English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electrostatic galvanometer U گالوانومتر الکتروستاتیکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
galvanometer U برق نما
galvanometer U گالوانومتر
galvanometer U برق سنج گالوانومتر
galvanometer U کهربا سنج
mirror galvanometer U گالوانومتر ائینه دار
astatic galvanometer U گالوانومتر نامتوجه
ballistic galvanometer U گالوانومتر بالیستیک
differential galvanometer U گالوانومتر تفاضلی
vibration galvanometer U گالوانومتر ارتعاشی
thermo galvanometer U گالوانومتر گرمایی
tangent galvanometer U گالوانومتر تانژانتی
needle galvanometer U گالوانومتر سوزنی
direct reading galvanometer U گالوانومتر بی تبدیل
moving magnet galvanometer U گالوانومتر اهنربای گردان
moving coil galvanometer U گالوانومتر قاب یا پیچک گردان
electrostatic U ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
electrostatic U مراجعه به وسایلی با استفاده از خصوصیات بار الکتریکی اشیا
electrostatic U مین شکل حرف و...و استفاده از جوهر با بار مخالف که در صورت ... به کاغذ می چسبد
electrostatic U محفظه فلزی که با ماده حساس پوشیده شده است . و متصل به زمین است که آن را از واسط ها حفظ میکند
electrostatic U الکتروستاتیک
electrostatic U الکترواستاتیکی
electrostatic discharge U تخلیه الکتروستاتیکی
electrostatic field U میدان الکتروستاتیکی
electrostatic deflection U خمش الکتروستاتیکی
electrostatic capacity U فرفیت الکترواستاتیک
electrostatic capacitive U فرفیت الکتروستاتیکی
electrostatic attraction U جاذبه الکترواستاتیکی
electrostatic generator U مولد الکتروستاتیکی
electrostatic microscope U میکروسکپ الکتروستاتیکی
electrostatic charge U بار الکتریسیته ساکن [که در اثر مالش بوجود می آید.]
electrostatic focusing U تمرکز الکتروستاتیکی
electrostatic voltmeter U ولتمتر الکترواستاتیکی
electrostatic grid U شبکه فرمان الکتروستاتیکی
electrostatic induction U القای الکتروستاتیکی
electrostatic instrument U دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
electrostatic interaction U برهم کنش الکترواستاتیکی
electrostatic lens U عدسی الکتروستاتیکی
electrostatic machine U ماشین الکتروستاتیکی
electrostatic force U نیروی الکتروستاتیکی
electrostatic plotter U رسام الکترواستاتیکی
electrostatic printer U چاپگر الکترواستاتیکی
electrostatic procipitation U ته نشینی الکترواستاتیک
electrostatic repulsion U دفع الکترواستاتیکی
electrostatic storage U انباره الکترواستاتیکی
electrostatic system U دستگاه الکتروستاتیکی
electrostatic unit U واحد الکترواستاتیک
law of electrostatic attraction U قانون جاذبه الکترواستاتیکی
instrument for electrostatic screening U دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
electrostatic unit of charge [esu] U استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
electrostatic crystal field theory U نظریه الکتروستاتیکی میدان بلور
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com