
emergency exit U خروج اضطراری
emergency loading U بارگذاری فوق العاده
to declare a state of emergency U اعلان کردن حالت اضطراری
air defense emergency U وضعیت اضطراری پدافندهوایی
emergency room [American E] [e.r.] [ER] U اتاق عمل اورژانس
emergency medical tag U کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
emergency push button U تکمه اضطراری
emergency power supply U منبع قدرت اضطراری
emergency generator set U دستگاه مولد برق اضطراری مولد برق اضطراری
emergency support vessel U کشتیپشتیبانیفوری
emergency conning position U پل فرماندهی اضطراری
emergency brake equipment U تجهیزات ترمز اضطراری
path [corridor] for emergency vehicles U راه [باز شده در جاده] برای وسایل اورژانس
emergency medical treatment room U اتاق عمل اورژانس
To save ( provide ) for a rainy day . To prepare for an emergency . U فکرروز مبادا را کردن ( آینده نگه بودن )
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com