English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electronic modulation U مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
modulation U تحمیل
modulation U زیر وبم
modulation U نوسان صدا
modulation U نوسان فرکانس
modulation U تلفیق
modulation U سوار سازی
modulation U تعدیل
modulation U مدولاسیون
modulation U سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
modulation U سوارسازی
modulation wheel U چرختعدیلصدا
density modulation U تحمیل تکاثفی
cross modulation U مدولاسیون ناخواسته که ازیک کاریر به کاریر دیگر درهمان گیرنده تاثیر میگذارد
choke modulation U مدولاسیون توسط پیچک مدولاسیون پیچکی تضمین پیچکی
grid modulation U مدولاسیون شبکه
phase modulation U تلفیق فازی
velocity modulation U تحمیل سرعتی
pulse modulation U مدولاسیون پالس
frequency modulation U تحمیل بسامدی
frequency modulation U مدولاسیون فرکانس
frequency modulation U تلفیق فرکانس
grid d.c. modulation U مدولاسیون جریان دائم شبکه
internal modulation U مدولاسیون داخلی
light modulation U مدولاسیون نور
modulation circuit U مدار مدولاسیون
modulation frequency U بسامد تلفیق
modulation frequency U فرکانس مدولاسیون
modulation handwidth U پهنای باند مدولاسیون
modulation system U سیستم مدولاسیون
negative modulation U پخش منفی
negative modulation U تحمیل منفی
positive modulation U پخش مثبت
positive modulation U تحمیل مثبت
frequency modulation U تلفیق بسامدی
amplitude modulation U تحمیل دامنهای
pulse modulation U تلفیق تپشی
amplitude modulation U تلفیق دامنهای
amplitude modulation U مدولاسیون دامنه
high level modulation U مدولاسیون سطح بالا
high power modulation U مدولاسیون سطح بالا
pulse code modulation U تلفیق رمز تپشی
low level modulation U تلفیق سطح پایین
modified frequency modulation U روش ذخیره سازی داده روی رسانه مغناطیسی
modified frequency modulation U که بیت داده را طبق وضعیت بیت قبلی کدگذاری میکند. MFM از FM کاراتر است ولی از کدگذاری RLL کاراتر نیست
modulation frequency response U پاسخ فرکانس مدولاسیون
grid current modulation U مدولاسیون جریان شبکه
grid circuit modulation U مدولاسیون مدار شبکه
quadrature amplitude modulation U بیت در ثانیه , RAM. تقیسم فاز و تفسیم نوسان را ترکیب میکند تا نرخ ارسال داده را افزایش دهد
frequecny modulation recording U ثبت تلفیق فرکانس
grid bias modulation U مدولاسیون شبکه
modified frequency modulation recording U ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
electronic U پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
electronic U داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی
electronic U الکترونیک
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
electronic U الکترونیکی مربوط به الکترونیک
electronic U موضوعی که عنوان چند رسانهای را شرح میدهد
electronic U روش ارسال متن است نویس و دیاگرام روی خط تلفن
electronic U مشابه 3510
electronic U استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس
electronic U توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص
electronic U شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است
electronic U مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
electronic U سیستم ذخیره سازی متن ها که به آسانی بازیابی می شوند
electronic U الکترونیکی
electronic U میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
electronic U سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی
electronic U باس ولتاژ کم
electronic U 1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
electronic U یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
electronic U سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
electronic U سیستم ذخیره سازی پیام ارسالی توسط پست الکترونیکی تا وقتی که فرد مورد نظر بتواند آن را بخواند
electronic U قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
electronic U سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
electronic tuning U تنظیم الکترونی
electronic transition U جهش الکترونی
electronic switch U سوئیچ الکترونی
electronic structure U ساختار الکترونی
electronic voltmeter U ولت سنج الکترونیکی
electronic warfare U جنگ الکترونیک
electronic warfare U میدان جنگ الکترونیکی
electronic spreadsheet U صفحه گسترده الکترونیکی
industrial electronic U الکترونیک صنعتی
electronic viewfinder U پایندهتصویرالکتریکی
electronic tag U لباس ردیاب
electronic scales U ترازویالکتریکی
electronic piano U پیانوالکتریکی
electronic ballast U بالنالکتریکی
electronic tag U مانیتور مچ پا
electronic tagging U لباسردیاب
electronic security U رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
electronic security U تامین الکترونیکی
electronic concentration U غلظت الکترون
electronic deception U فریب الکترونیکی
electronic density U چگالی الکترونی
electronic element U عنصر الکترونیکی
electronic element U بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
electronic emission U انتشار الکترونها
electronic engineer U مهندس الکترونیک
electronic engineer U کارشناس الکترونیک
electronic excitation U تحریک الکترونی
electronic filling U پر کردن الکترونیکی
electronic flash U فلاش الکترونی
electronic current U جریان الکترونها
electronic current U جریان الکترونی
electronic cottage U مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
electronic calculator U حسابگر الکترونیکی
electronic computer U کامپیوتر الکترونیکی
electronic beam U اشعه ی الکترونیکی
electronic brain U مغز الکترونیکی
electronic camputer U ماشین حساب الکترونیکی
electronic charge U بار بنیادین
electronic components U اجزاء الکترونیکی
electronic control U تنظیم الکترونیکی
electronic control U کنترل الکترونیکی
electronic control U فرمان الکترونیکی
electronic formula U فرمول الکترونی
electronic magazine U مجله الکترونیکی
electronic publishing U انتشارات الکترونیکی
electronic microscope U میکروسکوپ الکترونی
electronic music U موسیقی الکترونیکی
electronic navigation U هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
electronic printer U چاپگر الکترونیکی
electronic navigation U ناوبری الکترونیکی
electronic pen U قلم الکترونیکی
electronic mail U پست الکترونیکی
electronic radiation U تشعشع الکترونی
electronic locator U فلزیاب رادیویی
electronic rectifier U یکسوساز الکترونی
electronic rectifier U یکسوکننده الکترونی
electronic interfrence U تداخل الکترونیکی
electronic office U محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
electronic jamming U پخش پارازیت
electronic jamming U تولید پارازیت در دستگاههای الکترونیک پخش پارازیت الکترونیکی
electronic journal U فایل خلاصه شرح وقایع دریک ترتیب زمانی فعالیتهای پردازشی انجام شده توسط کامپیوتر
electronic lens U عدسی یا لنز الکترونی
electronic power supply U منبع تغذیه الکترونیکی
integrate electronic component U قطعه الکترونیکی مجتمع
electronic transfer of data U انتقال الکترونیکی اطلاعات
electronic bulletin board U یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری میکند
secure electronic transactions U استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
electronic countermea sures U پیش گیریهای ضد الکترونیکی
electronic fund transfer U ارسال الکترونیکی دارائی
latent electronic image U تصویر الکتریکی پنهان
electronic funds transfer U انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
industrial electronic computer U ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
electronic data processing U پردازش الکترونیکی داده
electronic counter measure U جنگهای الکترونیکی
electronic countermea sures U اقدامات ضد الکترونیکی
electronic data processing system U سیستم پردازش الکترونیکی داده
email [short for electronic mail] U رایانامه
email [short for electronic mail] U پست الکترونیکی
email [short for electronic mail] U ایمیل
e-mail [short for electronic mail] U پست الکترونیکی
e-mail [short for electronic mail] U رایانامه
electronic counter counter measures U اقدامات ضد ضد الکترونیکی
e-mail [short for electronic mail] U ایمیل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com