English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 145 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electrical quantity U مقدار الکتریسیته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
electrical U الکتریکی
electrical U مر بوط به الکتریسیته
electrical U سیستم الکتریکی
electrical U برقی
electrical and otherwise U الکتریکی و غیر الکتریکی
electrical conductivity U رسانندگی الکتریکی
electrical conductivity U هدایت الکتریکی
electrical conduction U رسانش الکتریکی
electrical conductance U رسانایی الکتریکی
electrical circuit U مدار برقی
electrical breeze U وزش الکتریکی
electrical schematic U نمودار الکتریکی
electrical angle U زاویه الکتریکی
electrical analogue U مشابهات الکتریکی
electrical conductivity U رسانندگی
electrical conductivity U رسانایی
electrical resistivity U مقاومت الکتریکی
electrical resistance U مقاومت برقی
electrical prospecting U کاوش الکتریکی
electrical model U مدل الکتریکی
electrical interface U تداخل الکتریکی
electrical interception U رهگیری الکترونیکی
electrical insulator U عایق الکتریکی
electrical insulation U برق بندی
electrical insulation U عایق سازی الکتریکی
electrical induction U القای برقی
electrical fuse U فیوز برق
electrical resistivity U مقاومت ویژه
electrical discharge U تخلیه برقی
electrical degree U درجه الکتریکی
electrical connector U اتصال برق
electrical conductor U رسانای برقی
electrical outlet U پریز روی دیوار
electrical outlets U پریز های دیواری
electrical outlets U پریز های روی دیوار
electrical outlet U پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
electrical energy U انرژی برقی
electrical connections U اتصالات الکتریکی
electrical system U سیستم برق
electrical outlets U پریز ها
electrical hazard U خطرصاعقه
electrical connections U اتصالاتالکتریکی
electrical connection U متصلکنندهالکتریکی
electrical box U جعبهالکتریکی
electrical circuit U مدار الکتریکی [فیزیک] [مهندسی]
electrical bounding U اتصال الکتریکی
electrical sheet U ورقهای برقی
electrical outlet U پریز دیواری
electrical shant U مهار برقی
institute of electrical and U society engineerscomputer electronicsانجمن کامپیوتری مهندسین برق و الکترونیک
electrical communications U ارتباطات الکترونیکی
electrical series U زوجهای برقی
electrical transcription U ضبط الکتریکی
electrical connection panel U صفحهاتصالبهبرق
electrical metallic tubing U لوله برقی فلزی
three unit electrical system U دستگاه سه برقی
electrical payout linkage U متصلکنندهپرداختالکتریکی
electrical scoring apparatus U دستگاهامتیازبندیبرقی
There is a fault in the electrical wires . U سیمهای برق عیب کرده است
electrical double layer U لایه مضاعف الکتریکی
absolute electrical units U واحدهای الکتریکی مطلق
electrical power unit U واحدقدرتالکتریکی
specific electrical conductivity U هدایت الکتریکی مخصوص
high frequency electrical engineering U مهندسی برق فرکانس بالا
absolute system of electrical units دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
quantity U تعداد زیاد
quantity U کمیت
quantity U حد
quantity U مبلغ
quantity U قدر اندازه
quantity U تعداد یا شماره چیزی
quantity U چندی
quantity U مقدار
the quantity of a vowel U کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
scalar quantity U کمیت عددی
vector quantity U کمیت برداری
scalar quantity U کمیت اسکالر
scalar quantity U کمیت نردهای
scalar quantity U کمیت غیر برداری
unknown quantity U مقدارمجهول یانامعلوم کسیکه کردارش رانتوان پیش بینی کر د
sinusoidal quantity U کمیت سینوسی
copy quantity U مقدارکپی
scalar quantity U اسکالر [فیزیک] [ریاضی]
dimensionless quantity U کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
conserved quantity U کمیت ثابت [فیزیک]
conserved quantity U کمیت پایسته [فیزیک]
partial quantity U زیرمجموعه [ریاضی]
infinite quantity U مقدار بی نهایت
scalar quantity U کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
quantity surveyor U براورد کننده مقادیر
observable quantity U کمیت مشاهده پذیر
oscillating quantity U کمیت نوسانی
peridic quantity U کمیت تناوبی
quantity of supply U مقدار عرضه
physical quantity U کمیت فیزیکی
pseudoscalar quantity U کمیت شبه عددی
pulsating quantity U کمیت ضربانی
quantity allowance U تخفیف کلی
quantity allowance U تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
quantity control U کنترل کمیت
mean value of periodic quantity U میانگین کمیت دورهای
magnetic quantity U کیفیت مغناطیسی
quantity surveyor U ارزیاب کمیت مواد
quantity surveyors U براورد کننده مقادیر
quantity surveyors U ارزیاب کمیت مواد
alternating quantity U کمیت متناوب
an infinite quantity U بی نهایت
certificate of quantity U گواهی کمیت
certificate of quantity U گواهی مقدار
certificating of quantity U گواهی کمیت
contract quantity U حجم قرارداد
batch quantity U کمیت گروهی
quantity controls U کنترلهای کمی
quantity demanded U مقدار تقاضا شده
quantity discount U مقدار تخفیف
quantity supplied U مقدار عرضه شده
quantity surveryor U براوردکننده مقادیر
quantity of money U مقدار پول
quantity of leisure U مقدار ساعات بیکاری
quantity of leisure U مقدار فراغت
quantity of labor U مقدار کار
r.m.s. value of a periodic quantity U جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
quantity of demand U مقدار تقاضا
quantity discount U میزان تخفیف
quantity discount U تخفیف کلی
quantity rebate U تخفیف عمده فروشی
quantity discount U تخفیف عمده فروشی
quantity equation U معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
rated quantity U مقدار اسمی
quantity of capital U مقدار سرمایه
quantity theory of money U نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
quantity theory of money U حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
economic order quantity U کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
quantity theory of money U نظریه مقداری پول
symmetrical alternating quantity U کمیت متناوب متقارن نامتوازن
quantity equation of exchange U یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
input energizing quantity U اندازه تحریک ورودی
economic order quantity U حد مطلوب سفارش
phase of a sinusoidal quantity U فاز کمیت سینوسی
damped sinusoidal quantity U کمیت سینوسی میرنده
demand versus quantity demanded U تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
time constant of an exponential quantity U ثابت زمانی یک کمیت نمایی
quantity theory of money and prices U نظریه مقداری پول و قیمت
to run to a quantity [to run into a sum] U بر مبلغی [مقداری] بالغ شدن [یا بودن]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com