Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
electronic journal
U
فایل خلاصه شرح وقایع دریک ترتیب زمانی فعالیتهای پردازشی انجام شده توسط کامپیوتر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
journal
U
یاطاقان گرد
journal
U
تکیه گاه اصلی
journal
U
روزنامه
journal
U
دفتر روزنامه
journal
U
دفتروقایع روزانه
journal
U
دفتر روزنامه یکان
journal
U
گزارش روزانه
journal
U
ژورنال
journal
U
شفت رابط
journal
U
شفت هرزه گرد
journal
U
رکورد ذخیره شده از هر ارتباط بین کاربر و کامپیوتر مرکزی برای کمک به بازیابی فایل پس از خرابی سیستم
journal
U
گزارش تمام ارتباط به یک ترمینال
journal
U
سرمحور
journal
U
سر محور
journal
U
لیست تغییرات یا بهنگام سازی ها در فایل
trade journal
U
روزنامه یا مجله بازرگانی
intelligence journal
U
دفتر روزنامه اطلاعات
intelligence journal
U
دفتریادداشت اطلاعات
journal bearing
U
یاطاقان گرد
journal book
U
دفتر گزارش روزانه
pivot journal
U
یاطاقان گرد محوری
purchase journal
U
دفتر روزنامه خرید
purchase journal
U
دفترخرید روزانه
unit journal
U
دفتر روزنامه یکان
axle journal
U
یاطاقان گرد اکسل
axle journal
U
سرمحور
quarterly journal of economics
U
مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
journal of the iranian mathematical soci
U
ماهنامه انجمن ریاضی ایران
electronic
U
توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص
electronic
U
الکترونیکی
electronic
U
الکترونیک
electronic
U
شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
electronic
U
پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
electronic
U
موضوعی که عنوان چند رسانهای را شرح میدهد
electronic
U
روش ارسال متن است نویس و دیاگرام روی خط تلفن
electronic
U
مشابه 3510
electronic
U
استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس
electronic
U
الکترونیکی مربوط به الکترونیک
electronic
U
یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
electronic
U
سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
electronic
U
قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
electronic
U
سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
electronic
U
1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
electronic
U
باس ولتاژ کم
electronic
U
سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی
electronic
U
میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
electronic
U
سیستم ذخیره سازی متن ها که به آسانی بازیابی می شوند
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
electronic
U
سیستم ذخیره سازی پیام ارسالی توسط پست الکترونیکی تا وقتی که فرد مورد نظر بتواند آن را بخواند
electronic
U
داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی
electronic publishing
U
انتشارات الکترونیکی
electronic security
U
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
electronic music
U
موسیقی الکترونیکی
electronic security
U
تامین الکترونیکی
electronic rectifier
U
یکسوساز الکترونی
electronic navigation
U
ناوبری الکترونیکی
electronic radiation
U
تشعشع الکترونی
electronic navigation
U
هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
electronic office
U
محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
electronic rectifier
U
یکسوکننده الکترونی
electronic pen
U
قلم الکترونیکی
electronic printer
U
چاپگر الکترونیکی
electronic spreadsheet
U
صفحه گسترده الکترونیکی
electronic structure
U
ساختار الکترونی
electronic switch
U
سوئیچ الکترونی
electronic tag
U
مانیتور مچ پا
electronic tagging
U
لباسردیاب
electronic viewfinder
U
پایندهتصویرالکتریکی
electronic scales
U
ترازویالکتریکی
electronic piano
U
پیانوالکتریکی
electronic ballast
U
بالنالکتریکی
electronic tuning
U
تنظیم الکترونی
industrial electronic
U
الکترونیک صنعتی
electronic warfare
U
میدان جنگ الکترونیکی
electronic warfare
U
جنگ الکترونیک
electronic voltmeter
U
ولت سنج الکترونیکی
electronic transition
U
جهش الکترونی
electronic tag
U
لباس ردیاب
electronic modulation
U
مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
electronic calculator
U
حسابگر الکترونیکی
electronic element
U
عنصر الکترونیکی
electronic density
U
چگالی الکترونی
electronic deception
U
فریب الکترونیکی
electronic current
U
جریان الکترونها
electronic current
U
جریان الکترونی
electronic cottage
U
مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
electronic control
U
فرمان الکترونیکی
electronic control
U
کنترل الکترونیکی
electronic control
U
تنظیم الکترونیکی
electronic components
U
اجزاء الکترونیکی
electronic charge
U
بار بنیادین
electronic camputer
U
ماشین حساب الکترونیکی
electronic brain
U
مغز الکترونیکی
electronic concentration
U
غلظت الکترون
electronic beam
U
اشعه ی الکترونیکی
electronic computer
U
کامپیوتر الکترونیکی
electronic element
U
بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
electronic emission
U
انتشار الکترونها
electronic flash
U
فلاش الکترونی
electronic jamming
U
تولید پارازیت در دستگاههای الکترونیک پخش پارازیت الکترونیکی
electronic formula
U
فرمول الکترونی
electronic lens
U
عدسی یا لنز الکترونی
electronic interfrence
U
تداخل الکترونیکی
electronic filling
U
پر کردن الکترونیکی
electronic locator
U
فلزیاب رادیویی
electronic magazine
U
مجله الکترونیکی
electronic mail
U
پست الکترونیکی
electronic microscope
U
میکروسکوپ الکترونی
electronic excitation
U
تحریک الکترونی
electronic engineer
U
کارشناس الکترونیک
electronic engineer
U
مهندس الکترونیک
electronic jamming
U
پخش پارازیت
electronic power supply
U
منبع تغذیه الکترونیکی
electronic bulletin board
U
یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری میکند
electronic transfer of data
U
انتقال الکترونیکی اطلاعات
electronic funds transfer
U
انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
secure electronic transactions
U
استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
integrate electronic component
U
قطعه الکترونیکی مجتمع
industrial electronic computer
U
ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
electronic countermea sures
U
پیش گیریهای ضد الکترونیکی
electronic countermea sures
U
اقدامات ضد الکترونیکی
latent electronic image
U
تصویر الکتریکی پنهان
electronic counter measure
U
جنگهای الکترونیکی
electronic fund transfer
U
ارسال الکترونیکی دارائی
electronic data processing
U
پردازش الکترونیکی داده
electronic data processing system
U
سیستم پردازش الکترونیکی داده
email
[short for electronic mail]
U
رایانامه
email
[short for electronic mail]
U
پست الکترونیکی
email
[short for electronic mail]
U
ایمیل
e-mail
[short for electronic mail]
U
پست الکترونیکی
e-mail
[short for electronic mail]
U
رایانامه
electronic counter counter measures
U
اقدامات ضد ضد الکترونیکی
e-mail
[short for electronic mail]
U
ایمیل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com