Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
electrophilic aromatic substitution
U
استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nucleophilic aromatic substitution
U
استخلاف هسته دوستی اروماتیکی
electrophilic reagent
U
واکنشگر الکترون دوست
electrophilic attack
U
حمله الکترون دوستی
electrophilic addition
U
افزایش الکترون دوستی
aromatic
U
گیاه خوشبو
aromatic
U
خوشبو
aromatic
U
عطری
aromatic
U
اروماتیک
aromatic
U
معطر
aromatic
U
بودار
aromatic vinegar
U
محلول سرکه و کافور
aromatic hydrocarbons
U
هیدروکربنهای اروماتیک
aromatic aliphatic compound
U
ترکیب اروماتیک- الیفاتیک ارن
substitution
U
ان اب است
substitution
U
تعویض جانشینی
substitution
U
علی البدلی
substitution
U
جانشینی
substitution
U
جانشین سازی
substitution
U
تعویض
substitution
U
نیابت
substitution
U
کفالت جانشانی
substitution
U
جایگزین کردن چیزی با چیز دیگر
substitution
U
لیست حروف یا کدها که به جای کد دریافتی باید درج شود
substitution
U
ابدال
substitution
U
خطای اسکنر که یک حرف را با حرف دیگر اشتباه کند
substitution
U
استخلاف
to make a substitution
U
عوض کردن بازیگر
[ورزش]
partial substitution
U
جانشینی مصرف
potential substitution
U
حالتی که یک کالا جانشین عینی نداردولی موادی وجود دارند که تحت شرایط خاص می توانندجانشین ان شوند
request substitution
U
تقاضای تعویض
substitution effect
U
اثر جانشینی
substitution of a different obligation
U
تبدیل تعهد
substitution reaction
U
واکنش استخلافی
substitution test
U
ازمون جانشین سازی
potential substitution
U
جانشینی بالقوه
substitution of an obligation
U
تبدیل تعهد
digraphic substitution
U
رمز نویسی عددی
complete substitution
U
جانشینی کالاها
complete substitution
U
جانشین کامل
elasticity of substitution
U
کشش جانشینی
digraphic substitution
U
استفاده ازرمز عددی در پیامها
partial substitution
U
جانشینی کامل برای دو کالا
attorney with right of substitution
U
وکیل با حق توکیل
attorney with right of substitution
U
وکیل در توکیل
complete substitution
U
وقتی یک کالاجای کالای دیگر را بگیرد
symptom substitution theory
U
نظریه جانشینی نشانه ها
symbol substitution test
U
ازمون جانشین سازی نمادها
marginal rate of substitution
U
نرخ نهائی جانشینی
elasticity of factor substitution
U
کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
elasticity of factor substitution
U
وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
side chain substitution
U
استخلاف در زنجیر جانبی
free radical substitution
U
استخلاف رادیکالی
import substitution policy
U
سیاست جانشینی واردات
substitution uncleophilic biomolecular
U
واکنش استخلافی هسته دوست مولکولی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com