English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electronic magazine U مجله الکترونیکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
magazine U خزانه فشنگ
magazine U تعداد صفحات در سیستم ویدیویی متنی
magazine U مجله
magazine U انبار مهمات
magazine U مخزن خشاب اسلحه
magazine U خزانه
magazine U انبار
magazine U مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazine U مخزن فشنگ خشاب
magazine U مخزن ماسه
magazine space U محوطه زاغه مهمات
magazine space U زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
powder magazine U انبار باروت
magazine feed U تغذیه مخزن
magazine area U محل نگهداری مواد منفجره یامهمات
box magazine U خشاب جعبهای شکل
box magazine U قوطی خشاب خشاب قوطی شکل
camera magazine U کاست فیلم دوربین
camera magazine U جعبه محتوی فیلم عکاسی
trade magazine U مجله تخصصی تجارت
magazine base U محلانبارخشاب
magazine catch U جایگاهانبارخشاب
magazine gun U تفنگ خزانه دار
slide magazine U جعبهاسلاید
glossy magazine U مجلهایکهحاویصفحاتبراقعکسلباسهای مد روز وغیرهباشد
powder magazine U مخزن باروت
drum magazine U مخزن استوانهای
magazine feeding attachment U تجهیزات تغذیه مخزن
magazine gun or rifle U تفنگ خزانه دار
magazine flooding system U سیستم اب فشان انبار مهمات ناو
This is a monthly magazine ( periodical ) . U این مجله ماهانه است
electronic U الکترونیکی
electronic U موضوعی که عنوان چند رسانهای را شرح میدهد
electronic U یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
electronic U شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
electronic U توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص
electronic U پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
electronic U روش ارسال متن است نویس و دیاگرام روی خط تلفن
electronic U مشابه 3510
electronic U استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس
electronic U الکترونیکی مربوط به الکترونیک
electronic U الکترونیک
electronic U داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی
electronic U سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
electronic U مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
electronic U سیستم ذخیره سازی متن ها که به آسانی بازیابی می شوند
electronic U میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
electronic U سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی
electronic U باس ولتاژ کم
electronic U 1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
electronic U سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
electronic U سیستم ذخیره سازی پیام ارسالی توسط پست الکترونیکی تا وقتی که فرد مورد نظر بتواند آن را بخواند
electronic U قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
electronic spreadsheet U صفحه گسترده الکترونیکی
electronic security U رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
electronic security U تامین الکترونیکی
electronic rectifier U یکسوساز الکترونی
electronic rectifier U یکسوکننده الکترونی
electronic pen U قلم الکترونیکی
electronic navigation U هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
electronic printer U چاپگر الکترونیکی
electronic publishing U انتشارات الکترونیکی
electronic radiation U تشعشع الکترونی
electronic office U محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
electronic structure U ساختار الکترونی
electronic switch U سوئیچ الکترونی
electronic transition U جهش الکترونی
electronic tag U لباس ردیاب
electronic tagging U لباسردیاب
electronic viewfinder U پایندهتصویرالکتریکی
electronic scales U ترازویالکتریکی
electronic piano U پیانوالکتریکی
electronic ballast U بالنالکتریکی
industrial electronic U الکترونیک صنعتی
electronic warfare U میدان جنگ الکترونیکی
electronic warfare U جنگ الکترونیک
electronic voltmeter U ولت سنج الکترونیکی
electronic tuning U تنظیم الکترونی
electronic tag U مانیتور مچ پا
electronic navigation U ناوبری الکترونیکی
electronic calculator U حسابگر الکترونیکی
electronic element U بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
electronic element U عنصر الکترونیکی
electronic density U چگالی الکترونی
electronic deception U فریب الکترونیکی
electronic concentration U غلظت الکترون
electronic current U جریان الکترونها
electronic current U جریان الکترونی
electronic cottage U مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
electronic control U فرمان الکترونیکی
electronic control U کنترل الکترونیکی
electronic control U تنظیم الکترونیکی
electronic components U اجزاء الکترونیکی
electronic charge U بار بنیادین
electronic camputer U ماشین حساب الکترونیکی
electronic brain U مغز الکترونیکی
electronic beam U اشعه ی الکترونیکی
electronic computer U کامپیوتر الکترونیکی
electronic emission U انتشار الکترونها
electronic engineer U مهندس الکترونیک
electronic engineer U کارشناس الکترونیک
electronic jamming U پخش پارازیت
electronic jamming U تولید پارازیت در دستگاههای الکترونیک پخش پارازیت الکترونیکی
electronic journal U فایل خلاصه شرح وقایع دریک ترتیب زمانی فعالیتهای پردازشی انجام شده توسط کامپیوتر
electronic lens U عدسی یا لنز الکترونی
electronic locator U فلزیاب رادیویی
electronic mail U پست الکترونیکی
electronic microscope U میکروسکوپ الکترونی
electronic modulation U مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
electronic music U موسیقی الکترونیکی
electronic interfrence U تداخل الکترونیکی
electronic filling U پر کردن الکترونیکی
electronic excitation U تحریک الکترونی
electronic flash U فلاش الکترونی
electronic formula U فرمول الکترونی
electronic power supply U منبع تغذیه الکترونیکی
electronic bulletin board U یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری میکند
latent electronic image U تصویر الکتریکی پنهان
integrate electronic component U قطعه الکترونیکی مجتمع
electronic data processing U پردازش الکترونیکی داده
industrial electronic computer U ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
electronic funds transfer U انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
electronic transfer of data U انتقال الکترونیکی اطلاعات
electronic countermea sures U پیش گیریهای ضد الکترونیکی
electronic countermea sures U اقدامات ضد الکترونیکی
electronic counter measure U جنگهای الکترونیکی
secure electronic transactions U استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
electronic fund transfer U ارسال الکترونیکی دارائی
email [short for electronic mail] U ایمیل
electronic data processing system U سیستم پردازش الکترونیکی داده
email [short for electronic mail] U پست الکترونیکی
email [short for electronic mail] U رایانامه
e-mail [short for electronic mail] U رایانامه
e-mail [short for electronic mail] U پست الکترونیکی
electronic counter counter measures U اقدامات ضد ضد الکترونیکی
e-mail [short for electronic mail] U ایمیل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com