Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 145 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
electronic tuning
U
تنظیم الکترونی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tuning
U
میزان سازی
fine tuning
U
میزان سازی دقیق
tuning gauge
U
دریچهصدا
tuning knob
U
دکمهتنظیمصدا
tuning mode
U
حالتصدا
tuning peg
U
گیرهنتظیمآهنگ
tuning pin
U
سوزنصدا
tuning slide
U
دریچهتولیدآهنگ
tuning wire
U
سیمصدا
broad tuning
U
میزانسازی زمخت
automatic tuning
U
میزانساز خودکار
tuning forks
U
دو شاخه صوتی
tuning control
U
کنترلصدا
tuning pipe
U
نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی الات موسیقی
frequency tuning
U
تنظیم فرکانس
grid tuning
U
تنظیم مدار شبکه
inductive tuning
U
تنظیم القائی
inductive tuning
U
تنظیم پرمئابیلیته
manual tuning
U
میزان سازی با دست
sharp tuning
U
میزان سازی تیز
staggered tuning
U
میزان سازی ردیفی
tuning coil
U
پیچک میزان ساز
tuning inductance
U
پیچک میزان ساز
tuning eye
U
چشم میزان نما
tuning hammer
U
کلید کوک پیانو
tuning indicator
U
میزان نما
tuning meter
U
میزان سنج
tuning forks
U
دیاپازون
tuning forks
U
دوشاخه
tuning fork
U
دو شاخه صوتی
tuning fork
U
دیاپازون
tuning fork
U
دوشاخه
tuning controls
U
کنترلصدا
bandspread tuning control
U
خازن میزانسازی موج
shadow tuning indicator
U
میزان نمای سایهای
gang tuning condenser
U
خازن قطاری
preset tuning button
U
دکمهتنظیمچرخش
cathode ray tuning indicator
U
لامپ میزان نما
electronic
U
شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
electronic
U
یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
electronic
U
پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
electronic
U
موضوعی که عنوان چند رسانهای را شرح میدهد
electronic
U
روش ارسال متن است نویس و دیاگرام روی خط تلفن
electronic
U
مشابه 3510
electronic
U
استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس
electronic
U
الکترونیکی مربوط به الکترونیک
electronic
U
الکترونیک
electronic
U
توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص
electronic
U
داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی
electronic
U
سیستم ذخیره سازی متن ها که به آسانی بازیابی می شوند
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
electronic
U
الکترونیکی
electronic
U
میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
electronic
U
سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی
electronic
U
باس ولتاژ کم
electronic
U
1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
electronic
U
سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
electronic
U
قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
electronic
U
سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
electronic
U
سیستم ذخیره سازی پیام ارسالی توسط پست الکترونیکی تا وقتی که فرد مورد نظر بتواند آن را بخواند
electronic rectifier
U
یکسوکننده الکترونی
electronic transition
U
جهش الکترونی
electronic publishing
U
انتشارات الکترونیکی
electronic radiation
U
تشعشع الکترونی
electronic switch
U
سوئیچ الکترونی
electronic structure
U
ساختار الکترونی
electronic security
U
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
electronic security
U
تامین الکترونیکی
electronic rectifier
U
یکسوساز الکترونی
electronic spreadsheet
U
صفحه گسترده الکترونیکی
electronic voltmeter
U
ولت سنج الکترونیکی
electronic warfare
U
جنگ الکترونیک
electronic piano
U
پیانوالکتریکی
electronic viewfinder
U
پایندهتصویرالکتریکی
electronic tag
U
مانیتور مچ پا
electronic scales
U
ترازویالکتریکی
industrial electronic
U
الکترونیک صنعتی
electronic tagging
U
لباسردیاب
electronic tag
U
لباس ردیاب
electronic ballast
U
بالنالکتریکی
electronic warfare
U
میدان جنگ الکترونیکی
electronic printer
U
چاپگر الکترونیکی
electronic control
U
فرمان الکترونیکی
electronic emission
U
انتشار الکترونها
electronic engineer
U
مهندس الکترونیک
electronic brain
U
مغز الکترونیکی
electronic engineer
U
کارشناس الکترونیک
electronic excitation
U
تحریک الکترونی
electronic density
U
چگالی الکترونی
electronic beam
U
اشعه ی الکترونیکی
electronic filling
U
پر کردن الکترونیکی
electronic element
U
بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
electronic element
U
عنصر الکترونیکی
electronic cottage
U
مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
electronic control
U
کنترل الکترونیکی
electronic control
U
تنظیم الکترونیکی
electronic components
U
اجزاء الکترونیکی
electronic current
U
جریان الکترونی
electronic current
U
جریان الکترونها
electronic charge
U
بار بنیادین
electronic camputer
U
ماشین حساب الکترونیکی
electronic deception
U
فریب الکترونیکی
electronic flash
U
فلاش الکترونی
electronic formula
U
فرمول الکترونی
electronic microscope
U
میکروسکوپ الکترونی
electronic modulation
U
مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
electronic music
U
موسیقی الکترونیکی
electronic navigation
U
ناوبری الکترونیکی
electronic navigation
U
هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
electronic office
U
محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
electronic pen
U
قلم الکترونیکی
electronic jamming
U
پخش پارازیت
electronic mail
U
پست الکترونیکی
electronic concentration
U
غلظت الکترون
electronic computer
U
کامپیوتر الکترونیکی
electronic interfrence
U
تداخل الکترونیکی
electronic calculator
U
حسابگر الکترونیکی
electronic jamming
U
تولید پارازیت در دستگاههای الکترونیک پخش پارازیت الکترونیکی
electronic journal
U
فایل خلاصه شرح وقایع دریک ترتیب زمانی فعالیتهای پردازشی انجام شده توسط کامپیوتر
electronic lens
U
عدسی یا لنز الکترونی
electronic locator
U
فلزیاب رادیویی
electronic magazine
U
مجله الکترونیکی
latent electronic image
U
تصویر الکتریکی پنهان
electronic bulletin board
U
یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری میکند
industrial electronic computer
U
ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
electronic transfer of data
U
انتقال الکترونیکی اطلاعات
electronic fund transfer
U
ارسال الکترونیکی دارائی
electronic power supply
U
منبع تغذیه الکترونیکی
secure electronic transactions
U
استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
integrate electronic component
U
قطعه الکترونیکی مجتمع
electronic data processing
U
پردازش الکترونیکی داده
electronic countermea sures
U
پیش گیریهای ضد الکترونیکی
electronic countermea sures
U
اقدامات ضد الکترونیکی
electronic counter measure
U
جنگهای الکترونیکی
electronic funds transfer
U
انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
email
[short for electronic mail]
U
پست الکترونیکی
email
[short for electronic mail]
U
ایمیل
electronic data processing system
U
سیستم پردازش الکترونیکی داده
email
[short for electronic mail]
U
رایانامه
e-mail
[short for electronic mail]
U
رایانامه
e-mail
[short for electronic mail]
U
پست الکترونیکی
electronic counter counter measures
U
اقدامات ضد ضد الکترونیکی
e-mail
[short for electronic mail]
U
ایمیل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com