English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electronic concentration U غلظت الکترون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
concentration U تمرکز
concentration U شدت
concentration U غلظت [شیمی]
concentration U اشباع
concentration U غلیظ سازی
concentration U تراکم
concentration U تمرکز عده ها
concentration U تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentration U غلظت
concentration of electron U چگالی الکترون
concentration of fire U تمرکز اتش
concentration of fire U توده کردن اتش
concentration polarization U قطبش غلظتی
concentration gradient U شیب غلظت
concentration gradient U گرادیان غلظت
concentration cell U پیل غلظتی
concentration area U منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
concentration area U منطقه تمرکز اتش
concentration camps U بازداشتگاه
concentration camps U منطقه تجمع اسرا
concentration camps U بازداشتگاه اسرا
concentration ratio U نسبت تمرکز
concentration ratio U نرخ تمرکز
period of concentration U می پیماید
period of concentration U در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
period of concentration U زمان تمرکز
molecular concentration U غلظت مولکولی
molar concentration U غلطت مولی
ion concentration U غلظت یون
formal concentration U غلظت فرمال
stress concentration U تمرکز تنش
electron concentration U غلظت الکترون
data concentration U تمرکز داده
critical concentration U میزان تمرکز بحرانی
concentration camps U اردوگاه کار اجباری
concentration camps U بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
concentration camp U بازداشتگاه
concentration camp U منطقه تجمع اسرا
concentration camp U بازداشتگاه اسرا
concentration camp U اردوگاه کار اجباری
concentration camp U بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
strategic concentration by rail U نشرمسکوکات فلزی
maximum allowable concentration U حداکثر غلظت مجاز
strategic concentration by rail U سیستم پولی فلزی
concentration cell corrosion U نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
The convicts are being sent to concentration camps . U محکومین به اردوگاههای کار اجباری اعزام می شوند
electronic U الکترونیکی مربوط به الکترونیک
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
electronic U الکترونیک
electronic U مشابه 3510
electronic U روش ارسال متن است نویس و دیاگرام روی خط تلفن
electronic U موضوعی که عنوان چند رسانهای را شرح میدهد
electronic U پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
electronic U توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص
electronic U استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس
electronic U الکترونیکی
electronic U داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی
electronic U قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
electronic U سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
electronic U 1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
electronic U باس ولتاژ کم
electronic U سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی
electronic U میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
electronic U مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
electronic U سیستم ذخیره سازی پیام ارسالی توسط پست الکترونیکی تا وقتی که فرد مورد نظر بتواند آن را بخواند
electronic U سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
electronic U یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
electronic U شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است
electronic U سیستم ذخیره سازی متن ها که به آسانی بازیابی می شوند
electronic rectifier U یکسوساز الکترونی
electronic structure U ساختار الکترونی
electronic office U محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
electronic spreadsheet U صفحه گسترده الکترونیکی
electronic security U رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
electronic pen U قلم الکترونیکی
electronic security U تامین الکترونیکی
electronic printer U چاپگر الکترونیکی
electronic publishing U انتشارات الکترونیکی
electronic radiation U تشعشع الکترونی
electronic rectifier U یکسوکننده الکترونی
electronic transition U جهش الکترونی
electronic tuning U تنظیم الکترونی
electronic voltmeter U ولت سنج الکترونیکی
electronic switch U سوئیچ الکترونی
electronic tagging U لباسردیاب
electronic scales U ترازویالکتریکی
electronic piano U پیانوالکتریکی
electronic ballast U بالنالکتریکی
electronic tag U مانیتور مچ پا
electronic current U جریان الکترونی
electronic tag U لباس ردیاب
electronic viewfinder U پایندهتصویرالکتریکی
industrial electronic U الکترونیک صنعتی
electronic warfare U میدان جنگ الکترونیکی
electronic warfare U جنگ الکترونیک
electronic navigation U هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
electronic computer U کامپیوتر الکترونیکی
electronic engineer U مهندس الکترونیک
electronic deception U فریب الکترونیکی
electronic emission U انتشار الکترونها
electronic element U بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
electronic element U عنصر الکترونیکی
electronic density U چگالی الکترونی
electronic calculator U حسابگر الکترونیکی
electronic current U جریان الکترونها
electronic cottage U مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
electronic control U فرمان الکترونیکی
electronic control U کنترل الکترونیکی
electronic control U تنظیم الکترونیکی
electronic components U اجزاء الکترونیکی
electronic charge U بار بنیادین
electronic camputer U ماشین حساب الکترونیکی
electronic brain U مغز الکترونیکی
electronic beam U اشعه ی الکترونیکی
electronic engineer U کارشناس الکترونیک
electronic excitation U تحریک الکترونی
electronic filling U پر کردن الکترونیکی
electronic journal U فایل خلاصه شرح وقایع دریک ترتیب زمانی فعالیتهای پردازشی انجام شده توسط کامپیوتر
electronic lens U عدسی یا لنز الکترونی
electronic locator U فلزیاب رادیویی
electronic magazine U مجله الکترونیکی
electronic mail U پست الکترونیکی
electronic microscope U میکروسکوپ الکترونی
electronic modulation U مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
electronic music U موسیقی الکترونیکی
electronic navigation U ناوبری الکترونیکی
electronic jamming U تولید پارازیت در دستگاههای الکترونیک پخش پارازیت الکترونیکی
electronic flash U فلاش الکترونی
electronic formula U فرمول الکترونی
electronic interfrence U تداخل الکترونیکی
electronic jamming U پخش پارازیت
electronic data processing U پردازش الکترونیکی داده
electronic fund transfer U ارسال الکترونیکی دارائی
electronic power supply U منبع تغذیه الکترونیکی
industrial electronic computer U ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
electronic bulletin board U یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری میکند
integrate electronic component U قطعه الکترونیکی مجتمع
latent electronic image U تصویر الکتریکی پنهان
electronic transfer of data U انتقال الکترونیکی اطلاعات
secure electronic transactions U استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
electronic countermea sures U پیش گیریهای ضد الکترونیکی
electronic countermea sures U اقدامات ضد الکترونیکی
electronic counter measure U جنگهای الکترونیکی
electronic funds transfer U انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
email [short for electronic mail] U پست الکترونیکی
email [short for electronic mail] U رایانامه
electronic data processing system U سیستم پردازش الکترونیکی داده
email [short for electronic mail] U ایمیل
e-mail [short for electronic mail] U ایمیل
electronic counter counter measures U اقدامات ضد ضد الکترونیکی
e-mail [short for electronic mail] U رایانامه
e-mail [short for electronic mail] U پست الکترونیکی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com