English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electromagnetic brake U ترمز مغناطیسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
electromagnetic U ایجاد میدان مغناطیسی در اثر نیروی الکتریکی
electromagnetic U وابسته به نیروی مغناطیسی برق
electromagnetic U الکترو مغناطیسی
electromagnetic U الکترومگنتیک
electromagnetic U اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
electromagnetic attraction U جاذبه الکترومغناطیسی
electromagnetic intrusion U نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
electromagnetic lens U عدسی الکترومغناطیسی
electromagnetic log U سرعت یاب الکترومغناطیسی
the electromagnetic force U نیروی الکترومغناطیسی
electromagnetic interference U مداخله الکترومغناطیسی درکار رادارها
electromagnetic induction U القای الکترو مغناطیسی
electromagnetic induction U القای الکترومغناطیسی
electromagnetic compatability U قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
electromagnetic coupling U تزویج الکترومغناطیسی
electromagnetic deflection U خمش الکترومغناطیسی
electromagnetic cutout U فیوز الکترومغناطیسی
electromagnetic field U میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic flux U شاره الکترومغناطیسی
electromagnetic focusing U تمرکز الکترومغناطیسی
electromagnetic profile U مجموعه اطلاعات مربوط به وسایل الکترومانیتکی والکترونیکی و رادار
electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی
electromagnetic waves U امواج الکترومغناطیسی
electromagnetic waves U امواج الکترومغناطیسی پرتوهای الکترومغناطیسی
electromagnetic waves U امواج الکترومگنتیک
electromagnetic wave U موج الکترومغناطیسی
electromagnetic wave U موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
electromagnetic vibration U ضربه گر الکترومغناطیسی
electromagnetic tran U تله الکترومغناطیسی
electromagnetic system U دستگاه الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum U طیف الکترومگنتیک
electromagnetic relay U کلید مغناطیسی
electromagnetic relay U رله الکترومغناطیسی
electromagnetic repulsion U دافعه الکترومغناطیسی
electromagnetic radiation U تابشهای الکترومگنتیک
electromagnetic spectrum U طیف الکترومغناطیسی
electromagnetic units U واحدهای الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum U میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic delay line U خط تاخیر الکترومغناطیسی
instrument for electromagnetic screening U دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
polarized electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی قطبیده
density of the total electromagnetic ene U چگالی انرژی الکترومغناطیسی
d.c. brake U ترمز جریان دائم
brake U ترمزکردن
brake U ضامن
brake U ترمز
brake U قطع درگیری
brake U ترمز کردن
brake U عایق مانع
brake U درختستان
brake U بیشه
brake wheel U چرخ دندانه دار
brake wheels U چرخ های دندانه دار
leaf brake U خم کن
brake valve U سوپاپ ترمز
gear brake U ترمز سیستم انتقال
power brake U ترمز سروو
internal brake U ترمز داخلی
hub brake U ترمز چرخ
hoist brake U ترمز نقاله
hand brake U ترمز دستی
brake lights چراغ های ترمز
brake fluid U روغن ترمز
aerodynamic brake U ترمزهوایی
steering brake U قفل فرمان خود روشنی دار
magnetic brake U ترمز مغناطیسی
muzzle brake U دافع دهانه
muzzle brake U شعله پوش لوله توپ
steam brake U ترمز بخاری
rock brake U بسفایج معمولی
prony brake U لگام پرونی
prony brake U ترمز پرونی
press brake U پرس خمشی
brake cable U سیمترمز
brake caliper U لنتترمز
rear brake U ترمزعصبی
front brake U ترمزجلو
dynamic brake U ترمزدینامیکی
drum brake U ترمزحلقوی
chain brake U عایقزنجیر
brake van U عایقواگن
brake pedal U ترمزپدال
brake pad U لایهترمز
brake lever U سطحترمز
brake handle U ترمزدستی
brake hose U شلنگترمز
prony brake U مهار پرونی
electric brake U ترمز برقی
cane brake U نیستان
cane brake U نیزار
brake wheel U ترمز چرخها
brake weight U لنگر
brake horsepower U توان مفید
brake shoe U کفشک ترمز
brake rigging U اتصالات ترمز لوکوموتیو تقویت کنندههای ترمزلوکوموتیو
brake collar U رینگ ترمز
air brake U ترمز هوایی
brake lining U لنت ترمز
brake lining U مادهای با کارایی خوب دربرابر اصطکاک و مقاومت دربرابر حرارت زیاد
brake horsepower U نیروی ترمز
brake horsepower U توان حقیقی مهاری
cane brake U نوعی ازعلف
disc brake U ترمز دیسکی
four wheel brake U ترمز چهار چرخ
air brake U ترمز کمپرسی
foot brake U ترمز پایی
brake pressure U نیروی ترمز
emergency brake U ترمز اضطراری
air brake U ترمز بادی
disc brake U ترمز صفحهای
electric brake U ترمز الکتریکی
brake cross shaft U محور ترمز
front brake lever U اهرم ترمزجلو
hand brake wheel U چرخترمزدستی
back pedalling brake U ترمز مسیر ازاد
trailer brake system U دستگاه ترمز تریلر [فناری خودرو]
rear brake pedal U پدالترمزانتهایی
trailer brake valve U سوپاپ ترمز تریلر
air brake pressurizer U فشرنده هوا
brake actuating lever U اهرم ترمز
back pedalling brake U ترمز باگردش ازاد
brake expander cam U بادامک ترمز
brake expander mechanism U مکانیزم انبساط ترمز
hand brake lever U اهرم ترمز دستی
flexible brake tubing U لوله قابل انعطاف ترمز
load reaction brake U ترمز فشار باد
front wheel brake U ترمز چرخ جلو
brake shoe carrier U نگهدارنده کفشک ترمز
to cut brake or beat a r U گوی سبقت رادر رشتهای ازپیشینیان ربودن
air brake handle U دستهترمزهوایی
emergency brake equipment U تجهیزات ترمز اضطراری
brake shoe ring U رینگ کفشک ترمز
brake lifting magnet U ترمز مغناطیسی اسانسور
brake mean effective pressure U مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
brake piston cup U رینگ پیستون ترمز
foot brake pedal U پدال ترمز
brake specific fuel consumption U مقدار سوخت مصرف شده درواحد زمان برای تولید واحدقدرت
hand brake winding lever U سطحپیچاپیچترمزدستی
air brake pressure gage U مانومتر با ترمز هوایی
hand brake gear housing U دستهترمزموتورکابین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com