English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electrical model U مدل الکتریکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
electrical and otherwise U الکتریکی و غیر الکتریکی
electrical U مر بوط به الکتریسیته
electrical U سیستم الکتریکی
electrical U برقی
electrical U الکتریکی
electrical fuse U فیوز برق
electrical resistivity U مقاومت ویژه
electrical induction U القای برقی
electrical insulation U عایق سازی الکتریکی
electrical insulation U برق بندی
electrical energy U انرژی برقی
electrical discharge U تخلیه برقی
electrical connector U اتصال برق
electrical degree U درجه الکتریکی
electrical conductor U رسانای برقی
electrical bounding U اتصال الکتریکی
electrical breeze U وزش الکتریکی
electrical circuit U مدار برقی
electrical communications U ارتباطات الکترونیکی
electrical conductance U رسانایی الکتریکی
electrical conduction U رسانش الکتریکی
electrical conductivity U هدایت الکتریکی
electrical conductivity U رسانندگی الکتریکی
electrical conductivity U رسانندگی
electrical conductivity U رسانایی
electrical insulator U عایق الکتریکی
electrical interception U رهگیری الکترونیکی
electrical connections U اتصالاتالکتریکی
electrical system U سیستم برق
electrical connections U اتصالات الکتریکی
electrical outlet U پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
electrical outlets U پریز ها
electrical outlet U پریز دیواری
electrical outlet U پریز روی دیوار
electrical outlets U پریز های دیواری
electrical outlets U پریز های روی دیوار
electrical connection U متصلکنندهالکتریکی
electrical box U جعبهالکتریکی
electrical interface U تداخل الکتریکی
electrical prospecting U کاوش الکتریکی
electrical quantity U مقدار الکتریسیته
electrical resistance U مقاومت برقی
electrical resistivity U مقاومت الکتریکی
electrical schematic U نمودار الکتریکی
electrical series U زوجهای برقی
electrical shant U مهار برقی
electrical sheet U ورقهای برقی
electrical transcription U ضبط الکتریکی
institute of electrical and U society engineerscomputer electronicsانجمن کامپیوتری مهندسین برق و الکترونیک
electrical circuit U مدار الکتریکی [فیزیک] [مهندسی]
electrical angle U زاویه الکتریکی
electrical analogue U مشابهات الکتریکی
electrical hazard U خطرصاعقه
absolute electrical units U واحدهای الکتریکی مطلق
electrical payout linkage U متصلکنندهپرداختالکتریکی
There is a fault in the electrical wires . U سیمهای برق عیب کرده است
electrical power unit U واحدقدرتالکتریکی
electrical scoring apparatus U دستگاهامتیازبندیبرقی
electrical metallic tubing U لوله برقی فلزی
electrical double layer U لایه مضاعف الکتریکی
three unit electrical system U دستگاه سه برقی
specific electrical conductivity U هدایت الکتریکی مخصوص
electrical connection panel U صفحهاتصالبهبرق
high frequency electrical engineering U مهندسی برق فرکانس بالا
absolute system of electrical units دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
model U نمونه اصلی
model U قالب
s o r model U الگوی محرک- جاندار- پاسخ
s r model U الگوی محرک- پاسخ
s s model U الگوی محرک- محرک
new model U از نوطرح کردن
s r s model U الگوی محرک- پاسخ- محرک
model U الگو
model U مدل سازی
model U نمونه قرار دادن
model U شکل دادن
model U طرح ریختن ساختن
model U نقشه
model U قالب طرح
model U سرمشق
model U نمونه
model U مدل
model U نوع یک محصول
model U ساختن مدل کامپیوتری محصول جدید یا سیستم اقتصادی و..
model U طرح
model U آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
model U قطعهای که برای به نمایش گذاشن به کار می رود
model U گونه یک محصول
model U مطابق مدل معینی در اوردن
model U کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
tiny model U مدل حافظه خانواده پردازنده Intel که امکان وجود چندین کیلوبایت داده وکد را ایجاد میکند
relational model U مدل رابطهای
random model U الگوی تصادفی
random model U مدل تصادفی
probabilistic model U مدل احتمالی
station model U مدلهواشناسی
she was a model of besuty U نمونه زیبایی بود
dressmaker's model U مانکنخیاطی
vintage model U الگوی مقطع زمانی
vintage model U الگوی زمانی
validation of a model U اعتبار یک الگو
two sector model U الگوی دو بخشی
test model U نمونه ی ازمایش
stochastic model U نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
stochastic model U الگوی تصادفی
probabilistic model U الگوی تصادفی
economic model U الگوی اقتصادی
hierarchical model U مدل سلسله مراتبی
huge model U مدل حافظه پردازنده Intel که به کد داده و برنامه اجازه ارسال بر حسب کیلوبایت میدهد.
imageing model U روش یا مدل ارائه تصاویر
deteministic model U مدل قطعی
macro model U الگوی کلان
mathematical model U الگوی ریاضی
mathematical model U مدل ریاضی
mathematicl model U الگوی ریاضی
haavelmo model U الگوی هاولمو
bohr model U مدل بور
conceptual model U شرح پایگاه داده ها یابرنامه به صورت دادهای وارد وموضوعات مربوط به آن
econometric model U الگوی اقتصادسنجی
dynamic model U مدل پویا
dynamic model U الگوی پویا
decision model U الگوی تصمیم گیری
data model U مدل داده
cosmological model U مدل کیهان شناختی
corporate model U نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
conjunctive model U الگوی عطفی
large model U مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
micro model U الگوی خرد
model building U الگوسازی
noncompetitive model U الگوی غیر رقابتی
validation of a model U تحقق پذیری یک الگو
neoclassical model U الگوی نئوکلاسیک
pilot model U نمونه ازمایشی
molecular model U الگوی مولکولی
pilot model U مدل یا قالب نمونه اولیه وسایل و ماشین الات یاقطعات
pilot model U مدل ازمایشی
probabilistic model U الگوی احتمالی
model geometric U نمایش کامل سه بعدی یا دوبعدی صحیح هندسی از یک شکل
model geometric U یک قسمت یا یک ناحیه جغرافیایی که روی یک سیستم گرافیکی کامپیوترطراحی و در یک پایگاه ذخیره شده است
planning model U الگوی برنامه ریزی
normative model U الگوی هنجاری
perspective spatial model U مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
micro dynamic model U الگوی خرد پویا
stimulus response model U الگوی محرک- پاسخ
leading edge model U IB سازگار است یک میکروکامپیوتر کم هزینه که با کامپیوتر شخصی
perspective spatial model U مدل برجسته بینی
budget forecasting model U مدل پیشگویی بودجهای
balanced growth model U الگوی رشد متوازن
tandy model 000hl U IBکامپیوتر شخصی سازگار باریزکامپیوتر XT
stick and ball model U الگوی گلوله و میله
macro dynamic model U الگوی کلان پویا
wire frame model U نمایش داده شده با خط وط و منحنی به جای مکانهای توپر یا داشتن فاهر جامد
ISO/OSI model U معماری چند لایه که نحوه کار کامپیوتر و شبکه را بیان میکند
ISO/OSI model U INTERCONNECTION SYSTEM OPEN/ORGANIZATION STANDARDS INTERNATIONAL
free electron model U الگوی الکترون ازاد
file level model U نمونهای مربوط به تعریف ساختارهای داده برای کارایی بهینه برنامههای کاربردی یا بررسیهای پایگاه
sales forecasting model U مدل پیش فروش
the math teacher-turned-model U آموزگار ریاضیی که مدل شده است.
space filling molecular model U الگوی مولکولی فضا پر کن
Just check out the new sports car model! U نگاه بکن به مدل تازه خودروی کورسی !
stimulus organism response model U الگوی محرک- جاندار- پاسخ
stimulus stimulus model U الگوی محرک- محرک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com