English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
emergency conditions U شرایط اضطراری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
conditions U شرایط اوضاع
conditions U اوضاع
conditions U وضعیتها
conditions of use U شرایط کاربرد
conditions U حالات
under the same conditions U شرایطی برابر
given conditions U شرایط معینه
given conditions U شرایط معلوم
necessary conditions U شرایط لازم
conditions U مقررات و شرایط اسبدوانی
the conditions U شرایط ان
conditions U شرایط
to satisfy conditions U شرایط را برآورده کردن [ریاضی] [فیزیک]
second order conditions U شرایط ثانوی
usual conditions U شرایط معمول
conditions of (the) competition U شرایط رقابت
competitive conditions U شرایط رقابت
competition conditions U شرایط رقابت
to impose conditions U با شرایط سنگین بارکردن
suitable conditions U شرایط مناسب
To lay down certain conditions . U شرایطی معین کردن
working conditions U شرایط کار
operating conditions U رژیم
equilibrium conditions U شرایط تعادل
excusatory conditions U عوامل رافعه
marginal conditions U شرایط نهائی
justificatory conditions U عوامل موجهه
light conditions U شرایط نور
light conditions U نسبتهای روشنایی
ligting conditions U نسبتهای روشنایی
option of conditions U خیار شرط
present conditions U شرایط فعلی
terms and conditions U ضوابط و شرایط
tenders conditions U شرایط عمومی مناقصه
support conditions U شرایط تکیه گاهی
sufficient conditions U شرایط کافی
standard conditions U شرایط متعارفی
stability conditions U شرایط ثبات
spring conditions U شرایط بهاری
second order conditions U شرایط مرتبه دوم
ligting conditions U شرایط روشنایی نسبتهای نور
conditions of contract U شرایط قرارداد
conditions of purchase U شرایط خرید
average conditions U شرایط متوسط
actude conditions U شرایط حاد
boundary conditions U شرایط مرزی
boundary conditions U شرایط حدی
ballistic conditions U شرایط بالیستیکی
ambient conditions U شرایط محیطی
conditions of sale U شرایط اساسی معامله
actude conditions U شرایط شدید
average conditions U شرایط عادی
investigation of foundation conditions U شناسایی زمین پی
terms and conditions of the credit U ضوابط و شرایط اعتبار
investigation of foundation conditions U تحقیق شرایط شالوده
Are you prepared to accept my conditions? U حاضر ید شرایط مرا بپذیرید؟
option of unfulfilled conditions U خیار تخلف شرط
emergency U خیلی خیلی فوری
emergency U اورژانس
emergency U وقت ضیق
emergency U حالتی که اقدام فوری را ایجاب کنداحتیاطی
emergency U پیشامدی که اقدام فوری راایجاب کند اضطرار
emergency U امر فوق العاده و غیره منتظره
emergency U مهم
emergency U ناگه اینده اورژانس
emergency U اضطرار
emergency U فوریت
emergency U ضروری
emergency U حتمی
emergency U اضطراری
emergency U فوق العاده اضطراری
emergency U غیر منتظره حیاتی
demands of providing healthy living and working conditions U خواسته هایی از فراهم نمودن شرایط زندگی و کار سالم
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions U این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
The prisoners of the terrorist militia were detained under inhumane conditions. U زندانیان گروه شبه نظامی تروریستی در شرایط غیرانسانی بازداشت شده بودند.
emergency measure U سنجش اضطراری
Accident and Emergency U اتاق عمل اورژانس
emergency admission U پذیرش اضطراری [در بیمارستان] [پزشکی]
emergency exit U در خروج اضطراری
emergency services U اورژانس
emergency regulator U تنظیمکنندهفوری
Where is the emergency exit? U در خروج اضطراری کجاست؟
emergency shelter U پناهگاه اضطراری
defense emergency U مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
emergency door U دراضطراری
emergency drill U تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
emergency establishment U تعدیل و تقسیم سربازان بین یکانها برای موارد اضطراری
emergency exit U خروج اضطراری
emergency fund U وجوه اضطراری
emergency lamp U لامپ اضطراری
emergency leave U مرخصی اضطراری
emergency leave U سطح اماد اضطراری
emergency leave U سطح امادلازم برای بسیج
emergency lighting U روشنایی اضطراری
emergency loading U بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
emergency loading U بارگذاری فوق العاده
emergency door U خروجی خطر
emergency door U در خطر
emergency cryptosystem U سیستم رمز اضطراری سیستم رمز مخصوص موارداضطراری
emergency addressee مسئولین اعلام خبر در موارد ضروری
emergency air U هوای اضطراری
emergency antenna U انتن اضطراری
emergency brake U ترمز اضطراری
emergency burial U تدفین اضطراری
state of emergency U حالت اضطرار
emergency burial U دفن درمحل
emergency call U خبر یا مکالمه اضطراری
emergency care U مراقبتهای فوری
emergency cartridge U کارتریج اضطراری
emergency complement U جدول تعدیل نیروی انسانی برای تکمیل یکانها
emergency complement U تعدیل یکانهابرای موارد اضطراری
emergency maintenance U نگهداشت اضطراری
in case of emergency U درموقع تنگ وقت ضرورت
emergency repair U تعمیر اضطراری
emergency risk U ریسک اضطراری
emergency risk U خطرات غیرقابل اجتناب اتمی
emergency scramble U درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
emergency scramble U درگیری اضطراری هواپیماها
emergency scramble U رهگیری اضطراری
emergency station U محل اضطراری
emergency switch U کلید اضطراری
emergency transmitter U فرستنده اضطراری
emergency treatment U معالجه اورژانس
emergency treatment U معالجه اضطراری
emergency valve U شیر اضطراری
in case of emergency U هنگام اضطرار
emergency relief U رهایی ازمصایب غیر مترقبه
emergency relief U رهایی از بلایا
emergency operation U کارکرد
emergency priority U تقدم فوری
emergency operation U بهره برداری اضطراری
emergency priority U تقدم اضطراری
emergency works U کارهای اضطراری
emergency ration U جیره اضطراری
emergency ration U جیره فوق العاده
emergency reaction U واکنش اضطرار
emergency conning position U پل فرماندهی اضطراری
emergency medical tag U کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
emergency brake equipment U تجهیزات ترمز اضطراری
emergency power supply U منبع قدرت اضطراری
air defense emergency U وضعیت اضطراری پدافندهوایی
to declare a state of emergency U اعلان کردن حالت اضطراری
emergency support vessel U کشتیپشتیبانیفوری
emergency generator set U دستگاه مولد برق اضطراری مولد برق اضطراری
emergency push button U تکمه اضطراری
emergency room [American E] [e.r.] [ER] U اتاق عمل اورژانس
emergency medical treatment room U اتاق عمل اورژانس
path [corridor] for emergency vehicles U راه [باز شده در جاده] برای وسایل اورژانس
To save ( provide ) for a rainy day . To prepare for an emergency . U فکرروز مبادا را کردن ( آینده نگه بودن )
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com