English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electromagnetic interference U مداخله الکترومغناطیسی درکار رادارها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
electromagnetic U اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
electromagnetic U الکترومگنتیک
electromagnetic U الکترو مغناطیسی
electromagnetic U وابسته به نیروی مغناطیسی برق
electromagnetic U ایجاد میدان مغناطیسی در اثر نیروی الکتریکی
electromagnetic intrusion U نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
electromagnetic lens U عدسی الکترومغناطیسی
electromagnetic log U سرعت یاب الکترومغناطیسی
electromagnetic radiation U تابشهای الکترومگنتیک
electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی
electromagnetic relay U کلید مغناطیسی
electromagnetic induction U القای الکترو مغناطیسی
electromagnetic attraction U جاذبه الکترومغناطیسی
electromagnetic induction U القای الکترومغناطیسی
electromagnetic focusing U تمرکز الکترومغناطیسی
electromagnetic flux U شاره الکترومغناطیسی
electromagnetic field U میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic deflection U خمش الکترومغناطیسی
electromagnetic cutout U فیوز الکترومغناطیسی
electromagnetic coupling U تزویج الکترومغناطیسی
electromagnetic compatability U قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
electromagnetic brake U ترمز مغناطیسی
electromagnetic relay U رله الکترومغناطیسی
electromagnetic repulsion U دافعه الکترومغناطیسی
electromagnetic vibration U ضربه گر الکترومغناطیسی
electromagnetic waves U امواج الکترومغناطیسی
electromagnetic waves U امواج الکترومغناطیسی پرتوهای الکترومغناطیسی
electromagnetic waves U امواج الکترومگنتیک
electromagnetic wave U موج الکترومغناطیسی
electromagnetic wave U موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
electromagnetic profile U مجموعه اطلاعات مربوط به وسایل الکترومانیتکی والکترونیکی و رادار
the electromagnetic force U نیروی الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum U میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum U طیف الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum U طیف الکترومگنتیک
electromagnetic system U دستگاه الکترومغناطیسی
electromagnetic tran U تله الکترومغناطیسی
electromagnetic units U واحدهای الکترومغناطیسی
instrument for electromagnetic screening U دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
electromagnetic delay line U خط تاخیر الکترومغناطیسی
polarized electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی قطبیده
interference U دست درازی
interference U خش خش
non interference U بر کناری
interference U مداخله
interference U اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
interference U تداخل امواج
interference U انترفرنس
interference U مانع
interference U معارضه
interference U مزاحمت مهرههای خودی شطرنج
interference U سد کردن غیرمجاز راه حریف
interference U ممانعت غیرمجاز
interference U محاسبه داده طبق میدانهای مغناطسی که به صورت الکتریکی تولید شده اند
interference U اختلال در سیگنال
interference U دخالت
interference U فضولی
interference U تداخل
density of the total electromagnetic ene U چگالی انرژی الکترومغناطیسی
interference meter U ولتمتر انترفرنس
interference limiter U محدودکننده پارازیت
interference level U سطح پارازیت
interference inverter U دیود پارازیت گیر
interference drag U پسای داخلی
interference generator U مولد پارازیت
interference power U توان پارازیت
interference wave U موج مزاحم
interference wave U موج انترفرنس
radio interference U تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
radio interference U پارازیت رادیویی
interference micriscope U میکروسکوپ انترفرنس
pass interference U جلوگیری غیر مجاز حریف ازگرفتن پاس
interference filter U صافی تداخل
interference field U میدان انترفرنس
constructive interference U تداخل فزاینده
biplane interference U تداخل ایرودینایکی بین دو بال که روی یکدیگر قرار گرفته اند
static interference U پارازیت جوی
atmospheric interference U پارازیت جوی
armature interference U اغتشاش ارمیچر
interference vcoltage U ولتاژ پارازیت
interference filter U صافی پارازیت
image of interference U تصویر انترفرنس
inductive interference U تداخل امواج القائی انترفرنس القائی
diathermy interference U تداخل امواج دیاترمی
interference area U ناحیه ی تداخل امواج
interference zone U ناحیه ی تداخل امواج
interference field U میدان مزاحم
interference eliminator U صافی تداخل
interference current U جریان مزاحم
interference characteristic U مشخصه انترفرنس
high frequency interference U تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
radio frequency interference U تداخل فرکانس رادیویی
anti interference device U دستگاه ضد تداخل
anti interference capacitor U خازن ضد تداخل
inductive interference voltage U ولتاژ تداخل امواج القائی
interference voltage meter U ولتمتر پارازیت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com